بنیانگذار آکاد میای فلسفه اسلامی – فرهنگ امروز

در بخش اول، درباره زمینههای دینی، فکری و فرهنگی فلسفه اسلامی در طی 10 فصل بحث میشود: دو فصل به قلم سید حسین نصر درباره معنا و مفهوم فلسفه در اسلام و اهمیت قرآن و حدیث در الهامبخشی به اندیشه فلسفی مسلمانان؛ دو فصل هم درباره زمینههای یونانی، سریانی، هندی و ایرانی این اندیشهها. از این گذشته، فلسفه اسلامی تنها حاصل تلاشهای فکری مسلمانان نیست. بخش اول در اصطلاح علماء علم اخلاق، اخلاق عملی و بخش دوم را اخلاق نظری و یا فلسفه اخلاق می نامند. جعفری با معیار قرار دادن رهایی انسان از خودِ طبیعی، برای انسان­ها سه تعین درنظر می­گیرد: در تعین اول شخصیت انسان صرفاً مجموعه­ای از عوامل وراثتی و مواد طبیعی است؛ در تعین دوم انسان از چاه تاریک خودِ طبیعی نجات یافته و توانسته «منِ» خود را با انسان­های دیگر و جهان طبیعت تعدیل کند؛ در تعین سوم انسان وارد حوزه مطلق ارزش­ها شده و نگاهش نگاهی کمیّت­نگر نیست و تمامی قوانین و تکالیف برایش قابل احترام هستند.

سؤال دیگر هم این است که نزدیک به دوسال است که به طلاب این اختیار داده شده که استاد مشاور انتخاب نکرده و فقط استاد راهنما داشته باشند؛ آیا این تصمیم به نفع طلاب و پایان نامه نویسی در حوزه است؟ استاد شهید یادداشتهاى نسبتا زیادى پیرامون فلسفه اخلاق و اخلاق اسلامى دارند که به فضل خدا در یادداشتهاى موضوعى آن حکیم فرزانه منتشر خواهد شد. رتبهی استاد تمامی فلسفه پژوهشگاه فرهنگ واندیشه اسلامی. اما در مورد تأثیر اسلام در جهتدهی به فلسفه اسلامی، مسئله چندان مشكل نیست. در دورانی که آن را دوره تاریخ اسلام مینامیم زبان عربی زبان علمی و رسمی (به تعبیر غربیان: Lingua Franca) همه سرزمینهای اسلامی بود، اما صرف نوشتن آثار فلسفی به زبان عربی نه این فلسفه را عربی میکند و نه فلاسفه مسلمان را عرب.

این تعاریف که هم از لحاظ علمی دقیق و صحیح و هم بهلحاظ تاریخی جامع است، متأسفانه از جانب برخی از دانشمندان غربی و نیز عربزبان نادیده گرفته شده است. هدف این تحقیق، تاسیس و تدوین جامع فلسفهی علم اصول است. توليد و تكثير نسل را نبايد كوچك و بي اهميت شمرد؛ زيرا هدف آفرينش جهان وجود انسان و پرورش و تكامل او است. تعیین اینکه کدام یک از این مجموعه عظیم متعلق به ابنسیناست، کار دشواری است که برای تعیین جایگاه او بسیار اهمیت دارد. حداقل دو معنا وجود دارد که در آن از اصطلاح فلسفه استفاده شده: یک معنای رسمی و یک معنای غیررسمی.

به اعتقاد آنها فیلسوفان تحلیلی تلاش می کنند در نوشته های خود از زبانی بدون غموض و ابهام استفاده کنند. آنها به این ترتیب، مشكل تعارض را حل كردهاند، ولی صدرالمتألهین معتقد است كه متون دینی به حدوث زمانی اشیا نظر دارند نه حدوث ذاتی یا دهری ابداعی فیلسوفان. 2. به نظر کامو فقط دربارة دو چیز میتوان گفت «میشناسمش»: اول هستی خودمان یعنی موجودات آگاه و دوم هستی جهانی که میتوانیم آن را لمس کنیم. تعداد قابلتوجهی از این متفکران غیر مسلمان بودند و آثار آنان ارتباط چندانی با مذهب، به آن معنی که در غرب از مفهوم مذهب استنباط میشود، ندارد.

قرآن این دستور را این گونه بیان می فرماید: (هان ای کسانی که ایمان آورده اید، روزه بر شما واجب شد و این دستور نه تنها درباره شما بلکه یک سنت الهی است که به پیامبران گذشته و پیروان آنان نیز ابلاغ شده. شاید انسان به صورت عینی و به ضرس قاطع نتواند بگوید که چنین چیزی هست ولی بعضاً در جلسات دفاع حداقل ظن آدم به این سمت میرود که یک چیز جمعآوری شده است.

