خطاطی شعرهای فارسی زیبا و کوتاه – ارتنگ

و شاعران سعی می کنند از دلالت های آن، در اشعار خود بهره ببرند. در این تحقیق، سعی شده است، سیمای مرد را در ادبیات منظوم زن بررسی شود و نشان دهد مرد در ادبیات زنِ عرب از چه جایگاهی برخوردار است و نگاه زن نسبت به مرد چگونه است. و گاهی مرد را در جایگاهی نشان می دهند که قابلیت عشق ورزیدن دارد. این اشعار همانطوری که گفتیم بین یک رابطۀ جنسی ساده و یا مکاشفه ای ذهنی به همراه جنبه مؤنث جهان در نوسانند و جای آن دارد که در مجالی فراختر با استفاده از سایر آثار سهراب و تجربیات شخصی او مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرند.

3- در قسمت سوم می توان اشعاری را تحلیل کرد که عاشقانه اند و یا شرح یک مکاشفه به همراه یک زن هستند. تا آنجا که حافظه من یاری میدهد، چهار یا پنج ترجمه از آن در کتابها و مطبوعات قرن بیستم زبان فارسی نشر یافته است. زیرا «در هر یک از زبانهای دنیا، اگر شعری هست، موزون است و شعر بی وزن یا منثور از مخترعات شعرای قرن نوزدهم فرانسه بوده و تجدد خواهان زبانهای دیگر، از ایشان اقتباس کرده اند.»( وزن شعر فارسی، دکتر پوریز ناتل خانلری، ص 6)این شیوه ی سخن از دیرباز در کشور ما مورد قبول بوده است و بی سبب نیست که زردشت پیامبر باستانی، رازها و نیازهای آسمانی خویش «گاثاها» را با اهورامزدا به کلام منظوم بیان داشته است.

اما مقام و منزلت مرد در شعر شاعران زن چگونه است؟ اعتقاد بر این است که مولانا کار اشعار را به پیشنهاد همراه آن زمان خود، حسام الدین چلپی، آغاز کرد. روز زن و روز مادر بر شما همکار عزیز مبارک باد. او هیچ گاه زن را موجودی اضافی که فقط در حیطۀ تمتّع های جنسی کاربرد دارد، نمی بیند هرچند که از این مقوله نیز صحبت به میان می آورد و در اینگونه موارد نیز هیچ گاه پا را از دایره حجب و حیای ذاتی مشرق زمین فراتر نمی گذارد دقیقاً همانند اشعار پاک و منزه فردوسی در هزار سال قبل: منیژه منم دخت افراسیاب/ برهنه ندیده تنم آفتاب.

در این شعر رؤیا با عشق پیوند می خورد، تا جایی که شب در خاطره شاعر سایه افکن می شود و در سکوت و تنهایی، رؤیا به سراغ او می آید، او منتظر کسی است که می آید تا سکوت شب را بشکند، هر چند او در قلب شاعر حضور دارد و غایب نیست. شعر موج نوازشی، ای گرداب، به علت اهمیت بعضی از کلمات آن و کارکردهای عارفانه آن جز دسته شعرهای عارفانه سهرابند.

شعرهای دو مجموعه اوّل سهراب از این دسته اند. اما میتوان آنرا به علت همین مرزبندیها، یکسره در ردیف شعرهای عارفانه جای داد. احمدرضا احمدی از شاعران برجسته ایرانی است که میتوان او را بنیانگذار سبک موج نو در دهه ۴۰ بشمار آورد. و این، شدت اشتیاق و عشق شاعر را می رساند. وقتی خوشش می آید میگوید ووییییی. وبه هر کجا نگاه می کند حضور او را حس می کند، اما هنگامی که به خود می آید می فهمد که آن تنها یک رؤیا بوده است.

