اخلاق – ویکی شیعه

ای کسانی که ایمان آوردهاید، بخشش و نیکی که به کسی روا میدارید، با منت گذاردن و تحقیر نمودن طرف، آن را تباه نکنید، مانند کسانی که به انگیزه ریا و خودنمایی بخشش و احسانی انجام میدهند، ولی خدا و روز واپسین را باور ندارند. احسان و صدقههای خویش را با منت گذاردن و آزار رساندن تباه نسازید؛ مانند کسی که برای خودنمایی بذل و بخشش میکند و به خدا و روز واپسین ایمان ندارد. با ایشان درشتی مکن و با محبت و احترام سخن بگو. «فَقُولا لَهُ قَوْلاً لَیِّنًا لَعَلَّهُ یَتَذَکَّرُ أَوْ یَخْشی؛ با او به نرمی سخن گویید، شاید پند گیرد و بترسد».

به علاوه این کار موجب میگردد تا دیگران از او پیروی کنند. در واقع چنین انسانهایی، به ندای فطرت خویش لبیک گفته و خواستههای الهی را تحقق بخشیدهاند؛ از این رو، علاوه بر حسن عملی، حسن فاعلی نیز محرز و مسلّم میباشد و بعید مینماید که چنین افرادی، از خدا بیگانه باشند. و چه بسا چنین افرادی، باورهای دینی ندارند، و انگیزههای خدایی برایشان مطرح نیست. آنچه در دل دارید، چه آشکار سازید و چه پنهان، خداوند به همان شما را بازخواست میکند. هر که چیزی را پنهان دارد، خداوند پوشش شایسته آن را بر آن میآراید؛ اگر نیّت خیر داشته، با لباسی زیبا و اگر نیّت شر داشته، با لباسی زشت، جلوه گر میسازد.

یعنی یک موضوع با تأکید و تکرار و توجه مستمر مانند بدیهی و غیر قابل خدشه تلقی میشود و به آستانه عمل و اراده نزدیک میگردد. گفتار را عمل مشخص میکند. کردارها با نیّت مشخص میشود و به هر کس آنچه قصد کرده، میرسد. هرگاه فهرستی از افعال خوب و بد و نیز فضایل و رذایل (هیآت و ملکات شایسته و ناشایست) فراهم اید سیمای انسان مطلوب مشخص شده است.

در زندگی انسان نیز چنین است. بنابراین، چنین «انگیزهها» و خواستههایی حرکتی است که از فطرت الهی نشأت گرفته، و در «صراط مستقیم» که خداوند پیش روی انسان قرار داده، در جریان میباشد. دانش اخلاق بحث از زشتی و زیبایی روح و رویه بشر است و به خواهش ها و اعمال انسان نیز تعمیم می یابد. گاهی نیز سوال از روش ها، تکنیک ها و برنامه هایی است که به تربیت اخلاقی منتهی می شود. فعل اخلاقی بر اساس کدام اصول و معیار قابل توجیه و استدلال است؟ تمامی این آیات، درباره موارد خاصی نازل شده، ولی عبارت «کار شایسته کسی را هیچ گاه نادیده نگرفته و تباه نمیسازیم» جنبه عمومیت دارد، و کبرای استدلال میباشد، و به گونه استدلالی مطرح شده است.

هر که هرگونه عملی انجام دهد، خداوند عمل او را همان گونه ـ که نیّت داشته ـ آراسته میگرداند؛ اگر نیّت خیر داشته، عمل او زیبا و پسندیده جلوهگر میشود و اگر نیّت شرّ داشته، به همان گونه جلوه میکند. 2ـ «انّ الذین آمنوا و عملوا الصّالحات إنّا لانضیع أجر من احسن عملاً»کهف / 30هر که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده، ما پاداش نیکوکاران را تباه نمیسازیم. در این حدیث شریف، شرک در عبادت را تعمیم داده، و بدین سان هر که در کارهایش غیر خدا را منظور دارد نیز مشمول این آیه است. مَثَل کسانی که خدا را باور ندارند (و طبعا در کارهای به ظاهر نیک، خدا را منظور نمیدارند و از روی حس خودخواهی انجام میدهند) کارهایشان مانند خاکستری است که بادی تند در روزی طوفانی بر آن بوزد؛ چیزی از آن فراهم ساختهها برایشان باقی نمیماند، و همه چیز آنها به باد میرود و این همان گمراهی است که از راه کاملاً به دور افتادهاند.

