باید نهایت اخلاق انسانی را با همه مردم دنیا داشته باشیم – خبرگزاری مهر

به نظرم ما باید میان “لیبرالیسم” (Liberalism)، ساخت سیاسی لیبرال (Liberal Polity)، و اخلاق لیبرالی (Liberal Ethics) تمایز بنهیم. اما اخلاق زیستی در وسیعترین مفهوم، به معنای بررسی مسائل اخلاقی، اجتماعی و سیاسی است که زیستشناسی و سایر علوم زیستی آن را به وجود میآورند و بهطور مستقیم یا غیرمستقیم در بهروزی انسان دخیل هستند. بدین منظور، چنانچه میان منافع شخصی و منافع عمومی تزاحم و اختلافی به وجود آید، باید نفع عمومی را به نفع شخصی ترجیح داد. اگر سازمان به منافع و حقوق جامعه آسیب برساند و با نادیده گرفتن منافع مصرفکنندگان از آنها سوءاستفاده کند، اقدامش برابر با خشونت است و عملی غیراخلاقی انجام دادهاست.

رفتار اخلاقمدار نوعی رفتار و مطابق با اخلاق است. رفتار اخلاقمدار موجب تسهیل و ترویج خوبی در جامعه و بهبود سودآوری میشود و روابط مشتری و بهره وری کارکنان را نیز تقویت میکند. اگر عرفی از طرف سازمان و عموم اتخاذ و پذیرفته شود، به اخلاق تبدیل میشود. جامعه فاقد اخلاق ، عاری از حرکت و پیشرفت است . ازلحاظ اخلاقی مشکل است تصمیم گرفت چه هنگام و چگونه این تکنولوژیهای گوناگون را به کار برد؛ برای مثال، پیشرفت در توانایی ما برای ارتباط دادن بیماریها با ژنهای خاص ونیز پیشرفت در ژندرمانی و جایگزینی ژن، بهوضوح مباحث اخلاقی مهمی را در مورد چگونگی کاربرد و کنترل این توانایی و اطلاعات فردی، که آزمونهای ژنتیکی بهطور فزایندهای در اختیار ما میگذارند، برمیانگیزند.

سازمان میتواند به کمک استانداردهای اخلاقی خوب، پیشرفت کند. شالوده و بنیاد خانواده بر مهر محبت ریخته شده و قرآن مجید بر این واقعیت تصریح می کند. احتمالا آنها این کار را برای دور کردن خود از رسواییهای تجاری آن دوره انجام میدادند. برای مثال، شهروند خوب به قانون احترام میگذارد، تخلفات را گزارش میکند، در هیئتمنصفه خدمت میکند، رأی میدهد، مالیات میدهد و از محیطزیست حفاظت میکند. احترام بهعنوان یک اخلاق سازمانی روی تعهد اخلاقی برای احترام به ارزش و کرامت ذاتی فرد، تمرکز دارد.

در اینجا باید بین فیلسوفانی که به رشتهای از علوم تجربی توجه میکنند و متخصصان چنین رشتههایی که به فلسفه روی میآورند، تمایز قائل شد؛ تمایزی که معمولاً خود را در مورد اخلاق پزشکی بهصورت تمایز میان متخصصان اخلاق پزشکی فلسفی و بالینی نشان میدهد. بلکه باید همّ و غمّ او را روی یک موضوع تمرکز بخشیم. این موضوع در قالب خصوصیات مثبتی مانند مدنیت، ادب، کرامت، استقلال، تحمل و پذیرش بیان میشود؛ همچنین، شامل پرهیز از اَعمالی چون خشونت، تمسخر، سوءاستفاده و استثمار است. ما نمی تونیم در مقابل کسی مقاومت کنیم که به طور مداوم مهربان، دلسوز و پذیرش هست.

یک مورد از اخلاق در سازمان عدم شراکت در اعمال شرورانه است، اصل عدم شراکت در اعمال شرورانه به طور واضح بیان میکند که سازمان نباید با هیچ شخصی در انجام اَعمال شرارتبار همکاری کند. اصل عدم شراکت در اعمال شرورانه بیان میکند که سازمان فقط در شرایطی باید به سایرین کمک کند که شایستگی دریافت کمک وی را داشتهباشند. مواظب است که از ابتدا جلوی مجاز و شوخی در اعتقاد را بگیرد تا کمکم به جدی تبدیل نشود. اخلاق سازمانی در هر نوع سازمانی اجرایی است. اخلاق تفاوت میان خوب و بد را مشخص میکند و همچنین کارکنان سازمانها را راهنمایی میکند تا در شرایطی که انتخاب گزینهی درست یا حداقل بهترین مورد از بین گزینههای موجود سخت است، بتوانند تصمیم بگیرند که بهترین کار را انجام دهند.

