اخلاق نیکو – ویکی فقه

عدم توجه به اخلاق کار در مدیریت سازمانها، در جوامعی مانند ایران که از یک سو دارای ارزشهای اخلاقی غنی بوده، از سوی دیگر با کشورهای پیشرفته فاصله قابل توجهی دارند، میتواند معضلاتی بزرگ برای سازمانها به وجود آورد. توضیح اینکه: هر حکم، موضوعی مخصوص به خود دارد; مثلا، شکافتن بدن دیگری و ایراد جرح بر آن یک جنایت است، و قابل قصاص و تعقیب، ولی گاه این موضوع عوض میشود، چاقو به دست جراحی میافتد که برای نجات جان بیمار، شکم او را پاره میکند، تا غده خطرناکی را در بیاورد، یا قلب او را میشکافد تا دریچه و رگهای قلب را اصلاح کند، در اینجا موضوع عوض میشود و دیگر جنایت نیست.

اخلاق دستوری یا اخلاق هنجاری از موضوعاتی است که در حوزه فلسفه اخلاق مورد بحث قرار می گیرد در این شاخه از اخلاق، ما به طریق عقلانی میکوشیم، معیارها و قواعدی را عرضه کنیم که به کمک آنها، اعمال خوب و درست را از اعمال بد و نادرست تشخیص دهیم یا به تعبیر دیگر، به طریق عقلانی میکوشیم اصولی را کشف کنیم که به ما کمک میکند چه کارهایی را باید انجام دهیم و چه کارهایی را نباید انجام دهیم یا چه کارهایی خوب، و چه کارهایی بد است بنابراین، آنچه در این حوزه برای فیلسوف اخلاق اهمّیت دارد، کشف این نکته است که چرا انسانها بعضی از اعمال را خوب و بعضی دیگر را بد میدانند و چه اعمالی را باید و چه اعمالی را نباید انجام دهند.

ولی در زندگى اجتماعى؛ قوانین، مقررات و آداب خاصّى، ضرورت مییابد که بسیارى از آنها در زندگى فردى مطرح نمیشود؛ لذا اسلام -به عنوان دین خاتم- کاملترین و عالیترین برنامه زندگى را درهر دو بعدِ فردى و اجتماعى به ارمغان آورده و عمل بدان به طور قطع سعادت فرد و اجتماع را تأمین میکند. آیا دینی که داعیه کاملترین دارد برای همه امور زندگی برنامه ارائه داده است برای حل این مسئله برنامه دارد ؟

تحول در بخش های علمی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جامعه صورت نمی گیرد مگر اینکه در سایه آموزش و تعالیم دینی در هر جامعه، تحول فرد و سپس فرهنگی اتفاق افتد. بلکه باید در متن عمل به آن تخصص و شغل و مراحل مختلف تصمیم گیری در آن شغل هم دیده شود و این بدان معنی است که صرف آموزش کافی نیست. اخلاق کار(Business Ethics) به معنی شناخت درست از نادرست در محیط کار و آنگاه انجام درست و ترک نادرست است.

به علاوه با افزایش انتظارات اجتماعی از سازمانها، جوامع نسبت به مسائلی مانند محیط زیست ، حقوق زنان، کودکان، اقلیتها، معلولان، برابری استخدام و کاهش نیروی انسانی، حساستر شدهاند. 4- عدالت توزیعی: در این تئوری که توسط جان راولز پیشنهاد شده، یک عمل را در صورتی که منجر بـه افزایش همکاری بین اعضای جامعه شود، میتوان درست و عادلانه و مناسب (و بنابراین اخلاقی) نامید و عملی را که در جهت مخالف این هدف عمل کند میتوان نادرست، ناعادلانه و نامناسب (و بنابراین غیراخلاقی) نامید. به علاوه بــرخی مانند هایک اخلاق را تمدنساز به شمار میآورند.

علاوه بر سهامداران، گروههای دیگری نیز وجود دارند که از اقدامات سازمان تأثیر میپذیرند و دارای منافع مشروعی از سازماناند. اخلاقیات ارتباط نزدیک و تنگاتنگی با ارزشها دارند و به عنوان ابزاری نگریسته میشوند که ارزشها را به عمل تبدیل میکنند. و بسته شدن باب روابط انسانی “من-تو” تجربه های معنوی را نیز دچار بحران می کند. اخلاق کار، به عنوان شاخهای از دانش مدیریت، از زمان پدیدار شدن نهضت مسئولیت اجتماعی در دهة 1960 پدیدار شد. از دیدگاه نهج البلاغه، جامعه ای که ارزش های آن وارونه شود، افراد آن، خود، قربانی رفتارهای ضدارزشی خویش خواهند شد.

اگر میگوییم که پیامبر اکرم (ص) حق است برای این است که او بنده و فرستادهٔ خداست. در روایت است که وقتى این آیه نازل شد، پیامبر معناى آن را از جبرئیل پرسید، گفت نمى دانم، از خداوند سؤال مى کنم. پیامبر اسلام(ص) در روایتی، هدف از نبوتش را تکمیل فضایل اخلاقی معرفی کرده است. در این دیدگاه، همکاری اجتماعی، اساس منافع اجتماعی و اقتصادی را فراهم میآورد و تلاش فردی کم اهمیت و در مواردی نادیده گرفته میشود.