یا از روی علاقه به علم و دانش پژوهی، کارهایی انجام میدهند که به نفع جامعه بشری است و در پیشرفت علم و تمدن مؤثر میباشد. پس روی سخن ما درباره غربیان با طرفدارانِ چنین باورهایی است. اگر از بیرون نگاه کردیم نهال را چوب می بینیم و کاری با استعدادهای آن نداریم. می تواند معضلات جدی را برای سازمان ایجاد کرده و مقبولیت و مشروعیت اقدامات آن را مورد سوال قرار دهد و در نتیجه توان و بازدهی و جو سازمانی را تحت تأثیر و تنش قرار دهد. دین اسلام برای اخلاق، جایگاهی بس رفیع قائل است و منابع اسلامی مملو از آموزه های اخلاقی است.

در واقع سازمانها باید بتوانند یک محیط کاری اخلاقی ایجاد کنند تا یک سازمان اخلاقی ایجاد شود. لذا حضرت میفرماید: کسی، کاری را که «ثواب» شمرده میشود (عملی که مورد خشنودی خداست و خداوند بر آن پاداش قرار داده) انجام میدهد، ولی خشنودی خداوند، منظور وی نیست، بلکه تنها برای آن است که مردم او را ستایش کنند و او را فردی شایسته و پاک بشمرند و خواسته او این است که آوازه نیکی او فراگیر گردد. منظور از قدرت روحی ، همان « شرح صدر » است؛ یعنی وسعت روح و بلندی فکر و گسترش افق عقل آدمی. آیات قرآنی و زندگی پیامبران الهی بیان میکنند که شرح صدر از لوازم رهبری و مدیریت انبیای الهی بوده و آن بزرگواران رسالت خود را با برخورداری از شرح صدر، قدرت روحی و دریا دلی به انجام رساندهاند.

با جدّیت در اخلاص عمل، میتوان خود را (از چنگال عفریت نفس) نجات داد. آنچه بذل و بخشش کنید، به سود شماست، ولی در صورتی که وجه اللّه را جویا باشید و هر چه انفاق کنید، نهایتا عاید خودتان میگردد و هیچ گونه حقی از شما ضایع نمیگردد. مقصود همه امور است که باید بر طریقه متعارف انجام داد، و هر گونه انحراف از جادّه مستقیم، بدعت و گمراهی است. خدا هر که را از خشنودی او پیروی کند، به وسیله آن (کتاب) به راههای سلامت رهنمون میشود و به توفیق خویش، آنان را از تاریکیها به سوی روشنایی بیرون میبرد و به راهی راست هدایتشان میکند.

هر که کاری کند، و چنین وانمود نماید که کار خداپسندانه انجام میدهد، ولی در پیشگاه خدا با چهره زشت و کریه جلوه داده است، خدا را در حالی ملاقات میکند (در محضر حق حضور مییابد) که خداوند بر او غضبناک است. در این حدیث شریف، معیار ارزش عمل، همسویی با شرع ذکر شده است؛ زیرا عمل باید صالح و شایسته باشد و شایستگی یک عمل آن گاه است که عقل و شرع بر آن توافق داشته باشند. نگاه داشتن عمل، تا خالص بماند، از خود عمل مشکلتر است؛ زیرا ممکن است، کاری ـ عبادت یا احسان ـ بآسانی انجام شود، ولی دور داشتن آن از وساوس شیطانی و خواستههای نفسانی، کاری بس دشوار است.

انسانها هر قدر اخلاقشان زیباتر و نیکوتر باشد، جای بیشتری در دلهای دیگران برای خود باز میڪنند و مردم را مجذوب و مفتون خود میسازند. محقق اردبیلی میفرماید: مشهور میان فقها آن است که اظهار در فرایض اولی است؛ بویژه در واجبات مالی که ذاتا آشکار است و مخصوصا برای کسانی که متهم به ترک واجب هستند؛ زیرا که دفع تهمت از خود، کاری پسندیده است. و هر آنچه به گمان خود، فراهم ساخته از دست بدهند. آن گاه هر که شایسته باشد میبخشد، و هر که شایسته نباشد عقوبت میکند.

