تربیت و انواع تربیت و اهداف آن:

اهداف چنین برنامهای باید به طور متوازن در جهت تأمین نیازهای روانی زیستی و نیازهای فطری و معنوی انسان باشد؛ از جملة این نیازها، تمایل فطری به کمالطلبی، سعادتطلبی و شکوفا شدن استعدادهاست. هرگونه برنامهای که منجر به حرکت انحطاطی یا غیراستعلایی شود، با مبانی اسلام سازگار نیست. وی کسی است که از طریق صفای باطن، میتواند به مقام قرب الاهی نایل شود.جان گالن سیلور16 مینویسد: دستاندرکاران برنامة درسی باید در مقابل این تفکر، که فراگیران به عنوان اشیا قابل دستکاری هستند، محتاط بوده و به خاطر داشته باشند که فراگیر آنها انسان هستند، و انسان بودن یعنی چه؟ البته باید توجه داشت که با توجه به نگرش اسلام نسبت به انسان، در تعیین اهداف نظام آموزشی ایران، به پرورش تمامی ابعاد وجودی انسان، توجه شده است.

بنابراین، در طی فرایند یادگیری از یک سو اگر قصد ایجاد تحولات باطنی فرد را داریم، باید علیرغم میل باطنی فرد بر انجام برخی از اعمال و حرکات ظاهری اصرار ورزید و بر فرد تحمیل کرد. ممکن است بخواهید سیستمی در کار داشته باشید: یک اخطار، به دنبال عواقبی مانند “اتمام وقت” یا از دست دادن امتیازات. وی ادامه داد: تعلیم و تربیت، به هر اندازه که حساب شده و غنیتر صورت بگیرد افرادی ساخته خواهند شد که میتوانند تحولاتی عظیم و مفید را برای خود و خانوادهای که تشکیل خواهند داد و نیز یک جامعه پاک رقم بزنند؛ تحولاتی که افراد و نسلهای بسیاری را میتواند تحت تاثیر قرار داده و مسیر زندگیهای زیادی را دست خوش تغییرات کند.

البته به گفته فرهنگ هلاکویی این اصول بسته به شرایط میتواند کمی تغییر کند. مراحل تحول، مرجعهایی برای تعیین محتوای آموزشی به حساب میآیند. بنابراین، نهاد آموزش و پرورش، که یکی از گستردهترین نهادهای اثرگذار و جهتدهنده در همة کشورهاست، با توجه به مخاطبان فراوان و مستعدی که دارد و با توجه به رسالتهای آموزشی و پرورشی خود، باید برنامه تربیت اخلاقی را جزء اصلیترین و محوریترین مسائل آموزشی و تربیتی خود قرار دهد.

هدف نهایی تربیت اخلاقی، افزایش مراتب و درجات قلبی است که در سایة معرفت الاهی، تحصیل علم و آگاهی از آنچه باید به آن متخلِّق شویم و تقویت گرایش نسبت به چیزهایی که متخلّق شدن به آنها لازم است و از بین بردن موانع تکامل و عوامل سقوط انسان، که تحت عنوان کلی «هوای نفس» از آن یاد میکنند؛ از اینرو، با فراهم کردن این مقدمات، شخص شایستگی لازم را برای تقرب به خدا پیدا میکند. برنامة درسی همواره بین دو نیروی انسانی ـ معلم و شاگرد ـ در تعلیم و تربیت رابطه برقرار میکند، و میتوان از آن به منزلة قلب نظام تعلیم و تربیت و ابزاری در جهت تحقق اهداف آموزش و پرورش یاد کرد.

