تحلیل انتقادی مسأله نفس از دیدگاه ارسطو – خبرگزاری مهر

فیلسوفان دیگری که درباره فلسفه کاربردی مطلب می نویسند عبارتند از آنسکام درباره جلوگیری از بارداری، سیسلا باک درباره دروغگویی و رازداری در زندگی اجتماعی و شخصی، استفن کلارک درباره حقوق حیوانات، فیلیپافوت درباره قتل ترحمی، جودیت جارویس تامسون درباره سقط جنین، ماری میدلی درباره حیوانات و شرارت و فیمینیسم و نظریه تطور، راجر اسکروتن درباره سیاست محافظه کارانه و رفتار جنسی، آمارتیا سن درباره فلسفه و علم اقتصاد، برنارد ویلیامز درباره ابتذال. اگر رفتار انسان تنها دست شهوت بدون کنترل عقل بیافتد، فرد به افراط و یا تفریط دچار شده است.

نمی دانید چه لذتی دارید وقتی شاد و سرخوش در خیابان قدم می زنید در حالی که دغدغه این را ندارید که شاید گوشه ای از زیبائیتان پاک شده باشد و مجبور نیستید خود را با دلهره به نزدیکترین محل امن برسانید تا هرچه زودتر زیبایی خور را کنترل کنید و خود را جبران کنید. ما در تعریف میز، تمام اوصاف میز ساز را بر می شماریم و هر پدیده ای که این اوصاف را احراز کند، یکی از مصادیق آن مفهوم است. نویسنده حجاب را بازتاب حیاء و عفت می داند و بر این باور است که پدیده حیا و عفت ویژگی ذاتی انسان بوده و در زن قوی تر از مرد می باشد.

البته افلاطون مسير طبيعى عالم ماده را رو به فنا مى داند و معتقد است: هيچ چيز نمى تواند در اين نظام، ابدى تلقّى شود. پس فيلسوف خويشتندار است و از هرگونه حرص و طمع و ثروت اندوزى آزاد; زيرا اين ها را مغاير با عشق به حقيقت مى داند. به دنبال اين بحث، افلاطون «تمثيل غار» را پيش مى كشد و درجات تقرب به واقعيت را ذكر مى كند.9 افلاطون معتقد است: بايد داوطلبان زمامدارى را آزمود و آن ها را براى اين كار آماده كرد. افلاطون پس از پى ريزى شهر آرمانى خود، به مسأله حاكم و زمامدار در اين شهر مى پردازد و معتقد است: شهر خيالى كه او توصيف كرد، جز با حاكميت حاكم فيلسوف يا فيلسوف حاكم تحقق نمى پذيرد.

افلاطون معتقد است: تنها كسى كه قادر به تنظيم طرح شهر است، همان فيلسوفى است كه توصيف كرديم; چون او با نگاه به حقيقت محض و نگاه به شبيه آن صفات، كه در عالم انسانى قابل تحقق است، خطوط عمده طرح خود را رسم مى كند. فارابی را کسی میدانند که مغز متفکر فلسفه در جهان اسلام یعنی ابن سینا تا حدود زیادی از او بهره برده است و متاثر از او بوده و اشکالات خود را با رجوع به آثار وی حل کرده است. افلاطون در قوانين معترف است كه ابتدا بايد همانند پزشكان قدرى درباره دليل و فلسفه قوانين سخن گفت; چنان كه طبيب بايد قدرى درباره دارو و شيوه درمان به بيمار توضيحاتى بدهد.

پس آنچه مردم عامّه درباره زيبايى و مفاهيم ديگر مى انديشند، تصورات گوناگون و بى ثبات است كه گويى بين عدم صرف و وجود مطلق در نوسان است. بنای خوبی بهوجود آید یا از بناهایی که وجود دارد، تصرّف شود و برای این کار تجهیز گردد. ما به چه چیزی زیبا می گوییم و ملاکمان برای زیبا نامید ن یک چیز چیست؟ منظرهٔ جسدِ کاملاً عریان و چروکیده که چیزی جز غل و زنجیر بر تن نداشت، تأثیر عمیقی بر او گذاشت و ناگهان شمشیر از کمر باز کرد و کلاه از سر برداشت ـ بی آنکه طبق مقررات موظف به چنین کاری باشد ــ و صلیب بزرگی بر سینه کشید.

