ایران، طالبان و احمد مسعود – خبرگزاری حوزه

اما چشمانداز برقراری ثبات یا حتی شرایطی شبیه به صلح در افغانستان همچنان مبهم باقی خواهد ماند. دبیرکل سازمان ملل تلاش کرد با دعوت از وزیران خارجه ایران و عراق مذاکرات صلح را در مقر سازمان ملل پیش برد. هدف سفیر این بود که با تکیه به این چند عکس جلسۀ شورای امنیت سازمان ملل متحد فرا خوانده شود و ایران به دلیل نقض قطعنامههای این شورا در رابطه با عدم پشتیبانی از تروریسم، محکوم شود… هرچند بین سال های 1984 تا 1988 بیش از سیصد کشتی در خلیج فارس هدف حمله قرار گرفتند، تلفات انسانی ناشی از این حملات بسیار پایین بود. امنیت ملی رژیم صهیونیستی آتشی که اطرافش را گرفته، یعنی موشکهای نقطه زن حزبالله، را هدف قرار داده و توصیه کرده که گزینه نظامی برای حمله به حزبالله آماده شود تا این موشکها را از بین ببرند. روزنامه کیهان نوشت:ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه در اولین نطق تلویزیونی خود پس از حمله به اوکراین، خطاب به مردم روسیه گفت: برای «پیشگیری از یک خطر» دست به عملیات دفاعی زده است.ما بدون شک با هر جنگی که مردم در آن کشته میشوند، مخالفیم و فرقی نمیکند این مردم شهروندان اوکراین باشند یا شهروند هر نقطه دیگر در دنیا؛ اما آنچه پوتین گفت، یک تصویر خیالی از آنچه در سر داشت نبود؛ اتهامات او علیه اروپا و آمریکا واقعاً روی داده و وضع امنیتی روسیه در غرب سرزمین خود به هم ریخته بود و تهدید آمریکا علیه یکپارچگی روسیه واقعیت دارد.

در حال حاضر طرفین کم کم به این نتیجه می رسند که این جنگ داخلی به زیان آنها خواهد بود و این تنها نقطه امید مردم افغانستان است که دو طرف به این نتیجه برسند که ادامه جنگ یعنی وارد شدن زخم هایی تازه بر پیکر زخمی افغانستان و خرابی و ویرانگری بیشتر این کشور. کنفرانس مسکو و موضع جانبدارانۀ روسیه در این کنفرانس نمایش آشکار چنین رابطهیی بود. تهران تایمز در این باره با اشاره به واکنشهای آشکار به جنگ اوکراین در منطقه، نوشت که چندین کشور منطقهای که به عنوان متحدان ایالات متحده تلقی میشوند، مواضعی اتخاذ کردهاند که نشان دهنده شکاف بین واشنگتن و متحدانش در منطقه است. به هر پیمانه که شکست مبارزه با تروریسم ایالات متحده آشکار میشد و از سوی دیگر حکومت افغانستان نیز از سیاستِ متعادل و ناجانبدارانه دور میشد، به همان پیمانه نیز کشورهای ایران و روسیه به طالبان روی خوش نشان میدادند. این راکتها را ایرانیها به طالبان دادهاند… من در چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب سخنرانی داشتم و در طول یک ساعت و نیم سخنرانی خود اطلاعاتی را جمع آوری کردم که از منابع ایرانی نبود بلکه از منابع سازمان ملل بود، یعنی چیزی که دنیا در خصوص درجه ایران در هر مسئله علمی و تکنولوژی و مقامی که به آن رسیده میگویند، امروز وقتی که دنیا از ایران صحبت میکند از مسئله هستهای و مذاکرات هستهای و مشکلات سیاسی در منطقه میگویند اما در طی این سالها باید در خصوص نمونه انقلاب اسلامی صحبت کنیم، در خصوص نظام اسلامی و انقلاب اسلامی و اینکه رهبری حکیم و شجاع چگونه ایران را به پیشرفت رساند و ایران در همه موضوعات به چه جایگاهی رسید، توضیح این مسئله وقت زیادی را می خواهد و ما اینجا به اشاره چند نکته اکتفا میکنیم.

اوج و شیوع رقابتها در اوکراین و پیروزی ایران و روسیه در سوریه و عقبنشینی کشورهای غربی از این منطقه و شکست حامیان غربی-عربی افراطیت دینی در سوریه به این گمانهزنیها دامن زد که جنگ رقابتی قدرتهای درگیر در خاورمیانه، تحت شرایط دیگری در افغانستان ادامه خواهد یافت. از این پس بود که آمریکا و کشورهای اروپای غربی یکی از مهمترین بازارهای خود را در زمینه تسلیحات نظامی بهدست آوردند، اما پس از انقلاب اسلامی میل کشورهای غربی به تقویت قدرت ایران کاهش یافت و تقویت قدرتهای رقیب ایران در دستور کار قرار گرفت. تابستان امسال و بعد از تسلط طالبان بر نقاط مختلف افغانستان، برخی چهرههای اصلاحطلب و برخی کاربران فضای مجازی خواستار ورود ایران به صحنه افغانستان و جنگ با طالبان شدند؛ دستاویز آنها برای این کار حضور مخالفان طالبان در استان پنجشیر و تشکیل مقاومت دوم بود؛ حال آنکه مشاهدات میدانی خبرنگاران تسنیم و حضورشان در افغانستان در آن برهه نشان داد که عملاً چیزی تحت عنوان جبهه پنجشیر وجود خارجی نداشته است و احمد مسعود فرزند احمدشاه مسعود نیز در تهران بهسر میبرد و مقاومت دوم عملاً یک پروپاگاندای رسانهای بود!

باقر کاظمی (مهذبالدوله) از زمان احمدشاه تا زمان مصدق به تناوب وزیر خارجه بوده. به گزارش الف، در خلال سفر «بنی گانتس» وزیر جنگ رژیم صهیونیستی به بحرین، دو طرف در امتداد توافقنامههای عادی سازی که بیش از یک سال قبل امضا شد درباره همکاریهای امنیتی به توافق رسیدند. از سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۴ من وزیر امور خارجه و مشاور امنیت ملی کشورمان بودم و تا حدود زیادی بهخصوص در دوران تصدی مشاوریت امنیت ملی، ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۴، به گزارشهای امنیتی دسترسی داشتم. تنها یک بار در سالهایی که من مشاور امنیت ملی بودم، نمایندۀ ملکی ناتو در کابل که شهروند بریتانیا بود، روزی چند عکس از صندوقهای پُر از راکت را به من نشان داد و گفت که این سلاحها را نیروهای بریتانیایی از هلمند بهدست آوردهاند. همانگونه که من در یک مقاله، زمانی که حکومت وحدت ملی افغانستان به سود عربستان و علیه ایران در منازعۀ یمن موضعگیری کرد، هشدار داده بودم، یک بار دیگر تأکید میکنم که هرگز به سود ما نیست تا به جنگهای نیابتی بین قدرتهای منطقهیی و جهانی کشیده شویم. چرا که اولاً: کشتی های لازم برای این کار را نداشتند و ثانیاً: این راه دریائی به قدری خطرناک بود که اقدام به حمل این مقدار نفت اگر هم به فرض محال مساله کمبود کشتی های بارکش در میان نبود، از ایالات متحده آمریکا به خاورمیانه جز از دست دادن کشتی های بیشتر و غرق آنها توسط دشمن ثمر دیگری به بار نمی آورد.

دیدگاهتان را بنویسید