در برنامه درسی باید راههای وصول به الله، اعتقاد به خدا، جاودانگی نفس و قرب الیالله تبیین شود. از سوی دیگر، اگر قصد داریم که ارزشهای اخلاقی در رفتار افراد نمود پیدا کند و یک دگرگونی در فرد به وجود آید، باید نسبت به مسئلة اعطای بینش تأکید کرد. براساس تحقیقات انجام شده بیشتر دختران کوچک و نابالغی که در خانوادهایی بی بند و بار زندگی می کنند، به جای فعالیت های ورزشی و درسی به دنبال زیبایی و جذابیت و الگوبرداری از فیلم ها و سریال های ماهواره ای هستند. عقاید و افکار غلطی که وارد مغزها شده اند به زودی از بین رفتنی نیستند و ای بسا که خود به گروه و نسل های دیگر القاء شوند ودر ذهن آنها هم ریشه دار گردند.

به عنوان نمونه، خداوند میفرماید: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاها وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها»(شمس: 9-10) این در نوسان بودن حالت انسان، ناشی از اعمال و رفتار اختیاری اوست. نظریهپردازانی که به شناسایی مراحل رشد و تحول در ابعاد گوناگون وجودی انسان مبادرت کردهاند، اغلب بر این باورند که این نظریهها، سیر یکسان رشد و تکامل را تأیید نمودهاند، ولی سرعت طی این مسیر، در افراد متفاوت است. اگر ظاهر تغییر نپذیرد، باید تأویل آن را در باطن جست. بنابراین، با توجه به حضور فطری ارزشها در انسان، و با ملاحظة تعریفهای علمای اخلاق و اندیشمندان تعلیم و تربیت در این زمینه، و با توجه به نقش و کارکردی که برای مدارس بیان شده است، برنامة درسی تربیت اخلاقی عبارت است از: برنامهریزی برای چگونگی به کارگیری و پرورش استعداها و قوای درونی ـ قابلیتهای اخلاقی ـ و همچنین توسعه و تثبیت صفات و رفتارهای پسندیدة اخلاقی، به منظور نیل به فضائل عالی اخلاقی و دوری از رذیلتها و نابود کردن آنهاست.

در بحث تربیت اخلاقی، صرف شناخت ضرورت و جایگاه آن در میان ابعاد تربیت، مطرح نیست. 4-حضور در محافل مذهبی:شرکت در محافل مذهبی ایام رمضان ،محرم و صفر،دعای کمیل ،دعای ندبه و… پرسش های او نشانه ی علاقه مندی او به عقلانی و مستدل کردن اطلاعات مذهبی است و برای مربی نقطه مثبتی می باشد . جوان برای دریافت پاسخ سئوالات خود به راههای نادرست و منابع غیر مطمئن روی آورده و دچار گمراهی و مشکلات روحی و فکری میگردد.

در نامگذاری عناصر، از دیدگاه میلر استفاده شده است.12 هرچند ممکن است با مراجعه به منابع دینی بتوان به عناصر(عوامل) دیگری، که در برنامة درسی تربیت اخلاقی تأثیرگذار هستند، دست یافت، اما این پژوهش دنبال چنین هدفی نیست. بدون پاسخ به این پرسشها، نمیتوان به برنامة درسی متناسب با نظام اعتقادی و ارزشی در یک نظام دست یافت. امروزه مسئولان و برنامهریزان، به دنبال راهکار عملی برای حل این مشکل هستند. امروزه یکی از دغدغههای موجود در نظامهای آموزشی، چگونگی تربیت اخلاقی است. از اینرو، امروزه نیاز بشر به تزکیه و پرورش، به مراتب بیش از نیاز او به تعلیم و آموزش است.

وقتی نوجوان میل دارد با پدر و مادر خود حرف بزند یا در فعالیت خانوادگی شرکت کند، والدین باید نهایت تلاش خود را برای توجه به فرزندان به کار گیرند. کودک باید دین را که در روانشناسی، یک اصل مهم تربیتی به شمار میآید. بر اساس این الگو، یادگیری زمانی اتفاق میافتد که تکلیفها یا مسائلی که محرک دستیابی دانشآموز به الگوی جدید تفکر است، به وی عرضه شود.13با توجه به این اصل از اصول تربیت اخلاقی علامه مصباح، یعنی «توجه به توان مخاطب»،14 نکتهای که در برنامه درسی تربیت اخلاقی باید رعایت شود، توجه به مراحل رشد و توان فراگیران است.

