توصيه هاي مقام معظم رهبري در ماه مبارک رمضان آغاز ماه

استاد مطهری تصریح مینماید که اهل حکمت و معرفت و علما و حکمای اسلام به حق استنباط کردند که طرح مسائل توحید از سوی قرآن، دعوت به غور در عمق و ژرفای این حقایق است و قرآن نمیخواهد که ما صرفًا با لقلقة زبان این کلمات را بر زبان آوریم بلکه میخواهد حقایق اینها را درک کنیم.(۵۵) ابن ترکه در تمهیدالقواعد در باب توحید چنین مینویسد: مسئله توحید بر اساس تحقیق اهل مشاهده و حسب آنچه اهل تحقیق از صاحبان کشف و عیان، بیان داشتند جز با کشف و شهود میسر نیست. بیشترین نزاع فیلسوفان اسلامی در باب صفات خداوند و به ویژه علم الهی بود.

پس از توحید بیشترین مباحث عقلی پیرامون وحدانیت خدا شکل گرفته است. انسان در حال گرسنگی غالبا از حال خوشی برخوردار است که در حال پُر بودن معده آن حال را ندارد. چه تحولاتی در آن پدید آمده است؟ چون خداوند سبحان بزرگترین موجود در صحنه هستی شناخته میشود، نادانی به او و قول به شرک نیز ظلم عظیم شناخته شده و قرآن کریم نیز به این سخن تصریح نموده است؛ آنجا که خداوند سبحان میفرماید؛ «إن الشرک لظلم عظیم»؛ به حسب مقتضای این آیه، بزرگی و عظیم بودن ظلم شرک، به واسطه این است که هستی خداوند دارای بزرگی و عظمت است.

زبان فیلسوفی همچون به همان حقیقتی منتهی میشود که زبان وحی منتهی میگردد.(۴۲) ابن رشد علاوه بر اینکه در باب ارتباط میان عقل و نفس از کلمه اتصال استفاده میکند و بر روی آن تأکید می ورزد، در باب ارتباط میان دین و فلسفه نیز از همین واژه بهره میگیرد و میان حکمت و شریعت سخن میگوید. این سخن نیز درست بوده و خدا در یکتایی این چنین است. به هر حال، حيا و آزرم خصلتي انساني است و جدا از هر گرايش فرهنگي و ديني، براي بشريت قابل طرح است. به گزارش روابط عمومی دیوان عدالت اداری، حجتالاسلام والمسلمین منتظری در جلسه 17 تیرماه هیات عمومی دیوان گفت: نگاه مردم به ماه مبارک رمضان در سه گروه قابل دستهبندی است، گروه نخست کسانی هستند که برایشان ماه روزه با دیگر ماهها تفاوت ندارد و توجهی به آن ندارند، این عده حسابشان با کرام الکاتبین است.

این وجود، حقیقتی است واحد که وحدت آن وحدت حقه است. ویژگی خاص فلسفه اسلامی، عقلی و برهانی بودن آن است. حکمت عملى و نظام سیاسى درصدد ایجاد چنین عدالتى در جامعه است. ابن رشد نفی حکمت و جلوگیری کردن از توجه به عقل و استدلال را مانع دعوت شریعت شمرده و معتقد است اینگونه کارها ظلم به شمار می آید. در فصول دوم تا هفتم این كتاب به بررسی صفات موجود اول همچون گفتار در نفی شریک، گفتار در نفی ضد، گفتار در نفی حد، گفتار در وحدانیت او، علم و حکمت و حیات و حق بودن واجب و بالأخره در عظمت و جلال و مجد او میپردازد.

بساطت معنی دوم یکتایی است؛ یعنی حقیقت وجودش دارای اجزاء نیست و در معنای سوم باید دانست که ترکیب در او راه ندارد و یکتایی به این معنا چنین است که حقیقتش مشترک بین او و غیر نیست. به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگ پایگاه تخصصی فقه حومتی وسائل ، بیستمین نشست بررسی فقهی الزام حکومتی در مساله حجاب در پژوهشگاه فقه نظام قم با ارائه حجت الاسلام علی صالحیمنش برگزار شد.در این نشست حجتالاسلام علی صالحیمنش به عنوان ارائه دهنده، حجتالاسلام دکتر حسین بستان عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه به عنوان ناقد اول، حجتالاسلام سعید جوادی به عنوان ناقد دوم و حجتالاسلام چگینی به عنوان دبیر علمی حضور داشتند.

