بررسی تحلیلی حجاب ازدیدگاه ادیان سامی (اسلام،یهود و مسیحیت)

۷- نشانه پیروی از سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: حضرت علی علیه السلام فرمودند: «تزوجوا فان التزویج سنه رسول الله فانه کان یقول: من کان یحب ان یتبع بسنتی فان من سنتی التزویج »; (۱۳) ازدواج کنید، ازدواج سنت پیامبر صلی الله علیه و آله است. پس ازدواج در مسیحیت یک نوع پیمان دایم و تعهد پایدار آسمانی است که نشان از محبت خداوند دارد. این برداشت ها در تلقی هایی ریشه دارد که آدمی به فلسفه آفرینش و معنای زندگی دارد.به باور علامه جعفری تا برای پرسش های اساسی حیات انسان، یعنی”از کجا آمده ایم، به کجا می رویم و چرا باید برویم”؟

این دو مکتب ازجنبه تقدیرگرایی و اینکه منشا آفرینش جهان خدا است، تشابه دارند و وجه افتراقات این دومکتب این است که در مکتب رواقی اصالت با ماده است وخداوند و جهان مادی هستند و در مکتب علامه طباطبایی اصالت با روح است و خداوند از هرگونه ویژگی مادی مبرا است و در بحث فلسفه زندگی هیچگونه تشابهی ندارند. خداوند در قرآن حجاب را عامل طهارت قلب و روح معرفى میکند (ر.ک.، احزاب: 53) در محور خانوادگی باید گفت که حجاب سبب تحکیم روابط افراد خانواده و برقراری صمیمیت کامل بین زوجین میشود. هدف این بحث صرفاً ارائه مستندات شرعی برای توجه ادیان بر مسأله پوشش و حجاب بود تا نشان داده شود، فرهنگ به تنهایی بر این مهم تأکید نداشته است؛ بلکه ادیان، هماهنگ با فطرت آدمی،گرایش به پوشش و عفاف را به عنوان یک اصل پسندیده مطرح کردند در ادیان، صرفاً به حجاب ظاهری تأکید و بسنده نشده؛ بلکه حجاب باطنی به عنوان آراستگی درونی و تلاش در جهت تأدیب نفس برای هر مردوزنِ متدین توصیه شده است.

به نظر ابنسینا این تعلیم همیشه از بیرون دریافت نمیشود بلکه گاهی مسموع و گاهی معقول است. اما سؤال این است که حد وسط از کجا میآید؟ چرا که در گذشته حوزه فعالیت فلسفه با علم یکی بوده و امروز که علم به روش جدیدی را بکار گرفته ،دیگر علم برای بشر کافیست و فلسفه معنایش را از دست داده است.البته این نظر یک دیدگاه تقلیدی ،متعلق به سالها پیش،حدود یک قرن پیش ،متاثر از علم آن زمان و دیدگاه پوزیتیویست های آن دوران است.البته با سطح ضعیفتری از استدلال و شناخت فلسفه.و فلسفه را با یکسری مکاتب فلسفی ،و یا بازی کلام ،اشتباه گرفته اند.که پاسخ به این ادعای سرتاسر خطا و سطحی، خود یک مبحث (مفصل)دیگریست.اما بطور خلاصه باید گفت امروز لزوم فعالیت فلسفه همچنان به اندازه علم خواهد بود.و این مساله را میتوان در تشکیلات معتبر” علمی” نیز مشاهده کرد.یعنی مراکز و دانشگاه هایی که معتبرترین مجامع علم را تشکیل میدهند، لزوم حضور فلسفه را تا حد زیادی درک نموده اند.برای مثال:دانشگاه هایی چون آکسفورد،هاروارد،پرینستون، و …

طریقهای برای انجام فعالیت هاست. این نوع تعلیم و تعلم ذهنی گاهی بین دو فرد و گاهی بین یک فرد و خودش، اما به دو جهت انجام میگیرد؛ مثلاً، فرد از آن جهت که حد اوسط قیاس را حدس میزند، معلم است، و از آن جهت که نتیجه را از قیاس اخذ میکند متعلم است. Y)، آیا این یعنی یکی از آنها همسان یا مساوی دیگری خواهد بود؟ آیا همیشه با مراجعه به طبیعت و از طریق حس حد وسط دریافت میشود؟

وقتی فلسفه را متصف به اسلامیت میکنیم آیا به این معنا نیست که یک قیدی به تفکر فلسفی زدهایم و برای فلسفه اصل موضوع در نظر گرفتهایم و اصل موضوع فلسفه این است که اسلامی باشد؟ سقراط کسی بود که در میدان جنگ جان خود را برای «آلسیبیاد» به خطر انداخت و به قول «ویل دئورانت» همانقدر که فیلسوف بود، یک مرد به تمام معنا هم بود و از این جهت برای شاگردانش بسیار قابل احترام بود.

