حد وسط این دو فروتنی است

چه بسا، انگیزه وداعی فاعل، سوء استفاده از شهرت و خودنمایی باشد، و در پسِ پرده زیبای عمل نیک، چهره کریه و منظره زشتی پنهان بوده باشد. در این صورت، عملی که انگیزه آن، خودنمایی باشد، نمیتواند از خلق و خوی نیک فاعل حکایت کند، بلکه تنها خودپسندی و خودنمایی است که یک صفت ناپسند به شمار میرود. پس این نیت است که به عمل شکل میدهد و مایه سعادت یا شقاوت فاعل میگردد. چنین ایمانی، سبب میگردد تا انساندر رفتار و کردارش، راست و استوار باشد و شیوههای درست و پسندیده انتخاب کند و به سوی اخلاق کریمه روآورد.

از آن جا که هر عمل اخلاقی، اختیاری است و با اراده شخص عامل انجام میشود، نمیتواند بدون انگیزه و نیت خاص باشد و هر کار که از روی اختیار انجام گیرد، داعی یا انگیزهای برای انجام آن کار خاص، در نفس فاعل آن وجود دارد که سبب میشود تا فاعل، آن کار خاص را ترک نکند، و یا به جای آن، کار دیگری را انجام ندهد. یعنی همان جهت حسن عمل و ارزش اخلاقی که دارد، فاعل را واداشته که آن عمل را انجام دهد؟ لذا این پرسش پیش میآید: آیا عمل اخلاقی، که ذاتا عملی صالح و شایسته است و حسن فعلی دارد، علاوه بر حسن فعلی، باید حسن فاعلی نیز داشته باشد؟

از دیدگاه اسلام، صرف نیکو بودن ذات عمل، کافی نیست و حسن فعلی، باید همراه با حسن فاعلی باشد. چه همه مردم از لحاظ توان ایمانی، پایبندی به فرمان های خداوند و دوری گزیدن از نواهی او، و نیز از نظر وفاداری به ارزش ها و آرمان های والا در یک سطح نیستند؛ همانگونه که حدیث مشهور جبرئیل اشاره می کند، دینداری دارای سه مرتبه است: مرتبه اسلام، مرتبه ایمان، و مرتبه احسان که بالاترین آن ها می باشد. جامع نگری اسلام، صفت یگانه ای است که به جرأت می توان گفت هیچ دینی این ویژگی را ندارد. میدانیم آنچه در عنوان و سرلوحه نامه اعمال قرار میگیرد، بهترین و مهمترین آنها است و به تعبیر دیگر، چیزى است که قدر جامع همه اعمال نیک است و قبل از هر چیز نظرها را به خود متوجّه میسازد.

حکایت کسانی که اموال خود را در راه به دست آوردن خشنودی خدا، و استواری دلهایشان (تا آرامش خاطر پیدا کرده، حس انسانیت خود را اشباع کرده باشند) انفاق میکنند، مانند باغی است که بر زمین پهناور بلندی قرار گرفته، تا رگبار تند بر آن ببارد و دو چندان ثمر دهد، یا غباری بر آن ببارد. شاید بتوان گفت، این از ویژگیهای نظام اخلاقی اسلام است که «نیّت» را به عنوان اساس ارزش اخلاقی و منشأ خوبیها و بدیها معرفی کرده است؛ در حالی که در دیگر مکتبهای اخلاقی یا بیشتر آنها چندان توجهی به نیت و نقش مؤثر آن در رنگ دادن به عمل نشده است.

پس خاستگاه اخلاق در عبارتی دقیق تر نظام تمایلات انسان است که توسط دستگاه سنجشی انسان بهینه می شود. در قیاس با منافع دنیوی،نظام اخلاقی اسلام غایت گرا نیست، بلکه ارزش گرا وفضیلت خواه و به تعبیری وظیفه گراست .به عبارتی چون نظام اخلاقی اسلام مبتنی برانسان شناسی خاصی است و گستره وسیعی برای حیات وکمالات انسانی می بیند، منافعی که بدان نظر دارد، کمال وسعادت اخروی انسان است که در پرتو قرب الهی حاصل می شود.

از آنجا که سنجیدن ارزش هر چیز نیازمند معیار است می توان سخن از نظام ارزش گذاری به میان آورد. به این ترتیب، نظام ارزشی- اخلاقی قرآنی برآیندی از ارزشهای متعالی و برین، و ارزشهای متناسب به جامعه اعراب در عصر تنزیل وحی است. اعراب ـ کسانی که چندان با مبادی معرفت و ارزشهای انسانی آشنایی ندارند ـ گفتند: ایمان آوردهایم. ولی خداوند ـ که از آفریده خود آگاه است ـ میداند که انسان، چندان تاب مقاومت در مقابل شهوات را ندارد؛ لذا سختگیری ـ در تکالیف ـ نشان نمیدهد و به کمک او میشتابد. خداوند شما را به سوگندهای بیهوده بازخواست نمیکند، ولی شما را به آنچه در درون خود فراهم کردهاید باز خواست میکند.