و ما با دیگران نشسته باشیم/ و حلقه های صحبت دایر باشد و دوستان گرد هم جمع باشند/ تو مانند دیگران حاضر هستی/ و شب می گذرد و ما با چشمان حیرت زده نگاه می کنیم/ و می پرسیم از صندلی های خالی/ از غایبین اول شب/ و فریاد می زنیم که در میان آنها مسافری هست، آیا نمی آید؟). «آن که تو را با خویشتن برابر نهد/ بسیار بر تو ستم روا داشته است/ تو را چه گناه/ که او شیدای تسلّط است/ و تو دلداده ی رهایی هستی/ تو را چه گناه/ که او شیدای مرگ است/ وتو دلداده ی زیستنی/ تو را چه گناه/ که او سرگشته است و پریشان/ در این پندار که آیا بهشتیان را بر چهره، موی است یا نه/ و تو/ در این پندار سرگشته که/ تهی دست بر دروازه ی تاریخ/ چگونه به قرن بیست و یکم/ گام می نهـی؟

تو را دوست دارم و هیچ كس از مردان این زمانه جرأت ندارد این عشق را كه همچو ماری بر كوزه ی قلبم پیچیده از من دور كند من هر صبح این زهر را كه تو بر جریان قلب م میریزی سرمیكشم میمیرم و شب بار دیگر برای دوست داشتنت زنده میشوم … افکار خوب پیامد اجتناب ناپذیر قلب سالم و بدور از بیماری هایی چون حسادت، حرص و آز و خشم و تکبر است. اگر تو نبودی من همچنان رازی بودم/ با لحنی خاموش و پنهان و رنگ پریده/ تو به قلب دست بستهام سخاوت شبنم و بخشش شعله را آموختی).

پیوسته می چرخم و می چرخم/ عنتره عبسی از پشت دیوار صدا می زند:/ ای عبله، بیگانگان به وصالت رسیدند، در حالی که من عاشقت هستم./ صدایت را بلند نکن عنتره وای بر من، وای بر من/ من پسر عمو و از نژاد توام./ وای بر من عنتره پنهان از چشمانم/ سربازان صدایت را می شنوند، ترا می بینند). بر پر سنجاقکانت گل بزن (! عمرم را برای چشمانت فدا می کردم/ دنیای اطرافت را پر می کردم از عطر و نور/ سپس شعری برایت می خواندم که هیچ شاعری آن را نگفته است/ و داستانهایی را که هیچ دانایی آن را نقل نکرده است/ و مانند شهرزاد عشق بودم که در پنهانی باز می گشت).

و بیا تا جایی، که پر ماه به انگشت تو هشدار دهد / و زمان روی کلوخی بنشیند با تو / و مزامیر شب اندام ترا، مثل یک قطعه آواز به خود / جذب کنند. روی زیبا دو برابر شده است. سعدی در این ابیات متذکر می شود که آدمی نباید به آسانی به دل بستن محض روی آورد و در بند غم جانگداز آن اسیر بماند. قلبی صاف و روشن دارید و همراه خوبی برای فامیل و دوستان هستید.گاهی بیش از اندازه به ظاهرتان توجه می کنید. وی از شاعرانی بود که ضمن اعتقاد به ضرورت خطر کردن برای آفرینش ادبی و با التزام به نوآوری، به این نکته نیز توجه داشت که باید در مسیر اعتدال گام بردارد و با حفظ اصول و قواعد به این مهم بپردازد تا در چاه و چاله بازیهای لفظی، صوری و تکنیکی سقوط نکند؛ زیرا او بر این اعتقاد بود که شعر باید پلی برای ایجاد ارتباط صمیمی با مخاطب باشد و این مهم هیچ گاه با دمیدن در تنور الفاظ مطنطن حاصل نمیشود، بلکه با دمیدن روح عشق و صداقت و تعهد در کالبد همین واژههای معمولی به دست میآید.

مصرع «این چنین عادت خورشیدپرستان باشد» بار دیگر اشاره بر آن میکند، که این عادت «خورشیدپرستان» (خدا را به خورشید تشبیه داده) خورشیدپرست-(سوفیان-دلباختگان خدا) رقصیدن برای خدا و به خاطر خدا است. 2- در قسمت دوم اشعاری جای می گیرند که شاعر از زن، نه به خاطر جنسیت و مضمون عاشقانه، بلکه در جهت راندن کلام به سوی تصویر شاعرانه خویش نام برده است. این تصویر ایده آل شخصیت مردانه برای شاعر زن است، تا جایی که این مشخصه انسان شریفی است، نزدیک به کمال، و همچنین این شخصیت در زندگی شاعر به صورت سازنده و مثبت تأثیر گذار است، به طوری که می بینیم، به این نمونه، صادقانه و شاعرانه و زیبا عشق می ورزد، و این شخصیت نمونه و آرمان گرایانه، البته شخصیت نادری است، اما با وجود این، ما می توانیم نمونه های مختلفی برای آن بیابیم.