شاید این تعریف برای حوزهی بسیار وسیع، تعریفی کلی داشته باشد، اما این تعریف شیوهای مناسب برای متمایز نمودن فلسفه از دیگر روشهایی است که قصد داریم تا با استفاده از آنها به دنیای اطراف خود معنا بخشیم. اما بعدها بسیاری کَسان، از جمله فورفوریوس، به شرح و تفسیرِ آن پرداختند. ماه رمضان ماهی است که به فرموده پیامبر اکرم(ص) اولش رحمت، وسطش آمرزش و پایانش رهایی از آتش جهنم است. ۱- محبوب ترین بنا: بنای تشکیل خانواده در اسلام محبوب است، تا آن جا که هیچ سازمان و بنایی نزد خدا محبوب تر از آن نیست.

در روایتی پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «من ترک التزویج مخافه العیله فقد ساء ظنه بالله عزوجل ان الله یقول: ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله »; (۱۲) هر کس ازدواج را از ترس فقر و تنگدستی ترک کندبه خدا سوء ظن برده است، زیرا خداوندمی فرماید:اگر (زن وشوهر) فقیر باشندخدا هر کدام را از کرم خود بی نیاز می کند. در جای دیگر، فرمودند: «ما من شاب تزوج فی حداثه سنه الا عج شیطانه یا ویله عصم منی ثلثی دینه »; (۷) هر کس در ابتدای جوانی ازدواج کند شیطان فریاد می کند: ای وای، دو سوم دین خود را از شر من حفظ کرد.

۱۰- موجب کسب طهارت معنوی: پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «من احب ان یلقی الله طاهرا مطهرا فلیلقه بزوجه »; (۱۶) هر کس می خواهد خدا را پاک و پاکیزه ملاقات کند باید هنگام مرگ متاهل باشد. عنصر حجاب و پوشش اسلامى، نه تنها زن را از صحنه اجتماع وفعالیت هاى اجتماعى دور نمى کند، بلکه زمینه هاى حضور مستمر و فعال زنان را در عرصه اجتماع -به همراه حقوق اجتماعى برابر- تضمین مى کند و شخصیت خدادادى زن را از دستبرد نگاه ابزارى دیگران، مصونیت مى بخشد. در اینجا منظور از حجاب،پوشش زنان نیست؛ بلکه حکمی اضافه بر آن است که مخصوص همسران پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) بوده است.

هابیل گفت خدا از اهل تقوا پی پذیرد و اگر قربانی تو پذیرفته نشد برای اینکه بی تقوا هستی. خدا می خواهد میان بندگان خود مساوات باشد، و طعم گرسنگی و درد و رنج را به اغنیا بچشاند تا به ضعیفان و گرسنگان رحم کنند» . در این دوران، انسان علاو بر اینکه نفس را از گناهان و آلودگیها پاک میسازد، از لذائذ مشروع مانند خوردن و آشامیدن نیز چشم پوشی مینماید و بدین وسیله، به نفس خویش صفا و نورانیت میدهد؛ زیرا گرسنگی موجب صفای باطن و توجّه به خدا میگردد. لذا اگر ازدواجی به اهداف بیان شده نرسد یا مسلمانان مزدوج، این اهداف را فراهم نیاورند، نه تنها زمینهی شکوفایی استعداد به ودیعه نهاده را تباه کردهاند، بلکه سرمایهای جاودان را برباد دادهاند؛ در حالیکه اسلام به هیچ یک از این دو خسران رضایت نمیدهد.

فلسفه، پایان یا اتمام و تکمیل نیست، بلکه زمینهسازی بیپایان است. لذا حدس در اندیشه ابنسینا نه به معنای ظن و گمان بلکه از یقینیترین مراتب علوم است. یکی علمیت و مسائل علمی آنها و دیگری مسائل شخصیتی آنها و این بالاخص در باب فلاسفه مهم است و گمان نمیکنم که مسائل فلسفی فیلسوف را بشود از شخصیت او جدا کرد. توضیح آنکه انسان دارای چند قوه شناختی است که عالیترین آنها قوه عقل است. ۱- پاسخ مثبت به فطرت: انسان به حکم فطرت، دارای غریزه جنسی است و طبیعت و فطرتش ایجاب می کند که رشد نماید، به سوی کمال برود و وقتی رشدیافت وبه درجه کمال رسیدارضا و اقناع شود.براین اساس،برای حفظ جان و تعادل نظامات روانی، ضروری است که آدمی به ازدواج تن دهد.

اما وقتی که این منطق را با مقیاس جد می سنجیم می بینیم که چگونه یک میخواره کار میفروش را با کار خودش اشتباه می کند . این ورودی در حوزه منطق حد وسط نام دارد؛ یعنی بدون حد وسط برهان شکل نمیگیرد. وی ادامه داد: هر خیر و شری ولو به اندازه ذرهای باشد در آن جهان به انسان نشان داده میشود حتی اگر در حد یک نیت باشد. لذا تا حد وسط نباشد هیچ صغرا و کبرایی رخ نخواهد داد.

دیدگاهتان را بنویسید