مردم براین باور بودند که چون شرکتها و مؤسسات با استفاده از منابع کشور به سود دست مییابند، به کشور بدهکار و مدیون هستند و بایستی برای بهبود اوضاع اجتماعی تلاش کنند (Mc Namara,1999:6). می آمدند و می خوابیدند که حدیث بگو و نمی فهمیدند که نباید این طور بی ادبی کنند. فرق شخصی که اخلاق خوبی دارد با کسی که اخلاق مناسبی ندارد در این است که شخص اول سعی می کند همواره به چیزهای مثبت بیندیشید و ذهن خود را با چیزهای مثبت مملو کند که شخصی که اخلاق نامناسبی دارد در اغلب اوقات توانایی انجام این کار را ندارد و در برخورد با کوچکترین اتفاقات منفی زندگی از پای در خواهد آمد و نمی تواند که به خوبی در برابر آنها از خود مقاومت نشان دهد.

اخلاق زیستمحیطى نیز احکام ارزشى حاکم بر مناسبات انسان با طبیعت (گیاهان، حیوانات، مراتع، جنگلها و آبها) را بیان میکند. بر این اساس، علم اخلاق مشتمل بر حوزههای مختلفی خواهد بود؛ مانند اخلاق بندگى، اخلاق فردى، اخلاق اجتماعى و اخلاق زیستمحیطى. مراد از اخلاق بندگى، هنجارها و ناهنجارهایى؛ مانند ایمان، خوف، توکل، کفر، سرکشى و بیاعتمادى به خدا است که به رابطه انسان و خدا مربوط میشود. ارزشهای سازمانی مشخص میکنند که چه چیزی اهمیت دارد و به تصمیمگیری درمورد درست و غلط نیز کمک میکند. از آنجا که در ادبیات سازمان و مدیریت، مسئولیت اجتماعی بخشی از مقوله اخلاق کار محسوب شده و از آن به عنوان اخلاقیات فرا سازمانی یاد می شود، در تشریح ادبیات موضوع، لازم است ابتدا به مفهوم اخلاق و اخلاق کار پرداخته شود و پس از آن پیشینه مسئولیت اجتماعی مورد بررسی قرار گیرد.

Poesche,2002:311) در نظـریههای نـوین مدیـریت از قبیـل کارگزاری (Agency Theory)، ذینفعـان (Stakeholders)، حـاکمیت شـــرکتی (Corporate Governance) ، و نهادینگی(Institutional Lization) نیز اخلاقیات به گونهای مورد توجه است. گریفن و بارنی مسئولیت اجتماعی را چنین تعریف می کنند؛ «مسئولیت اجتماعی، مجموعه وظایف و تعهداتی است که سازمان بایستی در جهت حفظ و مراقبت و کمک به جامعه ای که در آن فعالیت می کند، انجام دهد». رسول خدا(ص)، به او نگاه کرد و فرمود: «آیا دین را نمیفهمی؟

شاخص هایی مانند: سودآوری، بقا، رشد میزان دستیابی به اهداف و قابلیت های رقابتی را می توان به عنوان نتیجه عملکرد مناسب تلقی کرد. میزان این وظیفه عموماً مشتمل است بر وظایفی مانند: آلوده نکردن، تبعیض قائل نشدن در استخدام، نپرداختن به فعالیتهای غیراخلاقی و آگاه کردن مصرف کننده از کیفیت محصولات. بر این اساس، اخلاقی بودن یک رفتار، براساس میزان مطلوبیت آن بیان میشود. «از تمامی افراد با ایمان کدام یک برترند؟

اخلاق، یعنی رعایت اصول معنوی و ارزشهایی که بر رفتار شخص یا گروه حاکم است، مبنی بر اینکه درست چیست و نادرست کدام است؟ منظور شما این است که برای رسیدن به استراتژی اخلاق اجتماعی، گرایش های متفاوتی وجود دارد که هر کدام بر یک نکته تاکید دارند؟ مسئولیت اجتماعی به طور اعم، به مجموعه فعالیتهایی گفته میشود که صاحبان سرمایه و بنگاه های اقتصادی به صورت داوطلبانه، به عنوان یک عضو مؤثر و مفید در جامعه، انجام می دهند. صادق علیه السّلام روایت شده که در قرآن آیه اى که خوهاى پسندیده را دربر داشته باشد، جامعتر از این آیه نیست».

اگر چنین ویژگی ای در شما وجود ندارد، پیشنهاد می کنیم که حتما آن را در خود شکل بدهید که بتوانید به موفقیت های خوبی در زندگیتان دست پیدا کنید. ب. بدعت در شریعت، مقدّس شمردن یا جنبه تقدّس دادن به عملی است که هیچ گونه رابطهای با شرع ندارد، یا کارهایی که با عنوان «عمل قربی» انجام میشوند، در حالی که دلیلی بر مشروعیّت آنها بدین عنوان وجود ندارد؛ بویژه اعمالی که جنبه عبادتی پیدا کنند، در صورتی که عبادت مطلقا امری توقیفی است و باید به دلیل معتبری مستند باشد؛ از جمله: ادعیه و اوراد و اَذکار و خُتومات که سند شرعی نداشته باشد، بدعت است و حرام.

دیدگاهتان را بنویسید