تحقیق عوامل مؤثر در تربیت کودک از دیدگاه اسلام

در بخشی از کتاب با استفاده از کهن الگوها و اسطورهشناسی توضیحاتی در مورد رابطۀ پسران و مادران آورده شده است. حکم قربانی کردن گوسفند در معابر عمومی استفاده از رنگدانه حشرات در خوراکیها جایز است؟ کودکان با نگاه کردن به رفتار پدر و مادر از آنها میآموزند. همین ساحت و ویژگی است که سبب میشود انسان برای زنده ماندن و ادامه بقا، همچون سایر حیوانات به تنازع و فساد و خونریزی بپردازد و به خاطر همین ویژگی بود که فرشتگان به آینده انسان نگاه بدبینانه داشتند و او را شایسته خلافت الهی و کرنش نمیدیدند (بقره/30) و شیطان نیز نه تنها او را شایسته معبود و مسجود شدن نمیدید که خود را برتر از آدمی و او را مقهور قدرت خویش میانگاشت (بقره/34).

نقش وراثت عامل مهم در تربیت و سرنوشت آدمی است اما حرف آخر را نمیزند در طول تاریخ ، مثالهای زیادی وجود دارد که با وراثت درست و سالم به فساد و گمراهی دچار شدند و بالعکس . همانگونه که اشاره شد، عواملی که موجب گردیده تا این نظریه تأکید ویژهای بر نقش تجربه و یادگیری در رشد اخلاق داشته باشد، مربوط به سنّت تجربهگرایانه تاریخ تفکّر غرب است. اینگونه تربیت فطرت آنها را فاسد می کند و استقامت،مروّت و شجاعتشان را از بین می برد، در مقابل والدینی هستند که بر فرزندانشان بسیار سخت می گیرند و اگر اشتباهی از آنها سر زد هر چند اولین بار باشد، آنها را به شدت تنبیه می کنند و در بیشتر مواقع آنها را جلو کوچک و بزرگ تنبیه می کنند و نسبت به فرزندانشان مهر و عطوفت و دلسوزی ندارند.

؛ علّت مبارزه گستر ده کشورهای غر بی با پارچه ای کوچک به نام روسری چیست؟ این بچه های کوچک که در دست معلمین درجۀ پایین باصطلاح، درجه ای که از حیث کلاس پایینتر است، این بچه ها لایق این هستند که یک انسان بشوند، لایق این هستند که یک انسان به تمام معنا بشوند؛ و لایق این هستند، قابل این هستند که یک شیطان بشوند، یک حیوان بشوند. مکارم الاخلاق، ص 222) این بدان معناست که انسان درهر سنی نوعی واکنش نشان تربیت امری فرآیندی است و در تمام مدت عمر اتفاق میافتد؛ اما هر چیزی دارای بهترین زمان است و بهترین زمان تربیت، دوران کودکی و نوجوانی است.

کتاب چگونه به فرزند خود نه بگوییم یکی دیگر از بهترین کتاب های تربیت کودک است که به والدین میآموزد چگونه رفتار فرزند خود را تحت کنترل خود قرار دهند. اگر کودک شما چنین خصوصیت رفتاری دارد، بسیار مهم است که او را به خاطر تصادم با سایر افراد یا اشیا سرزنش نکنید و به باد انتقاد نگیرید، چون شاید نداند بدنش چه مقدار فضا را اشغال میکند. کانت در باب جایگاه و تاثیر پاداش و تنبیه ، سخن جالبی دارد:« اگر کودک را به خاطر شیطنتی که از او سر زده ، تنبیه کنید و به خاطر رفتار پسندیده ای که او انجام داده پاداشش دهید ؛ تنها برای پاداش گرفتن خوشرفتاری خواهد کرد ، و وقتی که وارد زندگی شد و دریافت که خوش رفتار همیشه ماجور نیست و تبهکار همیشه کیفر نمیبیند ، به بزرگسالی تبدیل خواهد شد که فقط به پیشرفت خویش می اندیشد و خوبی و بدی رفتار منوط به این است که کدامیک جلب منفعتی و دفع مضرتی میکند.

ستایش از موفقیت ها، هرچند اندک، باعث احساس غرور در آنها خواهد شد. بنابراین باید در جستجوى بهترین روش براى تحقق آنها باشند و مسئولیت آنها تنها با گفتن و اطلاع رساندن خاتمه نمىیابد، بلكه باید روشهاى مناسب براى مؤمن و متقى شدن فرزندشان را بیابند. ؛ بهترین را تصور کنید! آنان میپوشانند و موهای ایشان را برهنه میگذارند. ؛ چرا دختران و زنان باید حجاب داشته باشند و پسران نباید موهای سر خود را بپوشانند؟

بدین ترتیب وظیفه والدین در امر تعلیم و تربیت کودک، در این مراحل سنی بسیار سنگین میباشد؛ زیرا که این دوران، مرحله مهم آموزش است و نباید فرصتهای طلائی آن را از دست داد. در این روایت یك اصل مهم تربیتى بیان شده است: توانایىها و استعدادهاى متربى باید در جریان تربیت مورد توجه باشد، والدین در مسیر تربیت فكرى و عملى فرزند خود نباید از این اصل غفلت كنند.