شما باید تصمیم گیری کنید. فرض من بر این است که مقصود شما از قائل بودن به حسن و قبح ذاتی یا عقلی التزام به نوعی واقع گرایی در قلمرو فرا-اخلاق است. حضرت علی (علیه السلام) در این باره می فرماید: «کَمْ مِنْ وَضیعٍ رَفَعَهُ حُسْنُ خُلْقِهِ؛ چه بسیار فرد بی مقداری که خوش رویی او را برتری بخشیده است.» همچنین حسن خلق، مشکلات و ناهمواری های زندگی را برای آدمی هموار می گرداند. اینکه همه طرح های کلان کشور در هر زمینه و عرصه ای باید دارای پیوست فرهنگی باشد، در تعقیب این مسئله است.

یکی از مهمترین مکاتب کمال گرا، قدرت­گرایی فریدریش نیچه فیلسوف آلمانی است. 3 ـ برخی از فیلسوفان و دانشمندان علم اخلاق، به ویژه فیلسوفان تحلیلی، معتقدند که حوزه فلسفه اخلاق فقط شامل «مباحث فرا اخلاق» است. در پاسخ به قسمت اوّل سؤال، لازم است علاوه بر تعریف اخلاق، برخی دیگر از مفاهیم و اصطلاحات نیز مانند «علم اخلاق»، «هدف علم اخلاق» و «تربیت اخلاقی» توضیح داده شود. 4 ـ تفاوت در نتیجه: تفاوتی که علّامه طباطبایی بین اخلاق بشری و دینی می بیند این است که تعلیم دینی ، علاوه بر مزیّت واقع بینی که در بر دارد ، اوّلاً مبدأ پیدایش یک رشته اخلاق فاضله و ملکات شریفه ی انسانی است که بر اساس همان واقع بینی استوار است ، مانند خوش بینی ، بردباری ، قوّت قلب ، شهامت نفس و بالاخره اتّصال به یک نیروی شکست ناپذیر نامتناهی.

در این مقاله قصد داریم از این قانون قطعی و همیشگی برای بهتر کردن رفتارهایمان و رسیدن به اخلاق خوب استفاده کنیم. به طور مداوم، درخواستهای ذینفعان از سازمان برای رعایت اخلاق، پیچیدهتر و چالشبرانگیزتر میشوند. اخلاق در سازمان برای افراد مختلف معانی متفاوتی داشتهاشت، اما به طور کلی، شامل شناخت موارد درست یا غلط در محل کار و انجام کار صحیح با توجه به تأثیرات محصولات یا خدمات و روابط با ذینفعان است. فراموش نکنید که اخلاق سازمانی میتواند با فراهم کردن دانش و ابزارهای مناسب برای مدیریت، به سازمان اجازه دهد تا بهدرستی مشکلات اخلاقی و معضلات موجود در این حیطه را شناسایی و تحلیل کند.

حیوانات بخشهایی از اخلاق زیستی هستند، گر چه همچنین باید یادآور شد که متخصصان انگلیسی – آمریکایی اخلاق پزشکی مسائل مربوط به رفتار با حیوانات را در شرح وظایف خود میآورند. اخلاق زیستی به شکلی گستردهتر و بسیار شایعتر، عموماً به اخلاق پزشکی و همه مشکلات گوناگون اخلاقی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی مربوط به آن، ازجمله مسائل اخلاقی مربوط به رشد تکنولوژیهای زیستی اشاره دارد. پس «اخلاق زیستی» میتواند حوزه گستردهتری از «اخلاق زیستی- پزشکی» یا بررسی مسائل اخلاقی ناشی از پیشرفتهای نوین در فنآوری پزشکی را داشته باشد. کلمه” عرف” به معناى آن سنن و سیره هاى جمیل جارى در جامعه است که عقلاى جامعه آنها را مى شناسند، به خلاف آن اعمال نادر و غیر مرسومى که عقل اجتماعى انکارش مى کند (که اینگونه اعمال عرف” معروف” نبوده بلکه منکر است)، پس مقتضاى اینکه فرمود:” وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ” این است که اولا به تمامى معروفها و نیکى ها امر بکند و در ثانى خود امر کردن هم بنحو معروف باشد نه بنحو منکر و ناپسند.

