انسان، تربیت و روانشناسی اخلاق

پیش نیازها «بایدهای تربیتی» هستند که «الزام غیری» دارند به این معنا که برای دست یابی به غایتی، ضرورت و طریقیت دارند اما سلسله مراتب غایات اخلاقی «بایدهای اخلاقی» را پدید می آورند که «الزام نفسی» داشته و دارای «ارزش ذاتی اخلاقی» هستند. از سوی دیگر فن مهارت انجام کار یا دانش برآمده از تجربه عملی است فن از سنخ آگاهی است نه توانایی انسان ها دارای مشترکاتی هستند. این بحث مقدمهای است برای مباحث دیگر.

در مباحث تربیتی کاری به مصادیق خوب و بد نداریم و به مباحث اخلاقی یا فلسفه اخلاقی وارد نمی شویم. در رد این برداشت نادرست از اخلاق، باید گفت انسان که موجود فاعل آگاه و مختار است، نمی تواند بدون یک هدف نهایی، فعالیتهای خود را سامان دهد و تنظیم کند؛ زیرا هرکس در کارهایی که انجام می دهد، اهدافی دارد و از آنجاکه تسلسل در اهداف ممکن نیست، یک هدف نهایی برای آن کارها در نظر می گیرد تا بتواند به مقاصد مختلفی که دارد، دست پیدا کند. امّا اگر اصول غیر مدون وجود داشته باشد که جامعه آن را پذیرفته و یا رد کرده، جنبه اخلاقى پیدا مىکند.

چنین شخصی جذابیت فوق العاده ای در همه ی روابط خود دارد و به گویی که مردم را مسحور خود می کند. عوامل فراوانی بر رشد اخلاقی انسان اثر دارد؛ از جمله روابط با دیگران، نوع پوشش، رژیم غذایی، قوانین جاری، نوع رفتار و برخورد دیگران، آیا همه اینها دست به کار تربیت انسان هستند؟ آیا معیار خوبی و بدی عمل اخلاقی بر معیار نتیجه و پیامد آن قابل تحلیل و توجیه است؛ به این معنا که یک عمل اخلاقی، هنگامی خوب است که اثر و نتیجه آن خوب باشد، و وقتی بد است که نتیجه و اثر آن بد باشد؟

شهید مطهری درباره این که چه کاری، کار اخلاقی به شمار می رود و معیار اخلاقی بودن یک فعل چیست، می نویسد: چگونه یک کار انسان «اخلاقی» شمرده می شود؟ معلوماتی که جنبه غیر حسی دارد، هیچ ارزشی ندارد و این درست نیست که ببینیم مثلاً اندیشه و عقیده مردم درباره فلان عمل اخلاقی چیست، یا عقل و خرد درباره آن چه حکم می کند، یا دین و مذهب درباره آن چه نظری دارد؟ هر كسي احساس مي کند هر چه دارد از خداي متعال است و تنها با عبادت معبود حقيقي هستي آرامش مي يابد.

جامعه فاقد اخلاق ، عاری از حرکت و پیشرفت است . پس مدیریت منابع انسانی باید با ترکیب کردن اصول اخلاقی با قوانین امروزی، فرهنگ کار با محوریت اخلاق را در سازمان گسترش دهد تا با ایجاد یک ارتباط موثر بین مدیران منابع انسانی و کارکنان سازمان در حرکت و تولید خود با مشکلی روبرو نشوند و به اهداف استراتژیک سازمان دست یابند. توجه به مسائل اخلاقی در سازمان به بهبود اساسی اوضاع برخی جوامع انجامیده است. روشنفکری دینی پیش از انقلاب تحت تاثیر ادبیات قرآنی و نیز ادبیات سیاسی چپ گفتمانی عدالت محور داشت، اما به نظرم پس از انفلاب اسلامی درک روشنفکران دینی از مقوله عدالت عمق و دقّت بیشتری یافت، از جمله آنکه روشنفکران ما، از جمله روشنفکران دینی، دریافتند که عدالت در جامعه تحقق نمی یابد مگر آنکه حقوق اساسی انسانها، از جمله حقّ انتخاب و حقّ ناحقّ بودن ایشان برسمیت شناخته شود.

ـ به نظرم پاسخ مثبت است. فلسفه اخلاق، پاسخ های مناسبی برای ده ها سئوال برخاسته از گزاره های اخلاقی جست جو می کند و پرسش هایی از قبیل چیستی فعل اخلاقی و معیار و ملاک ارزش اخلاقی را روشن می کند و در پرتو آن مسئولان و متصدیان امور تربیتی و پرورشی، می توانند مسیر صحیح و روش های مناسبی را با استفاده از ابزار و امکانات مورد نیاز برای تربیت اخلاقی انتخاب کنند. مسلماً پاسخ او مثبت است و میگوید خوب است.

در جنگ احزاب به كندن خندق پرداخت ، در غزوه حديبيّه با قريش مذاكره كرد و با انعقاد پيمانى به نتايج عملى آن ، كه بعدها نمايان شد ، دست يافت و به همين گونه در هر ميدان جنگى به ابتكارى جديد دست می زد كه او را در پيروزى بر دشمن يارى می كرد و آنان را از اقدامات و تاكتيك هاى خود در بُهت و سرگردانى فرو می برد .

تأکیدها و تکیهکلامهای مربیان بزرگ و دانشمندان برجسته دین در یافتن رویکرد تربیتی آنان بسیار مهم و قابل توجه است. بنده در سایه خوش اخلاقی خود، به مراتب بزرگ و مقام های والایی در آخرت می رسد؛ اگر چه عبادتش ضعیف است. در این صورت جای این پرسش است که چه چیزی آن اخلاق را “دینی” می کند؟ به نظر من تمام این پیش فرضها نادرست است: هم دین کاملاً میتواند در معرکه آرا روسپید و سربلند بیرون بیاید، و هم عقل کاملاً میتواند در تحقیق آزادانه ارزشهای جاودانه اندیشه و زیست دینی را تصدیق کند، و آنها را به عنوان مبنایی خردپسند و اخلاقی برای یک زندگی شریف بپذیرد.

هدف نهایی در زندگی انسان دیندار رسیدن به آخرتی آباد، رضایت و قرب الهی است . وقتی قرب را تحلیل می کنیم می بینیم که منظور از آن، قرب مکانی یا زمانی نیست، چون هیچ گاه انسان با خدای متعال رابطه زمانی یا مکانی نخواهد داشت.عدهای معتقدند که علم اخلاق را نمی توان تعلیم داد، چراکه این علم، مشتی مواعظ و نصایح بیش نیست و می توان آنها را از طریق ایجاد حال در متربی تثبیت کرد. حال با توجه به اینكه كمال نهایی انسان وصول به مقام قرب الهی است، در نتیجه هر فعل و صفتی كه انسان را در رسیدن به این مرتبه یاری كند و سبب ارتقاء انسان در مراتب قرب پروردگاری باشد و یا زمینه را برای سیر الی الله فراهم نماید، فضیلت محسوب می شود.

پیامبر اسلام، حضرت محمد صلی الله علیه و آله هدف از بعثت و رسالتش را تکمیل اخلاق و ارزش های انسانی می داند. به خوبی می بینیم اعمال خلاف اخلاق هر یک ار افراد اجتماع تاثیر مستقیم بر رفتار اجتماعی می گذار .انشا ء الله در ادامه این مبحث در شب های آتی به صورت متناوب مباحثی را مطرح خواهم کرد که عزیزانم بیشتر با بیان نگارنده آشنا شوند و اینک تنها به طور اجمال عرض می کنم برای ساخت یک مدینه فاضله ، خود سازی بر اساس اصول اولیه، تحت تعلیم مربیان علم اخلاق، شاید شروعی مناسب و به جا باشد تا از این طریق در جهت اخلاقی شدن جانعه بتوان گام های موثری را برداشت .این حق مردمان یک اجتماع است که از بزرگان خود به عنوان پیش قراولان این حرکت اهم ، توقعات بسیار ی داشته باشند .در هر صورت مقوله اخلاق انسانی تاثیر مستقیم بر انسان اخلاقی و النهایه جامعه اخلاقی خواهد داشت و هنگامی که ضمانتهای لازمه اجرایی نیز به آن اضافه می شود به یک اجتماع قانون مند با حفظ همه حرمت ها دست پیدا خواهیم کرد .اینک فارغ از خواست ها و تمایلات سیاسی در این ایام خاص که مورد توجه ویژه حضرت حق جل و اعلی هستیم جای دارد که در جهت خود سازی و نیل به تعالی انسانی و آشنایی با اخلاق انسانی برگرفته از متن ادعیه و تذکرات نص صریح آیات الهی و دستورات دینی ،گامی در این جهت برداریم تا از این رهگذر در آینده ای نه چندان دور با خودسازی و اصلاح نفس ، جامعه ای عاری از گناه و آلودگی را تجربه کنیم و اینگونه شاید بتوانیم بگوییم ماه مختص به عبادت حضرت دوست گامی رو به جلو برای ما بوده است .

ایشان در این خطبه بر مالکیتش درباره فدک تصریح کرد. گرچه در حوزه اخلاق حرفه ای و صنفی نسبت به خصوص دانشوری و نیز پادشاهی اهتمام درخوری صورت گرفته و کتب فراوانی نگاشته شده است. در مکتب نقلی نیز برای مدلل ساختن گزاره ها به منابع نقلی دین (آیات و روایات) استناد می شود. حال که به اهمیت رعایت اصول اخلاقی اشاره شد و مشخص گردید که بدون توجه به علم اخلاق هیچ جامعه ای به سرانجام حقیقی نخواهد رسید به بررسی ارتباط اخلاق و مدیریت منابع انسانی می پردازیم. از این تعریف میتوان برداشت نمود که فلسفه مدیریت منابع انسانی استفاده از نیروی انسانی در جهت اهداف سازمان است و در حقیقت ارتباط مستقیمی با افراد سازمان دارد، و برای اینکه سازمان به اهداف سازمانیش دست یابد نیاز هست تا ارتباط سالم و تاثیرگذاری بین مدیریت منابع انسانی و افراد سازمان برقرار شود و یکی از لازمه های این ارتباط رعایت اصول اخلاقی از سوی مدیران و افراد سازمان میباشد.

دیدگاهتان را بنویسید