اساطیر خود تجسم اندیشهاند و هر اسطوره در پرتو شعلههای سرکش و خاموشی ناپذیر همین آتش دریغ شده – که بی ربط نیست اگر نماد دیگرش آتش اهورایی ایرانیان باستان باشد- هر زمان جلوه و فروغی نو پیدا میکند. وجهی که الهی است همیشه جاودانگی دارد، هم در عالم هستی عنصر جاودانه است، خود حق جاوادانه است، یعنی حقایق آن طرف که رو به سوی حق دارد – هر چیزی که هستند – حقایق جاودانه هستند. احتياج، انسان ها را با يكديگر شريك مى كند و پيوند مى دهد; كثرت حوايج موجب مى گردد تا انسان هاى زيادى در يك مركز گرد آمده، با هم معاشر شوند و به يكديگر كمك كنند.

مثل چگونه حرکت اشیا و کون و فساد آن ها را تبیین می کنند؟ وی می خواهد دریابد که ما انسان ها در مسائل اساسی که با آن ها روبروییم، چگونه می اندیشیم، شناخت ما مبتنی بر چه چیزی است و برای نیل به احکام و داوریهای صحیح، چه ملاک ها و موازینی را باید برگزینیم. با اين طرز زندگى، احتياج انسان ها به طبيب، به مراتب بيش از آن خواهد بود كه در شهر ساده داشتند. در شهر ساده، هر كس به شغلى مشغول است و امور به مسالمت مى گذرد و «مردم چون از خطر فقر و جنگ مى ترسند، فقط آن قدر فرزند مى آورند كه بتوانند از عهده نگه دارى آنان بر آيند.»5 در شهر ساده، مردم بدين طرز زندگانى آرام و سالمى دارند و وقتى به روزگار سال خوردگى رسيدند، هنگام مرگ، فرزندانى از خود باقى مى گذارند كه مانند خود ايشان زيست خواهند كرد.

آنان كه ناظر به حقايق ابدى و لايتغيّر هستند، در پى علم هستند. از اين رو، موضوع علم و پندار دو چيز است. درس نهم و دهم در دو بخش مباحث مربوط به چیستی انسان را آموزش میدهد. پس پايه و اساس شهر، احتياجات انسان ها به يكديگر است و بزرگ ترين و نخستين نيازمندى ما فراهم كردن خوراك است. دوستداران اصوات و مناظر از صداها و رنگ ها و اشكال زيبا و همه آثارى كه از چنين اجزايى تركيب يافته باشد، لذت مى برند، اما فهم آنان از ادراك و تحسين «زيباى مجرّد» عاجز است. بنابراين، فلاسفه پس از درك خير محض، نبايد از تنزّل به جهان زندانيان و شركت در رنج و خوشى آنان شانه خالى كنند; آنان بايد حكمت را با سياست همراه كنند.

فيلسوف و دوستدار حكمت همچون عاشق، طالب كل حكمت است، نه اين كه قسمتى از آن را طالب باشد و قسمتى را طالب نباشد. فيلسوف، عاشق حقيقت و حكمت است. فلاسفه در پى «زيباى مجرّد»، عدل محض و حقيقت محض اند. عادت به کم خوردن، کم خوابیدن، کم سخن گفتن، لقمه حلال خوردن، دروغ نگفتن، غیبت نکردن، غیبت نشنیدن، به نامحرم نگاه نکردن، احسان به فقرا، صله رحم کردن و رعایت حقوق والدین از برنامههای تربیتی به شمار میرود که خداوند متعال در ماه رمضان به بندگانش آموخته است. تعصب و جانبداری متعصبانه در میان همهٔ اصناف کم و بیش وجود دارد.

