الاهیات فلسفی با نگاه عقلانی به دین

وی دریافت که همه مردم اطرافش، زندگی خود را در نیل به هدفهای گوناگون مانند لذت و ثروت صرف می کنند؛ بدون آن که از خود بپرسند که آیا این امور مهم و قابل اعتماد هست یا خیر. اینها دریافت من از اندیشه هایدگر است. برای من دشوار است که در تنگجا و تنگنای روزنامه چیزی را تشریح کنم که نیازمند ارجاعات به متون آلمانی و یونانی است. اهمیت آن از آن روست که به تمامی تفکر هایدگر، به اساس فکر هایدگر و به قول گادامر به «راههای هایدگر» برمیگردد.

این علت تا به آن حد مورد نظر اسلام است که روایات نقل شده از اولیای دین، فرزندآور بودن را از صفات شایسته زنان برای ازدواج میشمارد (عندلیب، 1422ق: ج1، ص140) و فرزند داشتن را مایه برکت میداند. در سال 1639 او مفتخر شد که 19 سال بیمار نبوده و انتظار میرود 100 سال عمر کند. و به دنبال این سؤال، انبوهى از سؤالات دیگر فکر انسان را احاطه مى کند.

پژوهشگرانی همچون مک گلوخ و پیتس ۱۹۴۳ شروع به بررسی در این موضوع کردند که چگونه شبکهای که از چنین واحدهای پردازش ساخته شده، میتواند محاسباتی را مانند منطق جملهای اجرا کند. یعنی سهل ممتنع. ساده برای کسی که جدا بخواهد فکر کند: فکر کردن یعنی دگرگون شدن. چقدر ساده اندیشى است که ما براى همه اینها هدف قائل باشیم، ولى مجموع را بى هدف بدانیم! اینها است که به یک انسان خداپرست و مؤمن اطمینان مى دهد که آفرینش او هدفى بس عظیم داشته، که باید بکوشد و با نیروى عقل و علم آنرا بیابد.

بالأخره این یک تجربهای است که الان چند سالی است که در حوزه دارد اتفاق میافتد و غالب خروجیهای پژوهشی از طریق پایاننامه صورت میگیرد و لذا به نظر من میرسد که ما به جای اینکه این تصویر را ایجاد کنیم که اگر حذف کنیم تولید علم میشود یا نه، باید فکر دیگری کنیم؛ اگر حذف شود باید یک جایگزینی برای آن وجود داشته باشد. یعنی من راهی را باز کردم، دیگری باید دنباله این راه را بگیرد. در واقع برای کاربردی کردن فرهنگ دین و اجرایی کردن آن، باید چنین سیری را طی کنیم. هنگامی که کسی میگوید «آب گرم است» در واقع در حال «حمل کردن» گرمی بر آب است.

شاخه های علوم نظری در واقع تجسد آن عقلانیت پایه است که در هر مرتبه­ای که تنزل پیدا می­کند، به تعینات، تکثرات و کارکرد عینی نزدیک­تر می­شود. دستگاههایی در یونان وجود دارد که مقداری از آن از طریق ترجمه به حوزه دیگری به نام اسلام منتقل می شود و مترجمین به هر دلیل و به هر نحوی ترجمه متون یونانی را شروع میکنند و مقداری از فلسفه یونانی را به زبان عربی ترجمه میشود.

نه هستی این یا آن شیء. بیان این کتاب کلمات جدید میطلبد. در پایان هم تنها خاطرهای که فعلاً به ذهن من میرسد این است که یک رسالهی سطح ۴ بود که هم بنده و هم داور دیگری که در خدمت ایشان بودیم، هر دو پایاننامه را رد کردیم، چون سطح آن خیلی پایین بود، کأنّه رونویسی کرده بود، همان آسیبی که جناب استاد موسوی بیان کردند، کلاً این پایاننامه رونویسی بود. مباحث علم کلام در نخستین دهههای اسلامی مطرح شد، تا اینکه رفته رفته به یک نظام عقلی پیچیده تبدیل شد. به راستى اگر ما انسانها روى این کره خاکى زندگى نمى کردیم کجاى عالم خراب مى شد؟

آلکیبیادس ستایش سقراط را تا بدان حدّ ادامه داد که او را ساحر و نیرنگباز و در جذب مردمان بسیار توانا خواند و مدعی شد که سخنان سقراط چنان بر جان مینشیند که شخص را مسحور خود میسازد و در عین حال بیانش ساده و شیواست و در این امر بین پیر و جوان فرقی وجود ندارد. در این باره نگاه کنید به: تعاریف مختلف درباره فلسفه با این حال می کوشیم تا جایی که بتوانیم، فلسفه را معرفی کنیم. پس یعنی باید همه ثانیه ها در حال عبادت باشد. اما هایدگر میگوید من فقط و فقط باید به آن چه هستی انسان مربوط است، بپردازم.

ناگفته نماند که در هستی و زمان هایدگر فقط یکجا سوژه را وارد تفکر خود میکند و بدون نهادن آن در گیومه و آن هم بند ۲۴ است با عنوان «مکانمندی دازاین و مکان»، اما همین یک مورد آنقدر به نظر من اهمیت دارد که آن را در نمایه موضوعی آوردهام. فلسفه زندگی اما، یک فلسفه به معنای غیررسمی است، به عنوان یک فلسفه شخصی، که تمرکز آن برطرف کردن سؤالات وجودی در مورد وضعیت انسان است. سکری سرور، بیتا: ص69) با عنایت به این سخن، مقدس شمردن ازدواج در مسیحیت هرگز به معنای ارزش ذاتی ازدواج نیست.

از کجا اصلا مورد پرسش ما نیست. ویرانگری به معنی نفی صرف نیست. انواع نزدیک( به موجودات عالم) فصل مقوّم دارند و فصل مقسّم ندارند. مسلمانان اتفاق و اجماع دارند كه در صدر اسلام ازدواج موقت مجاز بوده است و رسول اكرم در برخی از سفرها كه به آنها اجازه ازدواج موقت مي داده است . اگرچه آن زمان به عنوان کتاب فیزیک طبقهبندی شدهاست، اما اصول ریاضیات نیوتن (۱۶۸۷) از اصطلاح فلسفه طبیعی همانطور که در آن زمان فهمیده میشد، استفاده میکند، شامل رشتههایی مانند نجوم، پزشکی و فیزیک است که بعداً با علم مرتبط شدند.

هر کدام هم پاسخهایی دارند اما هایدگر هیچ کدام از پاسخها را قبول ندارد. فلسفههای غربی برای همهی مسائل زندگی مردم، کم و بیش تکلیفی معیّن میکند: سیستم اجتماعی را معیّن میکند، سیستم سیاسی را معیّن میکند، وضع حکومت را معیّن میکند، کیفیت تعامل مردم با همدیگر را معیّن میکند؛ اما فلسفهی ما بهطور کلّی در زمینهی ذهنیّاتِ مجرّد باقی میماند و امتداد پیدا نمیکند. اکنون نیاز به حضور جدی و میدانی و نه رفع تکلیفی نهادی فعال و پویا همچون امور تربیتی در مدارس شدیداً احساس میشود و همانطور که وزیر محترم در جلسه رای اعتماد این وعده را دادند باید این موضوع به عنوان یکی از محوریترین برنامههای آموزش و پرورش در ایام پیش رو باشد.

باید توجه داشت با اینکه شاخه های علمی از فلسفه جدا شده اند، هیچ گاه نیاز شان را به فلسفه از دست نخواهند داد. برخی از طلاب عزیز ما متوجه نیستند که من الان باید چه کنم و چه موضوعی بدهم. خود من به ایشان تلفن کردم – این حرف را که عرض میکنم با کمال شرمندگی میگویم. هستی که خودش را نشان نمیدهد. او در مباحثش پیرامون خیال نشان میدهد که فلسفه کهن اسلامی قبلاً مسیری را که میخواهم دربارهاش صحبت کنم طی کرده است. یکی از دستوراتی که خداوند به انسان ها تکلیف کرده است، روزه داری است تا در سایه آن، انسان بتواند از هرگونه فساد و بیماری مصون بماند و با رهانیدن خود از دامهای شیطان، خود را در مسیر انبیاء و ائمه(ع) قرار دهد.

دیدگاهتان را بنویسید