تعاریف کامل از اخلاق حرفه ای

در حالی که رهنمود ها وغایتهای الهی موجود در این نظام،در تربیت وتزکیه نفس انسان نقش سازنده ای را ایفا می کند که فرد مسلم ملزم به رعایت عملی آنها می باشد، ودر صورت اعراض از آن نسبت به حقوق الهی مقصر و گناهکار بشمار می آید . تک محوری بودن و غرور و تعصبات بی جا عاملی مخرب در سوق جامعه به سمت تکامل محسوب می شود و به خوبی ملموس است که در زمان بی توجهی مسولان اداره کشور به مقوله اخلاق چه لطمات زیان باری به بدنه جامعه به و جود می آید و گاهی موجبات انحراف افکار عمومی اجتماعی را نیز فراهم می کند .انسان اخلاقی سازنده مسیر تکاملی اجتماع در سیر به اهداف عالیه است و هم این طور اخلاق انسانی نیز در همین سمت و سو بال دیگری در تکامل جامعه ایده آل اسلامی به شمار می رود .

کسانی که در راه هدایت گام برداشتند، بر هدایتشان میافزاییم، و راه پرهیز از آلودگیها را به آنان میآموزیم. ولی اخلاقِ کسانی که با خدا بیگانهاند و اخلاقِ امروزی دنیای غرب، اخلاقی منهای خدا و مبتنی بر نفس انسان است. آیا با این نوع تعریف اخلاق فیلسوفان و حکیمانی همچون ارسطو،ابن مسکویه و ارسطو می تواند انسان ها را به سوی سعادت و کمال حقیقی راهنمایی کند؟ همچنین محمد تقی مصباح یزدی نیز گفته که اداره کردن زندگی فردی و اجتماعی انسان ها که از اهداف اصلی دین است تنها در پرتو انجام مجموعه خاصی از دستور های اخلاقی تامین می شود و به همین دلیل می توان گفت که دین بدون وجود اخلاق نمی تواند به اهداف خود که سعادت دنیا و اخرت است برسد.

بحث درباب سرشت انسان طراوتی تازه یافت. اين مبادى، كه اكنون به فلسفه اخلاق موسوم شده كاوشهاى علمى اخلاق شناسانه اى است كه از بيرون به اين علم مى نگرد; از اين رو كتاب حاضر، عهده دار تبيين برخى از مبادى اخلاق از منظر وحى است و در بخش يكم، از رابطه جهان بينى و اخلاق، در بخش دوم از رابطه انسان و اخلاق و در بخش سوم در باره اهميت و آثار اخلاق بحث مى كند.

علم اخلاق، علمی است که صفات نفسانی خوب و بد و اعمال و رفتار اختیاری متناسب با آن ها را معرفی می کند و شیوة تحصیل صفات نفسانی خوب و انجام اعمال پسندیده و دوری از صفات نفسانی بد و اعمال ناپسند را نشان می دهد».(2) بر اساس این تعریف، علم اخلاق علاوه بر گفتگو از صفات نفسانی خوب و بد، از اعمال و رفتار متناسب با آن ها نیز بحث می کند، و هم چنان راه کارهای رسیدن به فضیلت ها و دوری از رذیلت ها را نیز مورد بررسی قرار می دهد.

خداوند به انسان قدرت اراده و اختیار داده و او را آزاد آفریده است، تا با خواست خود خوبیها را انجام دهد، و از بدیها دوری گزیند و بدین سان شایستگی خود را در انتخاب اصلح نشان دهد. 2. چون منشأ آن وحی است، از اطمینان کامل برخوردار می باشد و خطابردار نیست، لذا می تواند انسان را به سعادت و کمال برساند. بیان کرده اند، می تواند ما را به سعادت و کمال حقیقی که هدف علم اخلاق است برساند؟ در این راه باید بین نقطه تمرکز و نقطه کانونیفعالیتهای تربیتی تفکیک قائل شوییم، توضیح اینکه نقطه تمرکز فعالیتهای تربیتی به روش تربیت بازگشت دارد و نقطه کانونی مربوط به هدف میشود.