همینطور دربارهٔ دو جنبهٔ مهم حیات انسان، یعنی خواب و آمیزش جنسی که در بررسیهای فلسفی کمتر مورد توجه بوده است، تحلیلهای جالبی ارائه میدهد. فارابی در عمده آثار خود در همان ابتدا تقسیمی از وجود ارائه داده و پس از آن متوجه بحث از واجب و صفاتش میشود. هر چند کامو، به تحلیل معنای واژه «معنا» نمیپردازد، اما از سرتاسر آثار وی مشهود است، که این واژه را به معنای «هدف» در نظر گرفته است. آنان در دوره اول، نه یونان و اسکندریه را میشناختند و نه با آثار آنان آشنایی داشتند و در این دوران، جنس مواجهه ها سراسر دینی بود.

اشاره حضرت(ع) به آیه ۷۳ سوره مائده است که خداوند میفرماید: «لقد کفر الذین قالوا إن الله ثالث ثلاثه» و نیز اگر کسی بگوید که خدا یکی از مردم است و مقصودش یک نوع از یک جنس باشد، این هم نادرست است، زیرا این تشبیه است و پروردگار ما بلندمرتبه تر از آن است که به چیزی تشبیه شود اما آن دو وجهی که درست است این است که کسی بگوید او واحد است و درمیان اشیاء هیچ مانندی ندارد و این کاملا درست است و خدای ما اینگونه است یا اینکه بگوید که خداوند أحدی المعنی و یکتاست و مقصودش این باشد که خدا قابل تقسیم به اجزاء نیست نه در واقع و نه در عقل و نه در وهم.

کارکرد این شبکه مفهومی این است که مفاهیم پایه فلسفی را در حوزه علوم کاربردی تنزل داده و مفاهیم کاربردی را خلق نماید و در واقع یک شبکه مفهومی هماهنگ از فلسفه تا علوم ایجاد می گردد. بعضي از متفكران مثل هربرت اسپنسر فلسفه را تركيبي از نتايج علوم دانستهاند، ولي اين رأي امروزه مقبول اهل فلسفه نيست. این مجموعه آموزشی از دوازده درس تشکیل شده و برای دانشجویان رشتههای فلسفه، حقوق، روانشناسی، علوم اجتماعی، الهیات و هنر مفید است.

کسی است که سعی کرده است «ایدهآلیست دکارتی» را از بین ببرد، تمام مسائل فلسفه جدید غرب و نیز خیلی از فلاسفه را به درستی نقد کرده است. مفاهیم بیگانه تا منطبق با خواستها، نیازها، اقتضائات و پرسشهای جدید نشوند نه در تفکر جدید راه خواهند یافت و نه به کار گرفته خواهند شد. فیلسوفان اسلامی مفاهیمی را از سایر ملل آگاهانه اخذ کردند و در درون فرهنگ خود پروراندند و آموزه، مفاهیم و اندیشه ای جدید عرضه داشتند. فیلسوفان اسلامی پس از بیان برهانی در این باب، به آیات و روایات استناد کردند. ابن ترکه پس از آنکه اهمیت مسئله توحید در تفکر اسلامی را بیان میکند، تصریح میدارد که منشأ حقیقی آن همانا قرآن و سنت بوده و امت شریف اسلام زمانی که به بحث و تحقیق در توحید دست زدند میان براهین عقلی و شرایع نقلی آنچنان سازگاری و آشتی ایجاد كردند که افزون بر آن قابل تصور نیست به نحوی که تمامی شبهات کسانی را که در ایجاد آشتی و توفیق میان وحی و عقل ناتوان بوده اند را زدوده و حل کردند و تا بدان حد در این سازگاری میان عقل و نقل پیش رفته که همه لغزشها و خلل را مرتفع ساخته و توانستند آشکاری حق و بطلان باطل را نشان دهند.

علامه در رساله توحید بیان میکند که علاوه بر آیات، اخبار مستفیض فراوانی در دست است که یعنی خداوند واحد است نه واحد عددی «أنه تعالی واحد لا بالعدد: میگوید شیخ صدوق در توحید و خصال از شریح بن هانی روایت کرده که مردی در روز جنگ جمل نزد علی(ع) آمد و گفت: امیرالمؤمنین! روشن است که چنین مالکیتی، یک رابطه و نسبت حقیقی است که جز با وابستگی وجودی و ذاتی، شکل نمیگیرد. علامه با آگاهی از خاستگاه دینی و قرآنی تفکر عقلی در حوزه فلسفه اسلامی، بیان میدارد که تفکر فلسفی راهی است که اعتبار آن را قرآن کریم تصدیق مینماید.(۵۲) به باور وی همه معارف حقیقیه از توحید سرچشمه میگیرد قرآن بنحوی عقلی و برهانی آن را مورد توجه قرار داده است.

