اصول مهم تربیت فرزند از نظر اسلام و قرآن – مسیر سبز

دین مبین اسلام برای تربیت پیش از تولد فرزندان نیز برنامه دارد رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) در اینباره میفرماید: «بنگر که فرزند خود را در کجا قرار میدهی که عرق (ریشه و بینه) اثرگذار است». »؛ «همین که زمین را گسترد و فرمانش را متنفذ قرار داد، انسان را آفرید» (نهج البلاغه خطبه19) البته آفرینش ملائکه قبل از آدم بوده است. بنابراین، در امر ظریف تربیت، همراه با تلاش خستگى ناپذیر و پیوسته، هماره باید از آفریدگار یارى خواست. كنند، بلكه پدرى مهربان و دلسوز و پيشوايى روحانى و عالى قدر است كه حس احترام نوآموزان را بـه خـود جـلـب مـى نـمايد و با احترام متقابل و راهنمايى هاى عاقلانه و عالمانه ، آنها را به شاهراه سعادت رسانيده ، از پرتگاه سقوط و انحراف حفظ مى كند.

1. باید به فرزندانتان احترام بگذارید و برایشان ارزش قائل شوید و در صورت لزوم، خطاهای آنان را تذکر داده تا در رفع و اصلاح آنها بکوشند. فرزند انسان نونهالى است كه به باغبانى دلسوز و با درایت نیازمند است تا از او مراقبت كند؛ به ویژه امروز كه در اثر تهاجم فرهنگى زمینههاى انحراف نوجوانان و جوانان آماده تر است و دشمنان هدایت و تربیت، براى صید آنان دامهاى رنگارنگ گسترانیدهاند. پس در علم اخلاق، ضمن آشنايي با انواع فضايل و رذايل اخلاقي، شيوهها و راههاي كسب خوبيها و رفع بديها نيز تعليم داده ميشود.

از منظر كانت اخلاق را نبايد با آموزشهاي ديني درآميخت و بدتر از آن اينكه اخلاق را به صورت تابعي از دين تعليم دهيم بلكه برعكس متعلم را بايد با يك تعليم اخلاقي ناب مواجه كنيم، يعني اصول اخلاقي بايد حاصل كوششهاي خود عقل باشد پيامد چنين ديدگاهي ظهور سكولاريسم در مدرنيته بود، اخلاق سكولار ريشه هاي اخلاق را نه در شريعت كه در عقلانيت جستجو مي كند و دين عملاً از قلمرو زندگي اجتماعي و سياسي حذف و به قلمروهاي فردي رانده مي شود. از دیگر سو، با دارا بودن شأن الهی، قدرت و توان آن را دارد که نه تنها اسیر مرتبه حیوانی و جسم خاکی خود نگردد که از ساحت مادی وجود خویش برای رسیدن به سرمنزل مقصود و طی مدارج و مراتب کمال ممکن و مطلوب سود جوید.

بنابراین تربیت یک مقوله یبسیار مهم است بطوری هیچ کسی منکر اهمیت آن نیست و نمی تواند باشد و وجود آن برای جامعه پذیری وتحقق سایر اهداف آدمی لازم است. علت انحراف نوجوانان و جوانان، در اثر وجود خلاء فکری آنان میباشد؛ زیرا اگر آنان از سنین کودکی به آموزش و تربیت اصیل اسلام با روشی که ائمه معصومین (ع) بیان فرمودهاند؛ سوق داده شده بودند، اکنون در ذهن خود احساس بیهودگی نمیکردند و به سوی افکار باطل گرایش پیدا نمیکردند. در جنبهی تفاوتهای وظیفهایی هم از نظر علم و هم از نظر مذهب پسران و دختران با هم تفاوت دارند.

اصول و آداب، یک اصول و آداب گردد تا این سبب شود که وحدت عالم بشر از صغر سن در قلوب جای گیرد». این امر به او کمک می کند تا پیشرفت مهارت های زبانی اش را شروع کند و کودکانی که در بچگی مطالعه می کنند، بیشتر تمایل دارند که تا مادام العمر مطالعه کنند و در مدرسه خوب عمل می کنند و در زندگی بزرگسالی هم موفق می شوند. مطلقگرایی حداکثری معتقد است احکام و ارزش های اخلاقی تحت هیچ شرایطی استثنا برنمیدارند. شناخت مفاهیم مزبور و درک نحوه ارتباط آنها نسبت به یکدیگر و کارکرد متمایز هر یک در زمینه ی تربیت، ما را به ساخت چارچوب یا نظام تربیتیِ مشخص رهنمون می سازد؛ چارچوبی که فرایند تربیت در آن آغاز، و به سرانجامی متناسب با شاخص های آن، نایل می شود.