شاعران زن عرب در اشعار خود کوشیده اند تا با احساس لطیف و بینش عمیق و عواطف درونی و تشریح اوضاع اجتماعی و سیاسی زمانه خود، دردها و دلتنگی ها و آرمان خواهی های خود را به گوش مخاطبانشان برسانند. این است که اندیشه ورزان ناراضی از وضعیت موجود که اغلب در حوزه ی هنر و ادبیات قرار گرفته اند که این بخش از فرهنگ را نیز بسیاری از متولیان بزرگ سیاسی و مذهبی چندان جدّی نمی گیرند، با یک اراده ی ناخودآگاه جمعی چنین عمل می کنند که چون حوزه ی هنر و ادبیات از دایره ی شمول و اجرای اجباری آن ممانعت ها و ممنوعیت ها بیرو ن است، پس باید آنچه را که ناپسند تلقی می شود کنار نهاد و با محوریت بخشیدن به پویایی های فکری و نوگرایی در نگرش، در حرکتی کاملاً مخالف با رفتار حاکمیت به نفی گذشته پرداخت و همه چیز را در حال خلاصه کرد.

در شعر می انجامد و تصویر های زیبای شعری را در کلیت آن به هم پیوند می دهد، همان عوامل خیال انگیزی است(خلیلی جهان تیغ،1380: 99). بر خلاف فرمالیست ها و صورتگرایان روس، عده ای هنجار شکنی را در معنا می دانند. زن عامل سعادت مرد است، و الهام بخش مرد و عنصر اساسی در آفرینش شعر اوست. هر چند در قرون گذشته مکتوباتی از مسایل زنان مطرح شده است و خواهان تغییر وضع زن شده اند، اما قرن بیستم اوج این درخواست هاست. و برای مرد، دو تصویر می کشد یکی مردی که طالب عیش و نوش و خوشگذرانی و سرگرم شدن با زنان آوازه خوان و رقاصه است، و دیگر مردی ساده که اسیر زیرکی و هوشیاری زنی چون شهرزاد می شود.

شعر زنان در حوزه های مختلفی میدان دار بوده است، آنها همچنین تصاویر زنده ای از واقعیت مردها ارائه می دهند، پس باید در میان اشعار شاعران زن عرب به دنبال تصاویری از مردان باشیم. بالطبع در اشعار زنان نیز انعکاس گسترده ای داشته است. استفاده از واژه عشق در شعر زنان با احتیاط بکار رفته است، چرا که در ادبیات عربی، بیان حکایت های عاشقانه خاص مردان بوده و کمتر زنی جرأت می کرده شعر عاشقانه بگوید.

ستاره | سرویس سرگرمی – شعر عارفانه اشعاری درباره یاد خدا هستند که شاعران عارف برای بیان معانی عرفانی با زبان رمز و اشاره به سبک ویژه در قالبهای شعری، بخصوص غزل ارائه میکنند. اگر قصد سخن گفتن در هر نوع جلسه یا برنامه ای را دارید، بی شک نام خدا یا همان بسم الله الرحمن الرحیم، مَطلَع کلام شما خواهد بود. اونا پیش خدا هستن… كوچه باغ ساكتی در پیش. نظرات سازنده خود را در بخش دیدگاه ها بنویسید. «فاطمه ناعوت» در شعر «ثقوب تشکیلیةٌ لا تُغضِبُ المرآة» (سوراخ های ایجاد شده آینه را خشمگین نمی کند) به مرد عرب سنتی حمله می کند که به زن نمی نگرد مگر هنگام نیاز جنسی و ظاهر را می بیند نه باطن را، او زنی می خواهد چشم و گوش بسته.

این پژوهش، به مطالعه و بررسی «حضور مردان در شعر شاعران زن معاصر عرب» می پردازد. شعر با س برای خواندن شعر خوب .حرف س برای شروع اشعار خیلی دلنواز می باشد. وی ادامه داد: اهمیّت شعر کوتاه سیّدحسن حسینی از آنجاست که این گونۀ شعری نه تنها در میان موجهای شعری پس از انقلاب اسلامی رشد زایدالوصفی پیدا کرده است، بلکه این ظرفیّت در میان شعرهایی با رویکرد اجتماعی و فرهنگی نیز جریان بیسابقهای یافته و روزبهروز به تعداد علاقهمندان این عرصه افزوده میشود.

دیدگاهتان را بنویسید