ابن رشد در فصل المقال میگوید: عمل فلسفه بیش از این نیست که آدمی در موجودات از آن حیث که دلالت بر وجود صانع و آفریدگار خود دارد بنگرد، دین نیز مردم را به این نظر امر کرده و آن را واجب دانسته است و این نگریستن با نظر عبرت در موجودات از ظاهر آیات عدیده دانسته شود؛ همچون «أوَلم یتَفكَّروا» (أعراف/ ۱۸۴)؛ «فاعَتِبروا یا أولی اْلَأبصا ر»(حشر/ ۲) و نیز این حدیث رسول خدا(ص) که میفرماید: «لاحسد إلا فی اثنین: رجل آتاه الله مالا فسلط علی هلکته فی الحق و رجل، آتاه الله الحکمة فهو یقضی بها و یعلمها» و خدای متعال می فرماید: «إدع إلی سبیل ربک بالحکمة» نظر و اعتبار جز با قیاس عقلی میسر نشود، زیرا «اعتبار چیزی جز همان استنباط مجهول از معلوم و استخراج آن نیست و این امر یا خود قیاسی است و یا به قیاس میسر شود.» پس نظر کردن در موجودات بوسیله قیاس عقلی واجب است و از این رو نظر فلسفی واجب است.

زیرا مشاهده میکنیم که سفره های افطار و سحری این ماه مبارک چنان رنگین شده که گویا ماه، ماه بخور بخور است نه ماه عبادت و بندگی و روزه داری. از طرف دیگر فلسفه تاریخ بین اروپائیان و انگلیسی ـ آمریکاییها و بین هرمنوتیک و پوزیتیویسم در حال کش و قوس است. در پایان دوران روشنگری بارزترین چهره فلسفه اخلاق طول تاریخ یعنی ایمانوئل کانت رخ مینماید. اما امروزه برخی از فیلسوفان دین و گاه فیلسوفان اخلاق به طور مستقل به این موضوع پرداخته اند.

فیلسوفان اسلامی با مقدمات و کنکاشهای هستی شناسانه و نه صرفًا الهیاتی بود که توانستند از طریق بحث در اصل وجود، به اثبات واجب الوجود دست یابند. او آیات قرآن را از طریق استقراء مورد بررسی قرار داده و آنها را بر سه نوع یافت: نخست آیاتی که متضمن دلیل عنایتند، دیگر آیاتی که متضمن دلیل اختراعند و نیز معرفت عامه درباره دلیل «آیاتی که جامع هر دو یعنی دلیل عنایت و اختراعند.»(۵۰) عنایت و اختراع، از همان معرفت حسی تجاوز نمیکند، اما علما علاوه بر معرفت عقلی و برهانی نیز نایل می آیند. ابن سینا در تعلیقات خود در ذیل سه عنوان به بررسی وحدانیت خداوند می پردازد: فی أن واجب الوجود بذاته لا یتکثر، فی تکثر المعنی الواحد، فی توحید واجب الوجود.

آیا نمیبینی که هر کس بگوید این سومی سه تاست (ثالث ثلاثه) کافر شده است؟ تفکر عقلی در حوزه اسلامی، قوامبخش فلسفه اسلامی است البته کسی منکر اخذ(و نه اقتباس) فیلسوفان اسلامی از فلسفه خسروانی و یونانی نیست، اما این امری سهل نیست که بتوان درباره آن همچون مستشرقان فریفته گونه داوری کرد. شالوده این فلسفه را تفکر و آموزه های قرآنی و دینی، سنت نبوی و ائمه معصومین(ع) و آموزههای باطنی شکل میدهد. بعضیها روزه میگیرند، روزه آنها را به خدا میرساند، یعنی خدا خود را به روزهدار میدهد.

آیا تو میگویی که خدا واحد است؟ زیرا آشکار است که چون شیئی از قوّه به فعل درآمد، خود می تواند قوّه دیگری برای فعلیت دیگری باشد. حضرت(ع) فرمود: درباره وحدانیت خدا، چهار گونه تفسیر وجود دارد که دو تفسیر آن در مورد خدا جایز و روا نیست و دو تفسیر آن درست و مطابق با واقع است اما دو وجهی که در تفسیر وحدانیت خدا نارواست این است باشد، وحدت عددی، که کسی بخواهد خدا را واحد بداند و مقصودش از وحدت زیرا کسی که دومی ندارد محکوم حکم اعداد نیست.

دیدگاهتان را بنویسید