اخلاق و ارزشهای اجتماعی – کلیات – سوره اندیشه

شهروندی خوب مستلزم انجام سهم خود در کارکرد جامعه و اهمیت دادن به نسلهای آینده است. همه اصول اخلاقی از اهمیت یکسانی برخوردار نیستند. بسیاری از بحرانهای اخلاقی که غرب گرفتار آن میباشد بدلیل عدم توجه به ارزشهای الهی در مبحث اخلاق می باشد. اخلاق نیکو، هدیه الهی! در بحث های مربوط به اخلاق حرفه ای یک مفهوم دیگر که به تکامل این گفتگو کمک می کند، مفهوم هوش اخلاقی(Moral Intelligence) است.

با یک اخلاق نیکو و داشتن حرفه و مهارتی منحصر به فرد، می توانید به یکی از موفق ترین انسان های روی زمین تبدیل بشوید. به عنوان مثال ، می توان از آن برای جلوگیری از تقلب یک جوان در آزمون مدرسه برای گرفتن نمرات خوب استفاده کرد. زمانی که از او پرسیده شد آیا در معاملات درونی، شرکت داشته است دروغ گفت، یک تخلف از کمیسیون سرمایه و مبادله (SEC)، این کیفرخواست او را به دادگاه کشاند و به هدف آماج حملات منفی رسانه ها مبدل گرداند.

وقتی عدهای اندک به چپاول سرمایههای کلان پرداخته و جمع مال و ثروت را وجهه همت خویش قرار دهند و برای رسیدن به هدف از هر وسیلهای استفاده کنند و از انجام هر کار خلاف اخلاقی کوتاهی نکرده و ظلم و ستم را پیشه خود سازند، باید به چنین آشفتگی و بحرانی مبتلا شوند؛ چرا که «الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم». یعنی آنچه مطابق میل انسانی است اخلاقی به شمار می رود و خلاف میل غیر اخلاقی. مطابق این نظر پاسخ این سؤال که از میان فرد و جامعه کدام یک تأثیر بیشتری در بروز رفتارهای اخلاقی دارند کاملاً نسبی است و به نوع رابطه میان آن دو وابسته است.

غافلند که همه را می فهمد و مطابق استعداد آن ها عمل می کند. با این حال ، برخی از اصول اخلاقی وجود دارد که توسط اکثر فرهنگ ها و ادیان جمع آوری می شود. مثلاً در مکتب کانت، اگر انجام کاری فقط برای اطاعت از حکم عقل و ندای وجدان باشد ارزشمند است، اما اگر اطاعت از حکم عقل، همراه با ارضای عواطف باشد، دیگر ارزشی نخواهد داشت، بنابراین، فداکاری مادر برای فرزندش، از آنجا که برای ارضای عواطف مادر است، عملی بی ارزش است. اصول اخلاقی آنها هنجارهای اجتماعی هستند که نشان می دهد مردم باید چه کاری انجام دهند یا از چه مواردی باید خودداری کنند.

این قوانین به عنوان راهنما و راهگشای چالشهای اخلاقی و حرفهای هستند که ممکن است مددکاران اجتماعی در طول زندگی حرفهای خود دائماً با آنها مواجه شوند. به عبارت دیگر: آیا درست است که یک نفر به عنوان بخشی از اعمال آزادی های خود ، فرد دیگری را شکنجه کند؟ به عنوان مثال ، اگر پذیرفته شود که “همه انسانها برابر هستند” به عنوان یک اصل اخلاقی ، نمی توان اصل دیگری را پذیرفت که می گوید “زنان از مردان فروتر هستند و به همین ترتیب باید از آنها پیروی کنند”. بر اهل نظر روشن است كه قسمهاي مذكور قرآن كريم، هر چند معمولاً، در نظر اول ساده جلوه ميكند اما چون دقت شود روشن ميگردد كه هم بيان كننده عظمت آن پديدهها و اموري است كه به آنها سوگند خورده شده، و هم تاثيري است كهاين پديدهها در نظام خلقت دارند.