تا آنجا که به نقاط مشترک میان انسان ها (انسان بما هو انسان) مربوط می شود مربوط به علم تربیت است. 3ـ آموزش حکمت؛ یعنی بینش درونی، که مستقیما بر روش و رفتار انسان اثر گذار باشد. مثلاً وقتی میگویند فلانی خوشاخلاق است، یعنی در رفتارهای او کارهای ارزشمند و پسندیده زیاد دیده میشود، و هنگامی که گفته میشود: فلانی بداخلاق است، یعنی رفتارهای او فاقدِ ارزشهای الهی و انسانی است. 3. در برخی موارد «اخلاق به رفتار پسندیده یا حالت نفسانی خوب اطلاق می شودکه بنا بر این استعمال معنای محدودتری به خود می گیرد.

آنان موارد اخلاقی را که آثاری روشن و واضح بر زندگی دنیای انسان دارد به آسانی میپذیرند، اما در ارزشمندی مواردی که منافع و آثار دنیایی در آن نمیبینند از نظر اخلاقی، تشکیک میکنند و در پارهای موارد آنها را ضد اخلاق نیز میدانند. اسلام می گوید: ای انسان هر کاری که می کنی ببین آیا رضای خداوند در آن کار هست یا نه؟ آن گاه فرمود: چرا برخی از مردم یک «عمل قربی» (و کاری را که مایه خشنودی خداوند و موجب تقرب به سوی او است) بر حسب ظاهر، برای تقرّب به خدا انجام میدهند، و برخلاف آنچه خدا از دل آنان آگاه است، گمان میبرند.

برخی از ارزش هایی که قرآن کریم بر آن بسیار تاکید دارد شامل قسط و عدل،صبر،نیکوکاری نسبت به والدین،صله رحم،انفاق به یتیمان،رحمت و مهربانی،ادای امانت،وفای به عهد و درست کاری در انجام معامله می شود. خُلق و خُلُق، به معنای خوی و صفت نفسانی است که منشأ رفتار نیک و بد آدمی میگردد. آیا یک عمل اخلاقی بر اساس حق و وظیفه، قابل توجیه است؟ ما معتقدیم که دین حق یکی است و آن دینی است که خدا توسط پیغمبرانش فرستاده و هر پیغمبری در زمان خودش واجب الاطاعه بوده است.

هر که از روی حقیقت به خدا ایمان آورد، مورد عنایت حق قرار میگیرد و در درون او بینشی تابناک به وجود میآورد. از آن جا که هدف نهایی علم اخلاق و نیز تربیت اخلاقی این است که انسان به سعادت و کمال حقیقی خود نایل شود، پس «اخلاق واقعی». اصولاً سؤال مهم و اساسی این است که معنای سعادت و کمال چیست؟ روش اخلاقی انبیاء، روش و راهی است که هم علی ـ علیه السّلام ـ می تواند آن را بپیماید و هم بلال حبشی، بهترین شاهد بر این که اخلاق اسلامی، اخلاق واقعی است و می تواند انسان را به سعادت و کمال برساند، مطالعة زندگی نامة بزرگان دینی و ره پویان راه شریعت محمّدی ـ صلّی الله علیه و آله ـ است، سلمان و اباذر، مقداد و بلال و .

پس نمی توان اصول و اخلاقی را که حکما تدوین کرده اند، اخلاق واقعی و زمینه ساز سعادت و کمال انسان دانست. از اینرو، خلق و خوی، به شیوه درونی گفته میشود که در روش و رفتار انسان مؤثّر باشد؛ خواه پسندیده یا ناپسند بوده باشد. از شما ـ امت مسلمان ـ گروهی باشند که همواره به نیکی فراخوانند و از زشتیها نکوهش کنند، آن گاه است که اینان رستگار خواهند بود. خدا را همواره به یاد دارید ـ خود را پیوسته در محضر او بدانید ـ باشد تا رستگار شوید. بنابراين مي­توان قطع به يقين گفت خانواده محل کسب اخلاق اجتماعي است.

