اخلاق فردی و اجتماعی

آنها باادب هستند و با همه مردم صرفنظر از جنس، نژاد یا ملیت با احترام و منزلت برابر رفتار میکنند. پس باید در شوخی ها به شخصیت فرد لطمه وارد نشود و احترام او کاملا حفظ شود و شخصیت و وقار فرد شوخی کننده نیز تضعیف نگردد. سقراط پاسخ می دهد : پس صواب مستقل از امر خداست. پس ميبينيد كه اخلاق حرفهاي مختص حرفه خاصي نيست، بلكه در هر زمينه و تخصصي، كاربردهاي خاص خود را دارد و مسئله مهمياست. عدم توجه به اخلاق كار در مديريت سازمانها، در كشور ما كه از يك سو بايد بر پايه ارزشهاي اخلاقي متعالي باشد و از سوي ديگر با كشورهاي پيشرفته جهان فاصله قابل ملاحظه دارد، در شرايطي كه انتظارات اجتماعي از سازمانها در باره مسائلي مانند محيط زيست، حقوق زنان، كودكان، معلولان، عدالت در استخدام و كاهش نيروي انساني، نيز افزايش يافته.

اخلاقيات را نميتوان مستقيم مديريت كرد، مثلاً رفتار مدير سازمان بر كاركنان و محيط كار به شدت تأثير ميگذارد، اولويتهاي اهداف استراتژيك مانند حداكثر كردن سود، افزايش سهم بازار، كاهش هزينهها و … مسئوليت اجتماعي جنبههاي عملي، اخلاقي، محيط كار، رفتاري، به روز كردن سياستها و خط مشيها و رويهها و راهكارهاي حل مشكلات و … پزشكي كه فقط بيماري را تشخيص ميدهد و برابر ضوابط نسخه مينويسد، تعهد اجتماعي خود را تا حدودي انجام ميدهد ولي اگر سوالات او را پاسخ گفت و آموزشهاي لازم را در جهت بهبود زندگي بيمار و پيشگيري از شدت بيماري او داد و در كل انتظارات او را برآورد كرد، به مسئوليت اجتماعي خود نيز عمل كرده است و اگر به موازات همه اينها، به دنبال الگوها، مدلها و ابزارهايي رفت براي برون رفت در حداقل زمان ممكن از مشكلي كه ميتواند گريبانگير او در طولاني مدت باشد، و يا مثلا به خاطر رفع مشكلي حاد، شبانه به بالين بيمار در منزل او هم ميرود، در جهت انطباق اجتماعي عمل كرده است، مثل پزشكي كه در واكنش به درد شديد ناشي از عمل جراحي بيمارش و انتظارات او براي كاهش فوري از شدت درد، كه وظايف قانوني و حرفهاي و اخلاقي خود را در ارتباط با او به درستي انجام داده، براي اقدام متفاوت ديگري نيز در فكر و انديشه و مطالعه است.

يكي از علما كه نماينده دوره اول و دوم مجلس شوراي اسلاميبود، نقل ميكرد: روزي بيمار بودم، در حد گلودرد و سرماخوردگي و از آقاي دكتر عباس شيباني كه او هم آن زمان نماينده مجلس بود، در مجلس خواستم نسخهاي برايم بنويسد، قبول نكرد. احكام اخلاقي را در حقيقت بيان كننده راه هاي تحقق كمال انسان مي دانيم يعني هر دستور يا رهنمود اخلاقي در واقع بيان مي كند كه اگر فلان فعل را انجام دهيم به كمال وجودي خود نزديك تر مي شويم و يا اگر فلان عمل را ترك كنيم از دوري نسبت به كمال خويش مصون مي مانيم بنابراين هر آمر يا ناهي كه حكمي اخلاقي صادر مي كند، زماني مي تواند حكمي درست صادر كند كه ماهيت انسان و ضعف ها و قوت هاي او را به خوبي بشناسد و بداند كه كمال حقيقي انسان چيست و از چه راه هايي مي توان اين كمال را محقق ساخت.

با تبيين اين مفاهيم بايد عرض شود كه ما بايد عملكرد واقعي را با ملاكها و معيارهاي درست، به سوي تحقق اهداف مسئوليت اجتماعي سوق دهيم تا استانداردها تحقق پيدا كنند. باید در کتاب و سنّت آن قدر دقت و فحص نمود تا همه ی خوبی ها و بدی ها را یافت . وقتی مردم، خدا را فراموش کنند، به ارزشهای اخلاقی و معنوی پشت پا بزنند، در توزیع امکانات رفاهی و ثروت، راه را بر دیگران بسته و انحصارطلبی کنند، باید انتظار چنین روزی را بکشند. در نظام پیشهوری، رابطة موجود بین کارگر و کارفرما شخصی بود و این رابطه ایجاب میکرد که کارگر و کارفرما در مقابل یکدیگر دارای تعهدات و وظایفی گستردهتر از آنچه امروز انتظار میرود باشند؛ اما تولید کارخانهای، در وضعیت اجتماعی همة کارگران تغییرهای اساسی به وجود آورد و بر مهارتهای پیشهای و روابط کار اثر عمیقی گذاشت.