آن گاه این آیه را تلاوت نمود: «قل کلٌّ یعمل علی شاکلته»(هر کس بر وفق ساختار درونی خود رفتار کند). انسانهایی که این گونه اندیشههای والا دارند، از درونی پاک و بی آلایش برخوردارند و همین پاکی درون و اندیشههای تابناک، آنان را با خدا آشنا میسازد و نمیتوان باور نمود که به ذات حق ایمان ندارند. هر که بر طبق ساختار درونی خود رفتار میکند، خداوند میداند کدام یک، راه بهتر بردهاید. البته خداوند گفته است هم دو تفسیر میتواند داشته باشد: یک تفسیر این که خدا گفته است اما بر اساس مصالح و مفاسدی گفته است و تفسیر دوم این که خداوند گفته است اما دلبخواهی گفته است.

این اخلاق نیکو نه تنها بر نزدیکان وی و نیز مسلمانان تأثیر داشته است، بلکه حتی دشمنان ایشان هم مجذوب خلق و خوی او شده و بدان اعتراف کرده اند. اما از سوی دیگر، آنچه “اخلاق لیبرالی” خوانده می شودهم منظومه ای از نظامهای اخلاقی است که بواسطه نوعی شباهت خانوادگی و پاره ای مفروضات و ارزشهای بنیادین به هم مربوطند. بنابراین پرسش اساسی اخلاق «ما المسیر و المقصود» و مسأله اساسی تربیت «کیفیه طی المسیر و الوصول الی المقصود» است یعنی عقلانیت اخلاقی ارزشی و عقلانیت تربیتی ابزاری است.

اما از جایی که پای مشخصات فردی باز می شود قضایای حقیقیه علمی به کار نمی آید و باید سراغ قضایای شخصیه و خارجیه رفت از این به بعد نوبت به فن تربیت می رسد. اگر بخواهیم آسیبهای اجتماعی از جامعه رخت بربندد باید اخلاق را در جامعه رواج بدهیم اخلاق بزرگترین سرمایه سیاست مداران است جامعه بدون اخلاق راه به جایی نخواهد برد. آنچه زکات دادهاید، به انگیزه آن که رضایت حقّ را فراهم آورید، آنان که چنین کردهاند، افزون یافتگانند. تقوا نیز خصلتی است که افزون بر دور ساختن انسان از زشتکاری، وی را به نیکوکاری (برّ) فرا میخواند.

در فرهنگ اسلامی وجود انسان های ربّانی به عنوان نمونه های عینی و حقیقی انسان مسلمان تجسم واقعی اخلاق اسلامی است. این اخلاق خوب است که می تواند برای شما خانه ای در قلب انسان ها به وجود آورد. پیش فرض دیگر این است که گفته شود: دین و امر و نهی شارع تنها مربوط به سعادت اخروی است .به این معنا که گویا دین دست به نوعی تقسیم کار زده است و گفته است خداوند ابزار کسب آنچه مربوط به سعادت دنیوی است را در وجود بشر قرارداده است و حسن و قبح آن در آنجا برای خود بشر قابل تشخیص است ولی آنچه قابل تشخیص او نیست ، حسن و قبح اخروی رفتار است که بشر باید برای تأمین سعادت اخروی به دین مراجعه کند.

و کسی بر او حقی ندارد تا پاداش آن باشد. پس از بحث اجمالی درباره قلمرو فلسفه اخلاق، لازم است به مسائل و موضوعاتی که فلسفه اخلاق به آن ها می پردازد اشاره گردد تا درباره این گونه مباحث درک روشن تر و بهتری پیدا شود. همچنین در آن به ویژگیهای افراد دارای اخلاق حرفهای مانند احساس مسئولیت، برتریجویی و رقابتطلبی، صادق بودن، احترام و تکریم دیگران، رعایت ارزشها و هنجارهای اجتماعی، عدالت و انصاف، همدردی با دیگران و وفاداری اشاره شده است.

دیدگاهتان را بنویسید