امام صادق (ع) در این زمینه میفرمایند: «باید رختخواب بین پسر با پسر، پسر با دختر و دختر با دختر را در ده سالگی از هم جدا کرد.» (30) یکی دیگر از عوامل ایجاد بلوغ زودرس در کودکان و نوجوانان که اهمیت بسیاری دارد و والدین همواره باید در رعایت آن کوشا باشند جدا کردن اتاق خواب نوجوانان از خود میباشد. البته این بدان معنا نیست که چون نمی­توان به فلسفه اخلاق کانت عمومیت دارد پس باید به ناچار ارزش تفکری آنرا نیز انکار کرد.

لذا کانت معتقد است در هر شرائطی باید راست گفت حتی اگر منجر به کشته شدن انسانها شود. او نمی­گوید رفتار انسان چگونه است بلکه می­گوید برای این که انسان بتواند مدعی اخلاق باشد رفتار او چگونه باید باشد. پدر و مادرهایی که مدام به فرزند خود دستور میدهند( بهطور مثال، بچهی من الان، باید به کلاس زبان برود)، بهتر است درباره این موضوع بیشتر مطالعه کنند یا با پدر و مادرهای با تجربه یا یک روانشناس کودک صحبت کنند. کانت نیز جزء برجسته ترین وظیفهگرایانقاعدهنگر است که میگوید تنها یک قاعده است که درستی یا نادرستی اعمال را معین میکند و آن مطابقت عمل با وظيفه است.

گاهی نیز در مباحث اخلاق هنجاری آنجا که از معیارهای کلی درستی یا نادرستی افعال از نظر اخلاقی بحث میشود پس از آن که آنها را به دو قسم وظیفهگرا و غایتگرا تقسیم میكنند؛ به طرح نظریهی اخلاقی کانت به عنوان نافذترین نظریههای اخلاقی وظیفهگرایانه ميپردازند و بالأخره از این نظر که آیا مفاهیم اخلاقی حکایت از امور واقعی دارد یا نه؛ نظریهی اخلاقی کانت جزء آن دسته از نظریات مطرح شده که قائلاند مفاهیم اخلاقی حاکی از واقعیات خارجی است و از واقعیات مافوق طبیعی سرچشمه میگیرد. اگر در فرایند رشد، کودک از لذّت دور نگه داشته شود، دارای فرامن شدیداً سختگیر میشود، اما اگر به طور طبیعی در کودکی به نیازهای اولیه وی پاسخ مثبت داده شده باشد و از روشهای ترکیبی دستورات فرامن و نهاد برخوردار گردد، دارای شخصیت سالم خواهد بود.

2. روش دوم این بود که او ابتدا داستانی را برای کودکان نقل میکرد و سپس با طرح سؤالاتی نظیر اینکه چرا و تا چه اندازه رفتار شخصیت داستان به خطا رفته است، درصدد برمیآمد تحولی را که در قضاوتهای آنان نسبت به اهمیت گناه و سرپیچی از مقررات پیدا شده مطالعه کند. اخلاق، همواره يكي از موضوعات مورد توجه كانت بود. اخلاق مورد نظر وی نه کاملاً به اخلاق فلاسفه یونان شبیه است و نه به اخلاق مورد نظر مسیحیان. وظیفهگرایان معتقدند درستی یک عمل به دلیل طبیعت خود عمل است نه چیزی ورای آن. وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَئیٍ مِنَ الْخَوْفِ والْجُوعَ و نَقْصٍ مِنَ الاَْمْوَالِ وَ الاَْنْفُسِ و الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرینَ؛ و قطعا شما را به چیزی از ترس و گرسنگی و کاهش در اموال و جان ها و محصولات می آزماییم و مژده ده شکیبایان را (بقره، آیه ی 155). همچنین آیاتی از قبیل: مائده، آیه ی 165؛ آل عمران، آیات 186 و 154؛ محمد، آیه ی 31؛ عنکبوت، آیه ی 2؛ انبیاء، آیه ی 35؛ تغابن، آیه ی 15 و انفال، آیه ی 28 نیز بر این مطلب دلالت دارند.