شهر آرمانى افلاطون داراى سربازانى بود كه حق مالكيت نداشتند; همه دارايى ها از آنِ همه مردم بود، اشتراك زن و فرزند وجود داشت و تنها نژاد برتر ـ يعنى كسانى كه طلاسرشت بودند ـ اجازه ازدواج و توليد نسل داشتند تا همه در جهت يك هدف ـ كه هدف همه جامعه است ـ حركت كنند، همگان خود را برادر يكديگر بدانند، غم و شادى يك نفر از آن همگان باشد و شريك در غم و شادى يكديگر باشند. جوان در پی رسیدن به استقلال فکری است؛ برای جبران نواقص و تأمین نیازهای بیشمار خود به سوی ازدواج سوق داده میشود و با گزینش همسری مناسب و شایسته موجبات رشد و تکامل خویش را فراهم میکند.

اما همانطور که پیش­تر گفته شد، نیچه معنایی جز معنای زمینی و حسی برای زندگی درنظر نمیگیرد. و این خود یکی از عوامل گریز جوانان از ازدواج در سنین جوانی است که موجب شده برخی از زنان و مردان به فحشا و منکرات افتاده و از زندگی شیرین خانواده محروم گردند. ۲- خودداری از ازدواج موجب بیماری های وخیمی هم چون امراض تناسلی، ورم مفاصل و مانند آن می گردد و این مساله مورد تایید پزشکان امروزی است. اما در مورد اینکه طلبه باید چه کند؛ ببینید ما باید در دو سطح در این زمینه صحبت کنیم.

منظور اینکه در کنار درسهای دانشگاهی و رسمی، فعالیتهای زیادی هم داشتیم. تربيت هم براى حفظ و رسيدن به فضايل انسان، بخصوص فضايل روح، است. افزايش توليدات موجب پيدايش گروهى به نام تجّار و بازرگانان مى شود تا با شهرهاى ديگر ارتباط برقرار كنند و كالا صادر نمايند; چنان كه در داخل شهر، بازار براى مبادله كالاهاى مردم پديد مى آيد. تا اين جا معلوم شد كه شهر، ساخته احتياج انسان است. ولی کدام گونههای فکر کردن اختصاص به انسان دارند؟ مدعای این برهان اثبات وجود خداست كه مسئلهای تازه نیست ولی این نحو استدلال بر آن نو و ابداعی است و چنانكه خواهیم دید، منشأ آن آموزههای اسلامی است.

اما هرگاه شهر به سوى تجمّل حركت كند و از شهر ساده فاصله بگيرد، به شهر متورّم شده تبديل مى گردد; شهرى كه در آن انواع خوراكى ها وجود دارد، بيش از حد اعتدال مى خورند و مى نوشند، از تخت و ميز و ساير اسباب خانه و خوراك هاى چاشنى دار و روغن هاى خوش بو و شيرينى ها استفاده مى كنند. اولين گام در پيدايش شهر، اين است كه انسان ها «به خود بسنده»3 نيستند.

پس در اولين قدم، مى توان گفت: هدف قانون تربيت است. اميدواريم آنچه در این جا گفته مي شود، پاسخ اصلي سؤال شما یعنی هدف زندگی انسان را در بر داشته باشد. در اين صورت، شهر به شهر تجّملى و متورّم تبديل شده است; شهر خوك نشين، كه هدف آن فربه سازى است. بدين سان، شهر از روال عادى خود، كه برآوردن نيازهاى اوليه انسان بود، خارج مى شود و به شهر متورّم و رفاه زده تبديل مى شود كه به دليل گستردگى احتياجات و ناكافى بودن منابع موجود، تجاوز و تعدّى و جنگ رخ مى دهد.

وظيفه نيكان اين است كه بين بدان و نيكان قانونى را وضع كنند تا دوستى و صفاى دايم در ميان آنان برقرار گردد و شهر دچار جنگ و كشتار نگردد. براى اين كه نگهبانان با حميّت و شور از شهر دفاع كنند، بايد آنان را تربيت كرد. ارسطو بر اساس یک طرح عملى و امکان پذیر، به حکومت طبقه متوسط جامعه معتقد مى شود و در سراسر کتاب سیاست خود، به دفاع از آن و نگه دارى و پاى دارى حکومت طبقه متوسط، که نقطه اعتدال در میان افراد جامعه است، مى پردازد. نباید بهه عنوان یک کشور شیعی خود را عقب نگه داریم و تنها اقدام ما منع آن باشد در این صورت شکست خوردهایم باید درهر مسئلهای ورود کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید