جنگ ایران و آمریکا در خلیج فارس

امروز بسیاری از متخصصان حتا دوستان اسراییل در آمریکا براین باورند که سیاست غلط اسراییل نتیجه عکس داده است ولی هرچه ما می بینیم و از سیاستمداران اسراییل می شنویم همان اصرار بر سیاست غلط پیشین است . نیروی دریایی ایالات متحده تا به امروز به قایق های تندرو و مسلح سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران از طریق اقدامات تنش آفرین از جمله هشدار رادیویی و شلیک هوایی پاسخ داده است. علاوه بر این، آمریکا در سالهای اخیر نشان داده که قصد دارد هزینههای نظامی خود برای حفظ نظم امور در جهان را به دوش دیگران بیندازد: از صراحت لهجه «ترامپ» در این مورد بگیرید، تا رویکرد چراغخاموش «بایدن» که احتمالا میخواهد اروپاییها سرِ کیسه را اندکی شُل کنند و پول بیشتری در «ناتو» هزینه کنند. اندک اندک این معاملۀ مخفیانه به افزایش گروگان گیری ها در لبنان و یک رسوایی شرم آور تبدیل گردید که در راستای تأمین سلاح های مورد نیاز ایرانی ها ،گروگان های بیشتری ربوده می شدند. پراگماتیستی بودن رژیم در رسوایی «ایران کنترا» هم شاهد دیگری بر این مدعاست . سیاست خارجی مبتنی بر ایدئولوژی جمهوری اسلامی، تحریم ها علیه ایران، کاهش ارزش پول، مشکلات تجاری با سایر کشورها – همه اینها مستقیماً بر زندگی مردم تأثیر گذاشت.

فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مستقیماً بر ضرورت نابودی اسرائیل تاکید کردند. باید بر این تاکتیک تاکید کرد و مطالبات مردم افغانستان را از این روزنه دنبال کرد و به یک روش همیشگی تبدیل کرد. در بخش نتیجهگیری کتاب «چرا افغانستان برای ایران مهم است؟ حملات اخیر حوثیها علیه امارات از این نظر حائز توجه است که درست زمانی رخ داده که این کشور -به عنوان بازیگر کلیدی در توافقنامه ابراهیم که شامل اسرائیل، بحرین، مراکش و سودان هم میشود – در حال تعمیق روابط خود با اسرائیل است. مقامات اروپایی میگویند این یک «جنگ تمامعیار» (Total war) است، اصطلاحی نظامی که به معنیِ بسیجشدنِ تمام نیروهای نظامی و غیرنظامیِ یک کشور در مقابل دشمن است. در این ارتباط کسینجر استراتژیست مشهور آمریکایی در توصیهای راهبردی به مقامات کاخ سفید گفته بود “برای حفظ تعادل ژئوپلتیک” در اروپا، روسیه نباید بیش از حد معینی به اروپا نزدیکتر گردد. از این رو برای حفظ ثبات که لازمه توسعه اقتصادی کشور است و همچنین جلوگیری از افزایش نقش بازیگر خارجی (اعم از غرب یا روسیه) در محیط سیاسی-امنیتی که در نهایت منجر به تضعیف نقش منطقهای ایران میشود، بهطور طبیعی و در هر شرایطی نیاز به ایفای یک نقش سازنده دارد.

بحران آغاز شده در اوکراین، قیمت نفت و گاز را صعودی کرده است از سوی دیگر و با توجه به اینکه عمده گاز مورد استفاده اروپا از سوی روسیه تامین می­شود، تداوم این بحران اروپا را درگیر معضل تازه­ای از انرژی خواهد کرد. حسین اکنون آنجا ایستاده است. اکنون اما سیاست ما کاملا برعکس آن دوره است و با قدرتهای بزرگتر پنجه در پنجه شدهایم و در برابر حکومتهای کوچک و ضعیف، کوتاه میآییم. اکنون نیز هر روز شاهد رفتارهایی در این زمینه هستیم. البته این مسائل که اشاره میکنم، تنها محدود به روابطمان با افغانستان نیست و بر روابطمان با همه کشورهای جهان سایه انداخته است؛ اما در کتاب یادشده من پیامدهای این سه مسئله را تنها در زمینه روابطمان با افغانستان مورد واکاوی قرار دادهام. احتمال اینکه نیروهای ایرانی بتوانند یک رزمناو ایالات متحده را غرق کنند، اندک است؛ اما حملات قایق های تندرو و مسلح می تواند خسارت قابل توجهی به ناوگان ایالات متحده وارد آورد یا حتی کشته بر جا بگذارد.

از آنجایی که ایالات متحده بر پرونده هستهای ایران تمرکز کرده، اسرائیل و متحدان عرب آن نگران افزایش تهدید موشک بالستیک و هواپیماهای بدون سرنشین هستند. ازسرگیری فعالیت ناوگان پنجم ارتش ایالات متحده در بحرین از سال 1995 خود گویای این امر است، چه اینکه حضور نیروهای آمریکایی در منطقه خلیج فارس از سال 2001 به بعد بهدلیل جنگهای عراق و افغانستان پررنگتر هم شده است. سفارت آمریکا در بیروت، مرکز سازمان سیا در کل منطقه است، نه فقط برای لبنان. ایران بزرگ فرهنگی (نه ایران سیاسی کنونی) چطور؟ ۲- تا تکلیفمان با هویت ملی خودمان مشخص نشود، در رفتار با کشورهای دیگر، بهویژه کشورهایی که عناصر مشترک فرهنگی و تمدنی با یکدیگر داریم دچار سردرگمی خواهیم بود. این مراکز میتوانند به شرکتها کمک کنند تا هشدارهای تهدید را سریعتر از دولت دریافت کرده و حملات را هم سریعتر گزارش دهند. به گزارش عصرایران، “حسین سلیمی” رئیس اتاق مشترک ایران و افغانستان در گفتگو با پایگاه خبری اتاق ایران، با اشاره به این موضوع از کاهش کامیون های صادراتی کالای ایرانی به افغانستان از 100 کامیون در روز به 2 تا 3 کامیون در روز خبر داده است. میتوان بدون آنکه وارد باتلاق جنگ با طالبان شد، تطهیر طالبان را نیز به کناری نهاد و در دورهای که این حکومت در وضعیتی بسیار شکننده و وابسته به کشورهای همسایه به سر میبرد، گفتگو و فشار بر آنان را در پیش گرفت تا به اصول حسن همجواری از یکسو و احترام به فرهنگ و تمدن مشترک و ریشهدار در افغانستان احترام بگذارند.

دیدگاهتان را بنویسید