انتقال عقیده حق و ایجاد رفتار سعادت آفرین، عنوان كلى وظایف تربیتى پدر و مادر است. هر کدام از این مکاتب، فلسفه های تربیتی را در پی داشته اند که دو مکتب اول بنیاد گرائی و بقیه مکاتب به تربیت پایدار گرائی، پیشرفت گرائی و اگزیستانسیالیسم را در تعلیم و تربیت ایجاد کرده است. از امام صادق (ع) نقل شده است: فرزندت را بگو تا هفت سالگى بازى كند و هفت سال او را ادب آموز و در هفت سال سوم او را ملازم و همراه خود دار. گویى هفت سال نخست سالهایى است كه كودك به طور غیر مستقیم و فقط از طریق مشاهده رفتار پدر و مادر مى آموزد و در هفت سال دوم به آموزش مستقیم عقیدتى مى پردازد و هفت سال سوم سالهاى ورود به میدان یادگیرى حلال و حرام شریعت در مقام عمل است.

اگر بپذیریم كه این دو ماده آموزشى به سبب آن است كه فرزند را براى انجام وظایف اجتماعى آماده كند، طبعاً نمى توان در همین دو ماده آموزشى متوقف شد؛ بلكه باید به تناسب زمان و نیازمندى هاى جامعه اسلامى، مواد آموزشى متنوع دیگرى را نیز در نظر داشت.در تربیت فرزند نیز همچون سایر قلمروهاى زندگى، باید اصول ثابت را از امور متغیر جدا ساخت و به این حقیقت توجه كرد كه برخى از آداب و ظواهر زندگى تغییر مى كند و روابط اخلاقى و نیازمندى هاى زندگى اجتماعى دگرگون مى شود. از این روایت اهمیت مراحل رشد را نیز مى توان دریافت؛ زیرا بدون توجه به قابلیتهاى فرزند در دورههاى مختلف زندگى، تربیت صحیح ممكن نمى شود.خوشبختانه در روایات اهمیت توجه به مراحل رشد ذكر شده است.

از امام صادق(ع) روایت شده است: فرزند پسر هفت سال بازى مى كند و هفت سال قرآن مىآموزد و هفت سال حلال و حرام را یاد مى گیرد.یكى از اهداف تعلیم و تربیت فرزند در خانه و مدرسه، آماده سازى او براى زندگى در اجتماع و تعقیب اهداف جامعه الهى است. به امیرالمؤمنین (ع) نسبت داده شده است كه فرمودند: فرزندان خود را به اخلاقى متناسب با روزگارشان مؤدب سازید: فرزندان خود را به اخلاق خودتان تربیت نكنید زیرا آنان براى زمانى غیر از زمان شما آفریده شدهاند.در پایان تأكید مى كنیم كه فرزند موهبتى است كه به امانت در اختیار والدین قرار گرفته است.

این آمادگى او را براى مقابله با تلقینات مسموم توانا مى سازد و امنیت اخلاقى او را در دوران جوانى و بعد از آن تضمین مىنماید. غفلت از این اصل خیر فرزند را محقق نمى كند و او را به نافرمانى و سرگشتگى مبتلا مى سازد. پرسیدند چگونه به خیر فرزند یارى رساند؟ امام صادق(ع) از پیامبر اكرم(ص) روایت كردهاند: خداوند كسى را كه به خیر فرزندش یارى مىدهد بیامرزد.

از پیامبر (ص) روایت است که فرمود: فرزند هفت سال سرور، هفت سال فرمانبردار و هفت سال وزیر است. این دختر که شخصیت او این گونه شکل گرفته و به این وضعیت عادت کرده است، دیگر به سادگی تحت پوشش حجاب نمی رود؛ چون عادت به این پوشش جدید ندارد و نسبت به آن مقاومت میکند؛ زیرا در زمان فرمانبرداری و تقلید که دوست داشت مانند مادرش چادر بر سرکند، اجازه داده نشده تا با تقلید این سنت و جامعه پذیری به وی منتقل شود، اکنون که دوره نوجوانی او دوره وزارت است، دیگر وزیر نخواهد بود و خود مدعی راه دیگری است و پوشش خود را که به آن عادت کرده ادامه میدهد.

؛ مانند بزرگسالان رفتار کنید! چنانچه والدین چنین رفتارى داشته باشند، امكان پشیمانى و بازگشت از خطا بیشتر است؛ اما اگر كودكان و نوجوانان در مقابل هر خطا و تقصیرى با سرزنش و تنبیه والدین رو به رو شوند، احساس مجرم بودن كرده، چنان مىاندیشند كه دیگر اعتبار و ارزشى نزد والدین و بزرگسالان ندارند. پدر می تواند برای آموزش این نکته پسر را به گلفروشی ببرد تا برای مادرش گل بخرد و با رفتار خود با خانم های دیگر مثلا صندوق دار فروشگاه به او نکات احترام به خانم ها را بیاموزد. نتایج یک نظر سنجی نشان میدهد تنها 28 درصد از والدین به صورت دقیق به این نکته توجه دارند و فرزندان خود را در مسئولیتهای مربوط به فضای خانه شریک میکنند.

به همین دلیل برخى از آموزشها براى او ضرورى است و باید از خانه آن آموزشها را شروع كرد. باید فرزند را آماده ساخت تا اصول ثابت و نامتغیر اخلاق را متناسب با ظرف زمانى و مكانى زندگى خود رعایت كند. پس اصول آموزشی و تربیتی کودک را به درستی فرا گیرید. یک کودک باهوش یاد میگیرد که داشتههایش را با دیگران قسمت کند. در جهان امروز پیش از دیروز، جامعه و زمان نقش تعیین کننده در شکل گیری شخصیت کودکان ایفا می کند.

دیدگاهتان را بنویسید