اساساً برنامة درسی با پرسشهای ریشهای و مطرح در فلسفة تعلیم و تربیت رابطة آشکار دارد. یکی از پندارهای غلط در باب اخلاق و تربیت اخلاقی، غیرقابل آموزش بودن علم اخلاق است. اگر شما در کودکتان چنان الگویی از کتک زدن مشاهده می کنید، که هربار باید به سرعت و قاطعانه دخالت کنید، بهترین راه برای تربیت کودک یک ساله این است که او را از محل تماس با دیگر کودکان خارج و مدت کوتاهی در آغوش خود نگه دارید و در این ضمن بگویید کتک زدن ممنوع!

اکنون این پرسش مطرح میشود که اگر به انسان از منظر دین توجه کنیم، چه ملاحظاتی در خصوص انسان و نسبت به برنامة درسی تربیت اخلاقی، به عنوان طرح و نقشه یادگیری میتوان در نظر گرفت. برای آشنایان به سیر افکار فلسفی معلوم است که فلسفه اخلاقی کانت را نه می­توان از مجموع جهان­بینی و نظام فکری او مجزا دانست و نه می­توان از جریانات فرهنگی­ای که در طی سالهای متمادی در نیمه دوم قرن هیجدهم میلادی منجر به تدوین فلسفه اخلاق او شده است برکنار انگاشت.

بر اساس رویکرد فطرتگرا و توجه به بُعد زیباگرایی انسان، در ارائة معارف دینی در قالب برنامة درسی، باید آنچنان ظرافت به خرج داد که از یک سو، معارف را در نهایت اتقان همان طور که هستند عرضه کرد تا مخاطب قانع شود؛ از سوی دیگر، احکام عملی باید به صورتی بیان گردد که یک زندگی زیبا و جذاب را برای مخاطب ترسیم کند، به گونهای که فراگیر احساس کند رعایت آداب دینی و اخلاقی، نه تنها محدودیت نمیآورد، بلکه تعالیمی کارآمد و زندگیساز است. اما به او یادآور شوید که در محل هایی مانند کلاس باید آرام باشد. برای تربیت کودک باید همیشه روی حرف و نظر خود بمانید.

«مکتب و مدرسه عبارت است از: تأسیساتی که برای تربیت اخلاقی و علمی و بدنی ابناء نوع بشر دایر میگردد».3 بر این اساس، دانشآموزان اماناتی در دست مراکز آموزشی هستند که این مراکز سهم مؤثری در شکوفایی استعدادها، بروز خلاقیت و تربیت اخلاقی آنها دارند که در سایة آگاهی و بصیرت حاصل میشود. نقش پیشفرضهای انسانشناختی در نظریه پردازیهای مربوط به علوم انسانی، بر کسی پوشیده نیست و جهتگیریهای کلی نظریههای هر دانشمند، با مبانی انسانشناختی او هماهنگ است. اما این به معنی تلاش نکردن پدر و مادر در این راه نیست.

برخی کوتاهیها و خطاهای سهوی والدین در تربیت فرزندشان میتوانند آثار مخربی بر آینده او داشته باشند. اصول و شیوههای تربیت اخلاقی در برنامة درسی آموزش و پرورش رسمی چیست؟ در این مقاله، به بیان بایستههای هفت عنصر از عناصر اساسی برنامة درسی تربیت اخلاقی، بر اساس مبانی دینی میپردازیم. 3. قلمرو اهداف تربیت اخلاقی در برنامه درسی نباید به تبیین منازعات و مشاجرات ذهنی و نظری دیدگاهها ختم شود، بلکه در ترسیم اهداف باید به جنبههای عملی اخلاق توجه خاص شود. هنگامی که در اتاق به اطراف حرکت میکنند، ممکن است به یک گاو نر در مغازه چینی فروشی فکر کنید.

دیدگاهتان را بنویسید