«إِنَّ اللَّهَ یَأمُرُ بِالعَدلِ وَ الإِحسانِ». «إِنَّ اللَّـهَ لا یُحِبُّ مَن کانَ مُختالًا فَخورًا … بنا بر گفتهی والاس (Wallas)، «به طور کلی، یک آرمان (Credo) بالاترین ارزشهایی را که یک سازمان آرزو دارد به کار ببندد، توصیف میکند.» این شامل «تو باید»ها (Thou Shalts) است. اخلاق در سازمان میتواند به عنوان دستهای از اصول عملکرد درست توصیف و همچنین میتواند به عنوان یک نظریه یا سیستم ارزشهای اخلاقی مطرح شود. تخصیص منابع، «رضایت آگاهانه(informed consent) در تحقیقات پزشکی، سقطجنین، اوتانازی (مرگ راحت)، خودکشی به کمک پزشک، مادریٍ جانشین (زنی که از رحم او برای رشد جنین یک زوج استفاده میشود)، رابطه پزشک و بیمار، مهندسی ژنتیک/ تشدید ژنتیکی، همگی جزء محورهای اخلاق زیستی هستند.

در کمال گرایی، شخص دنبال این نیست که اعمال اختیارش سود عینی داشته باشد یا لذت مادی برای او پدید آورد. البته این به آن معنا نیست که فردگرایی قرآنی با فردگرایی لیبرالی یکی است. در بین روایات هم قطعاً تعداد روایات اخلاقی بیشتر از روایات مربوط به احکام و عقاید است. به طور کلي عامل اصلی مناقشه دوری از اخلاق است. اخلاق سازمانی به معنای به کار بستن استانداردهای اخلاقی است مطابق با سازمانی که در آن کار میکنید. اخلاق زیستی، به مفهوم گستردهتر و مطابق با تعریف «وی. ازجمله موضوعات مهم در این مفهوم گسترده اخلاق زیستی، موضوعات به هم مرتبطی مانند این موضوعات هستند: چه کسی یا چه چیزی منزلتی اخلاقی دارد؟

اخلاق سازمانی بین نقشهای مختلف مدیریتی و کارکنان با مشتریان، کارپردازان، سرمایهگذاران و جامعه هماهنگی ایجاد میکند. عرف در سازمانهای مختلف متفاوت است. اصول فضائل اخلاقى ” حکمت” و” عفت” و” شجاعت” است. اون کسی که بمب اتم رو ساخت علم داشت، ولی حکمت رو نه. پرسش این است : در صورتی که کسی به انگیزه ی موفقیت در امور روزمره ی زندگی دنیا صبر پیشه کرد و شخص دیگر صبر خود را به انگیزه ی ثواب اخروی انجام داد ، هر دو ، مرتکب کار اخلاقی شده و هر دو به یک اندازه از ثواب اخروی برخوردار خواهند شد؟

اما کسی که اخلاق خوب و نیکویی دارد را همه دوست دارند و همه عاشق او هستند. ویژگی مکتب تلفیقی در اخلاق و تربیت، استفاده از ظرفیت هر سه منبع پیش گفته و توجیه گزاره ها به روش عقلی، نقلی و شهودی است. در دانش مدیریت این مسئله کاملاً روشن است که عوامل محیط بیرون سازمان، به ویژه عوامل محیط جهانی کمتر در دسترس سازمان بوده و امکان تأثیرگذاری یا کنترل این دسته عوامل تقریباً ناممکن است؛ اما با وجود این، در مقام تحلیل مسائل داخلی سازمان، از آن غافل نیستند.

همچنین محمد تقی مصباح یزدی نیز گفته که اداره کردن زندگی فردی و اجتماعی انسان ها که از اهداف اصلی دین است تنها در پرتو انجام مجموعه خاصی از دستور های اخلاقی تامین می شود و به همین دلیل می توان گفت که دین بدون وجود اخلاق نمی تواند به اهداف خود که سعادت دنیا و اخرت است برسد. «خُلق»، صفتي نهادينه شده در درون انسان است؛ چه بسا كسى در نهاد خود، بخشنده باشد، اما بخشش نداشته باشد؛ زيرا مالي ندارد و يا براى بخشندگى او، باز دارندهاى وجود دارد و چه بسا كسى بخيل باشد، ولى بر خلاف ميل و خلق خود، از روى ريا مالى را ببخشد.

دیدگاهتان را بنویسید