اخلاق واقعی و مورد نظر اسلام چگونه اخلاقی است؟ بر این اساس واقع گرایی اسلام در تشریع درشتی در مقابل بدی، بدون اجازه تجاوزگری و ستیزه جویی، متجلی و آشکار می گردد. از این رو، تعلیمات اخلاقی باید در جهت نیل به این هدف متعالی قرار گیرد و از هر نوع سطحی نگری و ظاهر گرایی مصون ماند، تا به جای تربیت افراد متظاهر، انسان های خود ساخته و بیدار تربیت شوند که هم از لحاظ بینش و معرفت و هم از لحاظ عمل در سطح والایی از کمالات قرار گیرند. کلمة «اخلاق» جمع خُلق و به معنای نیرو و سرنوشت باطنی انسان است که تنها با دیدة بصیرت و غیر ظاهر قابل درک است.

منشا و خواستگاه نوع رفتار جنسی زن و مرد: منشا اختلاف در رفتار جنسی زن و مرد به نوع ساختار بیولوژیکی و روانی انها بر می گردد . تعریف اخلاق در نظر فیلسوفان و حکیمان بدین گونه است که اخلاق مبانی علمی بسیار خاصی دارد و هدفش تحسین یا تحقیر مردم است. در پاسخ به قسمت اوّل سؤال، لازم است علاوه بر تعریف اخلاق، برخی دیگر از مفاهیم و اصطلاحات نیز مانند «علم اخلاق»، «هدف علم اخلاق» و «تربیت اخلاقی» توضیح داده شود. پاسخ این سؤال با توجّه به هدف علم اخلاق و تربیت اخلاقی به دست می آید.

اسلام پاسخ های قانع کننده ای را در باره¬ی تمام پرسش های اساسی و اصلی فلسفه اخلاق ارائه کرده وضعف و سستی وتناقضاتی که در پاسخ های پیروان فلسفه های مختلف اخلاقی مشاهده می شود، در هیچکدام از پاسخ ها و راه حل های اسلامی وجود ندارد . دین اسلام همواره پیروان خود را به نرم خویی و ملایمت در گفتار و رفتار فراخوانده و از درشتی و تند خویی بازداشته است. راه پرهیز از آلودگیها، همان حکمت به معنای بینش است؛ زیرا تقوا یک گونه تعهّددرونی است که از بینش صحیح به دست میآید.

پیامبری از میان آنان برگزید، تا آیات الهی را بر آنان فرا خواند، و آنان را پاک سازد، و شریعت و حکمت بیاموزد. خداوند هر که را شایسته دید، حکمت را به او عنایت میفرماید و هر که حکمت را دریافت نمود هر آینه بر انبوهی از ارزشها دست یافته است. هر که از آز و تنگنای نفس، خود را نگاه داشت، هر آینه رستگار خواهد بود. خدا را بپرستید و کار نیک انجام دهید؛ باشد تا رستگار شوید. به یقین، رستگار کسی است، که درون خود را پاک و آراسته گرداند.

به ویژه آن که بسیاری از اصول و روش هایی که حکما برای رسیدن به سعادت و کمال معرفی کرده اند، فاقد استحکام کامل بوده و سُست و غیر قابل اطمینان است، چون اولاً از خطا و اشتباه مصون نیستند و ثانیاً مبتنی بر اصول و قواعد علمی است که برای همگان امکان پذیر نیست، افراد عادی نمی توانند اخلاق علمی را بیاموزند. همین راه را رفتند و سر انجام به سعادت و کمال نایل شدند. سالك، كه در اين سفر، سير به سوى مكانت برتر را طلب مى كند، به ره توشه اى علمى نيازمند است; او بايد موانع نظرى و عملى سير و سلوك الى الله را به خوبى بشناسد و با راههاى مانع زدايى و مراحل اين سير آشنا شود و چون مجموعه اين شناختها را علم اخلاق بر عهده دارد و علم اخلاق نيز، خود داراى مبادى خاصى است، پيش از هر چيز، بايد با مبادى اخلاق آشنا شود.

دیدگاهتان را بنویسید