8. کد اخلاقی را باید تا جایی که امکان دارد ساده و صریح نوشت. این بحث تا امروز ادامه دارد. این قانون خصوصاً بحث برانگیز است ، زیرا یک معضل ایجاد می کند: اگر آزادی یک اصل بالاتر است ، آیا این به معنای حق عبور از سایر اصول اخلاقی است؟ با این حال ، از نظر تاریخی بحث فلسفی در مورد وجود یا نبودن اصول اخلاقی جهانی و تغییرناپذیر وجود داشته است. در این دهه جنبشهای آگاهی بخش اجتماعی، انتظارات مردم را از سازمانها بالا برده، آنها را به این نتیجه رسانده بود که سازمانها باید از امکانات وسیع مالی و نفوذ اجتماعی خود برای رفع مشکلات اجتماعی، مثل: فقر، خشونت، حفاظت از محیط زیست، تساوی حقوق، بهداشت عمومی و بهبود وضع تحصیلات استفاده کنند.

از نظر این فیلسوف ، این تنها در صورتی امکان پذیر است که فرد قوانین را به عنوان قوانین خود در نظر بگیرد ، و آنها را آزادانه و خودمختار و بدون نیاز به تحمیلاتی که از خارج می آیند ، انجام دهد. به عنوان مثال ، این امر الزام به سانسور همجنس گرایی را همانطور که در قرون وسطی انجام شده است ، نشان می دهد. دلیل آن این است که آنها برای ارائه قوانینی که رویدادهایی را مثبت ارزیابی می کنند و از موارد منفی در نظر می گیرند ، به وقایع گذشته اعتماد می کنند. با این حال ، برخی از آنها وجود دارد که کاملاً گسترده است.

از يک بعد، اخلاق يعني بهبود روابط انسان با خدا، خود و ديگران. هر فرهنگ اصول اخلاقی خود را می سازد و هر شخص نظام اخلاقی خود را توسعه می دهد. با این توصیف، مثلا منصبی مانند ریاست جمهوری یک مسئولیت اجتماعی کلان، نهادی و دولتی است و به همین دلیل افراد ذی صلاح نمی توانند از زیر بار آن شانه خالی کنند، فلذا در قبال مردم و کشور به لحاظ توانایی ها و مهارت هایی که در خود سراغ دارند، احساس مسئولیت می کنند و برای گرفتن زمام تدبیر و سیاست جامعه، خود را در معرض انتخاب قرار می دهند.

به عنوان مثال ، حفظ زندگی و یکپارچگی افراد یک اصل اخلاقی بالاتر است. او از نقش خود به عنوان مدیرعامل شرکت خود یعنی شرکت مارتا استوارت لیوینگ آن مدیا، کناره گرفت، و کی مارت که محصولات با نام تجاری وی را به فروش میرساند، علیه وی اقامه دعوی کرد. به عنوان مثال ، قانون “بدون کشتن” ممکن است به عنوان یک اصل اخلاقی کافی نباشد. بنابراین ، “کشتن نکن” یک اصل اخلاقی محسوب نمی شود. خب پس رفتار و عملی جزئی از اخلاق ما محسوب میشه که ما اون رو در لحظه و بدون تعلل و تفکر انجام می دیم.

عشق ما به شخص دیگه به شدت تحت تاثیر این موضوع هست که اون فرد باعث میشه چه احساسی نسبت به خودمون داشته باشیم. این می تواند برای جلوگیری از برخورد یک کودک به کودک دیگر در مدرسه ابتدایی یا جلوگیری از قتل یک فرد دیگر استفاده شود. این پایان داستان نیست زیرا سرگذشت دیالکتیک فرد و جامعه سرنوشت طولانی تری دارد. سازمان از افراد تشکیل میشود، اما سازمان به منزلة شخصیت حقوقی هرگز جمع جبری اشخاص حقیقی نیست. لیبرالیسم اخلاقی مبتی بر محوریت فرد، و حقوق و آزادیهای اوست، و هیچ چیزی در واقع گرایی اخلاقی منافی با این پیش فرضهای اساسی نیست.

اخلاق در کسب و کار چه اهمیتی دارد؟ آن مصادیق و شیوه ها چه بسا با سطح دوّم اخلاقی که سنتاً “اسلامی” تلقی شده است، متفاوت باشد. متکلمین بر اساس ملازمه ی بین حکم عقل و شرع معتقدند: انسان اگر محروم از پیامبر و دین هم باشد با ادراک شهودی خود قادراست حسن و قبح یاخوب و بد را تشخیص دهد و خیر و شر را بشناسد و پس از این تشخیص ، نسبت به آن مسؤولیّت اخروی نیز پیدا می کند . اصول اخلاقی اساس اساسی برای ساخت جوامع را تشکیل می دهد. بر همین اساس است که همه مکاتب از اخلاق دم میزنند.

دیدگاهتان را بنویسید