چنانچه در سورهی فرقان، آیهی 44 میخوانیم. در داستان فرعون و موسی، فرعون بر موسی منت مینهد که چون روزگاری او را تربیت کرده بود، پس میباید که فرمانبردار وی باشد. البته می­توان گفت افکار اخلاقی کانت را نه می­توان از چارچوب فلسفه او مجزا دانست و نه می­توان بدون توجه به فرهنگ قرن هیجدهم میلادی در دنیای غرب خاصه در کشور آلمان معنای واقعی آن را دریافت. می­توان گفت بر حسب نظر کانت اخلاق نه متکی بر علم است و نه متکی بر مابعدالطبیعه بلکه خود بنیانگذار اصول خود است. کتاب اول در سال 1785 م تحت عنوان اساس مابعدالطبیعه اخلاق و کتاب دوم تحت عنوان نقد عقل عملی درسال 1788 م منتشر شده است.

اخلاق برای فلاسفه یونان در درجه اول نوعی فن و هنر است در حالیکه اخلاق برای ایشان در جهت بازسازی طبیعت و به کمال رساندن آن بوده است. برای آشنایان به سیر افکار فلسفی معلوم است که فلسفه اخلاقی کانت را نه می­توان از مجموع جهان­بینی و نظام فکری او مجزا دانست و نه می­توان از جریانات فرهنگی­ای که در طی سالهای متمادی در نیمه دوم قرن هیجدهم میلادی منجر به تدوین فلسفه اخلاق او شده است برکنار انگاشت.

دراین خصوص نظریه­های گوناگونی، بویژه در قرنهای هیجدهم و نوزدهم، بیان شده است که از جمله می­توان به نظریات فیلسوفان آلمانی نظیر امانوئل کانت اشاره کرد. کانت در پاسخ میگوید قانون اخلاقی از آن جهت که قانون است بیقید و شرط است. 7-تشویق و تحسین ، به شرط آنکه حالت مزد و پاداش به خود نگیرد. شاید بیشتر از آنکه به تشویق کودک خود توجه کردهاید، او را تحقیر و تنبیه کردهاید.

3. زمانی که فرزندتان رفتار مثبتی از خود نشان می دهد او را تشویق کنید. از این به بعد تمرین کنید که والدین بهتری برای فرزندتان باشید و این اشتباه را انجام ندهید. خانواده از زمان انعقاد نطفه تا اوان بزرگسالی، در هنگامی كه والدین و سایر اعضای خانواده زندگی می كنند و با فرد در ارتباطند، به نحوی بر انسان تأثیر می گذارد. نقش الگوی رفتاری والدین در تربیت کودک بر هیچکس پوشیده نیست.

آیا تاکنون به این فکر کردهاید، چند بار به رفتار کودک خود واکنش تند نشان دادهاید؟ خداوند هنگام خطاب به رستگاران از واژه ی محبت و دوست داشتن استفاده می کند و از طرف دیگر نسبت به کسانی که در وادی سرکشی و عصیان گام نهاده اند از واژه ی برائت یا عدم محبت استفاده می کند. اما گاهی ضرورت ایجاب می کند دروغ بگوییم. پس گاهی لازم است به دلائل خوب، دروغ گفت. علم اخلاق «Ethics يا morality» به معناي دانش صفات مهلكه و منجيه و چگونگي متصف شدن و گرويدن به صفات نجاتبخش و رها شدن از صفات هلاك كننده است؛ بنابراين علم اخلاق، هم دانش بايدها و نبايدهاي رفتاري و آگاهي از فضايل و رذايل اخلاقي، هم بيان كننده شيوههاي كسب خوبيها و زوال بديها است، به عبارت ديگر علم اخلاق دانشي است كه از انواع صفات خوب و بد و چگونگي اكتساب ويژگيهاي نيكو و زدودن صفتهاي ناپسند بحث ميكند.

دیدگاهتان را بنویسید