نیکوکاری و حُسن خُلق خانهها را آباد کند و بر عمرها بیفزاید» اخلاق شایسته، محبت را جلب میکند. اين هم نمونهاي از رعايت اخلاق حرفهاي است. بديهی است كه نا مطلوب بودن عوامل مزبور، عامل تهديدکننده اخلاق حرفهاي خواهد بود و بالعکس. ترویج خودکنترلی در سازمان، به عنوان یکی از مکانیزمهای اصلی کنترل، از مباحثی است که بنیان آن بر اعتماد، اخلاق و ارزشهای فردی قرار دارد. خود تأثير زيادي در اخلاق كاركنان دارد، حال بايد توجه داشت كه قوانين و مقررات مستقيماً بر رفتارهاي افراد در جهت اخلاقيتر شدن به گونهاي كه ضرر و زيان ناشي از رفتارهاي بد اجتماع به حداقل برسد، مؤثر است.

«اخلاق» را از طريق آثارش نيز مى توان تعريف كرد، و آن اين كه «گاه فعلى كه از انسان سر مى زند، شكل مستمرّى ندارد؛ ولى هنگامى كه كارى بطور مستمر از كسى سر مى زند (مانند امساك در بذل و بخشش و كمك به ديگران) دليل به اين است كه يك ريشه درونى و باطنى در اعماق جان و روح او دارد، آن ريشه را خلق و اخلاق مى نامند. يعني تحليل محيطي مستمر و كارآمدي بهتر و اثربخشي بيشتر، در هر سازماني و تخصصي، بخشي از اخلاق حرفهاي است. به عنوان مثال رواج سزارينهاي انتخابي(بدون وجوب درماني) و سقطهاي غير درماني، بار بيماريها را در حال و آينده بيشتر ميكند و وضع سلامت مادر و كودك را مختل ميكند، بنابر اين پزشكان و يا مديراني كه نه تنها مبادرت به اين امور نميكنند، بلكه به دنبال راههايي براي كاهش چنين اقداماتي در جامعه ميباشند، در راستاي مجموعه اي از فرايندهاي مربوط به اخلاق حرفهاي عمل ميكنند.

در اين نوع مدل مديريتي، سازمانها هم به سود و بازدهي خود فكر ميكنند و هم در پي خير و صلاح مردم هستند. ميتواند معضلات جدي را براي سازمان ايجاد كرده و مقبوليت و مشروعيت اقدامات آن را مورد سوال قرار دهد و درنتيجه توان و بازدهي و جو سازماني را تحت تأثير و تنش قرار دهد. اكثر رفتارها و اقدامات ما اعم از مديران و كاركنان، ريشه در اخلاق دارد. البته مسئوليت اجتماعي، به علت همين مسئله اخلاق و ارزشها، در جوامع و فرهنگهاي گوناگون در برخي ابعاد، تعاريف و تفاسير متفاوت و متمايزي دارد.

مسئوليتپذيري در كشور ايران را در مقايسه با جوامع غربي چگونه ارزيابي ميكنيد؟ آنچه مسلم است، ارتقاء مسئوليتپذيري اجتماعي، بدون سنجش اين موارد، بي معني است. ازجمله: جنبه سئوالی داشتن آن، بیدار کننده بدون دل و فطرت آدمی و اعتراف گیری از رقیب که به همه این نکته ها در روان شناسی تأکید می شود و امامان معصوم علیهم السلام نیز در مناظرات خویش آن را به کار می گرفته اند. بدین ترتیب برای ترسیم ارزش های اخلاقی در سطح روان شناسی کار نمی شود. معيار (Metric)، نكات قابل اندازهگيري براي تشخيص درجه نزديكي به اهداف است و با واژه ارزش تفاوت دارد.

کفرنعمت یعنی پوشانیدن ارزش نعمت وندیده گرفتن انست اماشکریعنی قدردانی وتشکرازنعمتهابقلب زبان وعمل. اگه بخوایم شهوت رو آزاد بذاریم یعنی اجازه بدیم به افراط کشیده بشه، حالتی پیش میاد به نام “شَرَه”. اما همین خشم و غضب اگر از محورهای اصلی خود منحرف گردد و مهار آن از دست عقل رها شود انسان را به صورت حیوان درندهای بیرون میآورد كه هیچگونه حد و مرزی را به رسمیت نمیشناسد .بنابراین همان طور كه به هم خوردن تعادل جسمی همیشه با عوارض ناگواری همراه است كه نام بیماری به آن میدهند، به هم خوردن تعادل قوای روحی و غرایز و امیال نیز یك نوع «بیماری روحی» محسوب میگردد كه علمای اخلاقی به آن «بیماری قلب» میگویند.