به هر حال یا عقل، احکام اخلاقی را کشف میکند یا حکم اخلاقی را وضع میکند. ما در اینجا با چالشی مواجهیم؛ آن چوب واقعاً ترقی کرده است، در عین حال نمی توان گفت آنچه اکنون به دست آورده ادامه حیات چوبی اوست. و ما کان تطوّعا فإسراره افضل من إعلانه. «یرید اللّه لیبیّن لکم و یهدیکم سنن الذین من قبلکم ویتوب علیکم واللّه علیهم حکیم. آنچه بذل و بخشش کنید، به سود شماست، ولی در صورتی که وجه اللّه را جویا باشید و هر چه انفاق کنید، نهایتا عاید خودتان میگردد و هیچ گونه حقی از شما ضایع نمیگردد.

پرواضح است که شقاوت مایه دوزخ، و سعادت موجب رضوان الهی میگردد و اگراین شقاوت و سعادت، نتیجه دستاورد خود انسان نباشد، مستوجب دوزخ و رضوان نخواهد گردید. اینها شرایطی است که ایمان را حقیقت میبخشد و منشأ جهش در یک انسان آزاده میگردد. از دیدگاه قرآن، ایمانی ارزش دارد و موجب جهش به کمال انسانی میگردد، که خدا را منظور داشته، او را حاضر و ناظر بداند، و خود را در محضر او ببیند و باور داشته باشد که روز واپسینی هست که هر کس جزای عمل خویش را میبیند، و پیامد رفتار و کردارش در آن روز، دامنگیرش میشود.

آن گاه این آیه را تلاوت نمود: «قل کلٌّ یعمل علی شاکلته»(هر کس بر وفق ساختار درونی خود رفتار کند). بنابراین برای نیل به اخلاق حرفه ای هم ژرف اندیشی لازم است و هم این مفهوم دامنه ی وسیعی را در بر می گیرد. در مباحث تربیت اخلاقی سه موضوع مورد نظر قرار می گیرد. آری موانعی در پیش است که باید در رفع آن بکوشد؛ لذا میتواند ایمان، در دایره اخلاق، بلکه سرمنشأ آن قرار گیرد و انسان را به سوی کمالات انسانی سوق دهد. لذا حضرت میفرماید: کسی، کاری را که «ثواب» شمرده میشود (عملی که مورد خشنودی خداست و خداوند بر آن پاداش قرار داده) انجام میدهد، ولی خشنودی خداوند، منظور وی نیست، بلکه تنها برای آن است که مردم او را ستایش کنند و او را فردی شایسته و پاک بشمرند و خواسته او این است که آوازه نیکی او فراگیر گردد.

دانش ورزان بخوبی درمییابند، پیامی که بر تو فرستاده شده، حق و درست است. مگر به دست آوردن رضای حق، و زود است که خشنود گردد. «و سوگند به نفس آدمی، و به آن که او را ساخته و پرداخته کرده است. یاسود و لذت جمعی است؛ آن طور که سودگرایان معتقدند؟ نگاه داشتن عمل، تا خالص بماند، از خود عمل مشکلتر است؛ زیرا ممکن است، کاری ـ عبادت یا احسان ـ بآسانی انجام شود، ولی دور داشتن آن از وساوس شیطانی و خواستههای نفسانی، کاری بس دشوار است. در کتاب غرر الحکم در حدیثی می خوانیم: برای غفلت انسان همین بس که همت خود را در امور بیهوده صرف کند.

تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، تصحیح . ۲۱. ↑ شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، نامه ۳۵. «لا عمل الا بنیّة» یا «إنما الأعمال بالنیّات»18؛ یعنی هرگونه عملی، چه نیک و چه بد، چهره واقعی آن را، انگیزه فاعل شکل میدهد. مثلاً اگر عمل اخلاقی موردنظر، خدمت به خلق است، و ارزش آن به سبب یاری رساندن به نیازمندان است، آیا باید انگیزه فاعل نیز همین جهت باشد، تا عمل او را یک عمل اخلاقی منتسب به او تلقی نمود، یا آن که صرف نیک بودن نفس عمل کافی است؟

دیدگاهتان را بنویسید