یعنی تأثیر چیزی بر چیزی دیگر. همچنین مقدمهای برای جریان مهم معطوف به جهان اجتماعی در قرن بیستم یعنی ایده «ساختار اجتماعی» ماهیت انسانی و هویت اجتماعی گردید. بر این اساس، در این مسیر فرعی یعنی ازدواج دیگر تعدد و تجدید راه ندارد و برای هیچیک از زن و مرد ازدواج مجدد ممکن نیست؛ مگر آنکه یکی از دو زوج بمیرد و طلاق در صورتی ممکن میشود که یکی از دو زوج از مسیحیت خارج شود. یا اصلا به تصور برخی افراد که کمترین شناختی از فلسفه ندارند، آیا با پیدایش پدیده هایی چون علم، فلسفه دیگر معنای خود را از دست داده است؟

به عبارتی رعایت حجاب باعث می شود افراد به درستی فعالیت های خود را در جامعه انجام دهند. با توجه به كتابهای در دسترس ما، این نوع برهان را اولین بار فارابی در فصوص الحكم(۶) پیشنهاد كرده است و به همین آیه استشهاد كرده است، اما خود او نمونهای از این نوع برهان اقامه نكرده است. پس از او، ابنسینا با استشهاد به همین آیه، نمونهای از آن را در اشارات(۷) ارائه كرده است و پس از او صدرالمتألهین با استشهاد به همین آیه، دو سه نمونه دیگر در اسفار(۸) و دیگر آثار خود،(۹) بر اساس اصالت وجود و تشكیك وجود، اقامه كرده است و به همین ترتیب، فیلسوفان پس از او مانند حاج ملاهادی سبزواری(۱۰) و آقا علی مدرس(۱۱) نمونههای متفاوت دیگری را ارائه كردهاند.

شیخ اشراق نیز در مطارحات(۱۴) نمونهای مشابه نمونه ابنسینا ارائه كرده است كه سخت مورد نقد و ردّ صدرالمتألهین واقع شده است. او در همین فصل در پاسخ به این سؤال كه «چرا در طبیعیات نیز وجود خدا را ثابت میكنند با اینكه این مسئله متعلق به الهیات است؟ ممكن است مراد از اين واژهها پردهنشيني و محبوس كردن زن در خانه، يا رعايت پارهاي ضوابط در معاشرتهاي اجتماعي باشد، در صورتي كه قصد تبيين و تشريح اين سؤال است كه: آيا زن و مرد در عرصهي اجتماع بايد به فعاليت بپردازند؟

پس فلسفه اسلامی، به معنای فلسفهای كه به انحای چهارگانه مذكور در بالا از آموزههای اسلامی متأثر است، ممكن است. در نخستین مقاله مجلد اول پروفسور نصر به توضیح معنی و مفهوم فلسفه از دیدگاه متفکران اسلامی از ابویعقوب کندی تا ابن سینا و سهروردی و ملاصدرا و دیگر متفکران میپردازد. همچنین شبهه مشهور ابن كمونه،(۵) در باب توحید، و اهمیتی كه حكمای اسلامی، پس از ابن كمونه تا عصر صدرالمتألهین، برای پاسخ به این شبهه قائل شدهاند نیز گواه دیگری بر صحت این مدعاست. نگاهی به مسئله علم الهی در كتب فلسفه اسلامی و مسائل بسیار دقیقی كه در این بحث طرح شده است، از جمله در تعلیقات ابن سینا و اسفار صدرالمتألهین، صحت این مدعا را آشكار میكند.

مراد از حکمت، در درجه اول حکمت الهی است. اساسا استدلال به فرآیندی ذهنی گفته می شود که بر پایه قواعد و قوانین منطقی بنا شده است و استدلال درست، استدلالی است که قیاسی باشد. چگونه میخواهی شرح دهم چیزی را که شرح دادنی نیست؟ بر این معنی اما متفکران بسیاری در هر زمان چیزی افزوده اند؛ این که دانش چگونه دانشی است و مثلاً لدنی است یا اکتسابی و فیلسوف دانش دوست است یا دانشمند و.. تا اینجا معلوم شد كه فلسفه اسلامی، به معنایی كه ذكر شد، امكانپذیر است، اما آیا چنین فلسفهای داریم؟ به عبارت دیگر، آیا مجموعه معارفی كه تحت عنوان «فلسفه اسلامی» ارائه میشود به معنای فوق اسلامی است؟

در این صورت، آیا با توجه به تأثیرات مذكور، باز هم همین مجموعه فعلی را ـ كه تحت عنوان «فلسفه اسلامی» از آن یاد میكنیم ـ ارائه میكردند یا مجموعهای كه از نظر نوع مسائل، از نظر نحوه استدلالها، از نظر ابواب و كم كیف آنها با مجموعه فعلی تفاوت بسیار داشت؟ خیر قطعا بعد از گذراندن دوره افسردگی و سوگ به دلیل جدایی هر دو نفر توان باز اندیشی را دارند .

بعد از ابنسینا مسئله خداشناسی رشد بیشتری یافته است. فارابی نمونهای از این استدلال را اقامه كرده است كه به آن «برهان اسدّ و اخصر»(۱۲) میگویند، ابنسینا در اشارات(۱۳) نمونه دیگری از آن را اقامه كرده است كه حكما چندان از آن استقبال نكردهاند. با نگاهی گذرا به قرآن و روایات میتوان دریافت كه مثلاً خداشناسی، به ویژه مسئله توحید، و پس از آن مسئله معاد، از آموزههایی هستند كه اسلام برای آنها بیش از هر امر دیگری اهمیت قائل است. برای بعضی از انسانها این فاصله نتیجۀ تأمل و تفکر است، اما برای بسیاری از انسانها این فاصله مسبوق به علت است: تجربۀ بیماری سختی، از دست دادن عزیز، حادثهای غیرمنتظره که مسیر زندگی شخص را عوض کند، همه عواملیاند که انسان را به ناگهان از جهان آشنای هر روزه بیرون میبرند و شخص را با کل زندگیاش از زاویهای جدید و ناشناخته روبهرو میکنند.

دیدگاهتان را بنویسید