بسیاری از سازمان ها یک سند مکتوب تهیه میکنند که نه تنها سیاستهای اخلاقی شرکت را در برگیرد، بلکه دنبالهروی مقررات دولتی نیز باشد. ساخت سیاسی لیبرال نوعی نظم سیاسی- اجتماعی است که در چارچوب آن هر انسان عاقل و بالغی واجد این آزادی است که درباره خداوند، و امر خیر دیدگاههای کلان و جامع مطلوب خود را اختیار کند، و نیز بتواند بر مبنای تلقی خود زندگی خویش را سامان دهد.

اخلاق حرفهاي ميگويد: استانداردها و معيارهاي هر تخصصي، در همه فرايندهاي كاري آن بايد رعايت شود. همانطور كه گفته شد، ضعف در اخلاق حرفهاي، بر نگرش افراد نسبت به شغل، سازمان و مديران موثر بوده، و از اين طريق نه تنها عملكرد فردي، گروهي و سازماني را مختل ميكند، بلكه سازمان را ميتواند به بيراهه كشانده و سمت و سوي اهداف آن را گم كند. در اين ارتباط بايد شاخصهاي اقتصادي مانند مشاركت عادلانه خانوارها، شاخصهاي قانوني مانند ميزان برابري افراد در برابر دستورالعملها و شاخصهاي اخلاقي و رفتاري در حوزههاي مختلف مانند ميزان انتفاع و يا خسارتي كه جامعه و يا سازمان از نحوه و سبك مديريت مديران ميبرد، مورد سنجش قرار گيرد.

يك مدير وقتي ميتواند به مسئوليت اجتماعي خود عمل نمايد كه سازمان او در انجام وظايف قانوني و اهداف اقتصادي خود سرآمد باشد، در غير اينصورت مدير نميتواند به مسئوليت اجتماعي خود عمل نمايد. رسول خدا (ص) كفش خود را وصله مى زد, پوشاك خويش را مى دوخت , در منزل را شخصا باز مى كرد , گوسفندان و شترها را مى دوشيد و به هنگام خسته شدن خادمش در دستاس كردن به كمك او مى شتافت و آب وضوى شبش را خود تهيه مى كرد. چگونه ميتوان ميزان مسئوليتپذيري يك جامعه را سنجيد؟ بنابر اين در كشورهاي مختلف، ارزشها و اولويتهاي متفاوتي وجود خواهند داشت كه چگونگي عمل به مسئوليتپذيري را شكل خواهند داد.

نگاه و جهت گيري مديريت قرن بيست و يكم به سمت تحقق مسئوليتپذيري اجتماعي و به بياني ديگر به سوي ارزشهاست. و آيا اهداف و سياستهاي تحقق يافته اند يا نه؟ استاندارد نشان ميدهد كه آيا وضعيت مطلوب است يا نه؟ شاخص (Index) نشان ميدهد كه وضعيت چيست؟ در واقع حد يا حدود قابل قبول از شاخص و به عبارت ديگر استاندارد، خط قرمز شاخص ميباشد. در واقع با ورود به حوزه مسئوليت اجتماعي، يك چارچوب اخلاقي به آن اضافه ميشود. مديريت بيمارستان بايد در هدفگذاري و برنامهريزي، به نيازها و انتظارات جامعه، با نگاه به منافع كوتاه مدت و بلند مدت بهداشتي و درماني و سياستهاي ملي و منطقهاي توجه كند.

اين گفته به اين معناست كه مثلا يك بيمارستان آموزشي علاوه بر درمان بيماران، بايد با مردم تحت پوشش خود در تماس باشد و با جلب مشاركت جامعه، انتظارات و نيازهاي آنها را شناسايي و اولويتبندي كند و براساس نيازها و مشكلات جامعه، خدمات خود را عرضه كند. افزون بر آن، دامنه اخلاق بسیاری از احکام حتی واجبات را هم در برمیگیرد. به نظر میرسد که اخلاق جدای از معارف و احکام نباشد و بسیاری از مباحث آن دو را پوشش میدهد مانند بحث توکل (معرفتی) و نماز (احکام) که ذیل اخلاق بندگی مطرح میشود.

سال 1397و مصادف با 13 رجب (تولد حضرت علي(ع))؛ انجمن مددکاران اجتماعي ایران؛ شعار سال مددکاران را با عنوان«مددکاری اجتماعی و اخلاق اجتماعی» نامگذاری کرد. در كنار اين دو مفهوم، انطباق پذيري اجتماعي (Social adaptability) نيز مطرح است و آن به تواناييهاي انطباق و پذيرش شرايط اجتماعي در حال تغيير اشاره دارد. انطباق پذيري اجتماعي، عمل گراتر از بقيه است و به همين جهت تمركزش بر ابزارهاست و تاكيدش بر واكنشها و رخدادهاست و با الگوهاي اجتماعي هدايت ميشود و به دنبال آن است كه در كوتاهمدت و ميان مدت تصميم گيري صورت گيرد.

دیدگاهتان را بنویسید