در قضیه جدایی بحرین ، چه کسی سر ایران کلاه گذاشت؟

چون در مورد بحرین سازمان ملل میانجی بود و نماینده ایتالیایی سازمان مل بود که سر ایران کلاه گذاشت؛ حالا نمیدانم نابخردی بود یا از روی غرض بوده یا رشوه گرفته بود. در همین راستا، در این نوشتار خریدهای تسلیحاتی شاه از انگلستان را در مسیری تاریخی پی میگیریم. در این راستا مدل خاصی از تانک چیفتن بر مبنای شرایط و نیازهای ویژه ایران به نام تانک «شیر» تولید شد و فروش آن به ایران منحصر گردید. همچنین فیلم مستندی که از ملاقات دونالد رامسفلد به عنوان فرستاده ویژه ریگان با صدام در سال 1983 (سه سال پس از آغاز جنگ) وجود دارد را میتوان گفت تقریبا هر فرد پیگیر آثار مستند تاریخی، دیده است. احیای موقعیت ایران به عنوان کشور فائق در خلیجفارس که در پی این التهابات سهساله به دست آمد، طی دو دهه، یعنی تا اقدام برخی شیوخ عرب به دادن پایگاه نظامی به امریکا بعد از حمله صدام به کویت در ۱۹۹۱ به طول انجامید.

در این میان بحرین دومین کشور حوزه خلیج فارس بود که بعد از امارات توافق سازش با رژیم اشغالگر صهیونیستی را امضا کرد. وضعیت در بحرین و امارات و عربستان سعودی وهابی هر چه باشد بهتر از ایران است حداقل با چالش ها و بن بست هایی که امروز در تمامی عرصه های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مردم ایران با آن دست و پنجه نرم می کنند مواجه نیستند. مسئله جزایر مسئله نویی بود که اگر مسئله تأسیس امارات مطرح نبود (که دو روز بعد از بازپسگیری جزایر انجام شد؛ 30 نوامبر ایران جزایر را گرفت و 2 دسامبر دولت امارات تأسیس شد) هرچند نه ایران و نه بریتانیا برایشان آنقدر اهمیت نداشت که با هم دعوا کنند و کار به جنگ بکشد، ولی در همان زمان هم گمانهزنیهای جدی رسانهای درباره یک جنگ محتمل مطرح شد. بحث فرد مطرح نیست، اما بالاخره آن اداره مسئول بوده که نظرسنجی رفراندوم را درست انجام دهند یا وضعیت قومیت ایرانی را در آنجا مشخص کنند.

به ترتیبی که جزییات آن بر همه آشکار است، این مهم در دسامبر ۱۹۷۱ محقق شد. از طرف دیگر امضای این توافقنامه امنیتی مهم با بحرین یک سناریو احتمالی ترسیم میکند مبنی بر اینکه اسرائیل قصد ورود مستقیم به جنگ یمن را دارد. میگویند یک تاجر اصفهانی زرنگ از بحرین مقدار زیادی مروارید با خودش به ایران میآورد. ایران امکان ادامه آن وضعیت را نداشت؛ یا باید وارد جنگ میشد یا بر اساس هزینه- فایده با قبول یک شکست تاریخی، استقلال بحرین را میپذیرفت و به ازای آن اتحاد راهبردی با غرب و تفوق منطقه را برای خودش نگه میداشت. البته ایران تنها توانست طی چند ده سال به لحاظ نظامی تفوق خود را حفظ کند. بنابراین ایران در راستای تضمین تأمین امنیت خود و منطقه به تحکیم موقعیت نظامی خود پرداخت. در عصر مدرن یعنی از ابتدای قرن ۱۶ میلادی، ایران به عنوان بزرگترین قدرت منطقهای همواره در تضاد و تعارض با قدرتهای جهانی قرار گرفته بود که یکی بعد از دیگری بساط هژمونی خود را در منطقه میگستردند. بحرین تنها کشور عربی منطقه خلیج فارس است که برخلاف سعودی، امارات، قطر و کویت اگر سنی غیرایرانیتبار باشید و حتی غیرعرب باشید، در فاصله کوتاه به شما گذرنامه میدهند؛ چون میخواهند ترکیب جمعیتی را به نفع اهل سنت غیرایرانیتبار به هم بزنند.

در کلوبهای مختلف فرهنگی اشراف و نخبگان ضدایرانی، باشگاههای ورزشی و هنری و فرهنگی که عمدتا همه نخبگان سنی به آن رفت و آمد داشتند، یعنی بین تعدادی از نخبگان سنی پرسیدند که «میخواهید مستقل شوید»، «بخشی از ایران باشید» یا «تحت نظر انگلیس باشید؟ مثلا سندی در آرشیو ملی بریتانیا هست درباره دستور تعطیلات مدارس ایرانی و زبان فارسی در 1950؛ یعنی دو دهه قبل از اعلام استقلال بحرین. این محاکمات با اخذ رشوه با حکم خفیف برای سه افسر انگلستانی و لاپوشانی کلی درباره شاپور ریپوتر پایان یافت. این جزایر ایرانی خلیج فارس تا سال 1971 سه وضعیت داشتند: یا تحت کنترل کامل ایران بودند یا تحت استعمار بریتانیا بوده یا در حاکمیت حکام محلی بود که قبلا دزدان دریایی بودند. از این پس قراردادهای تسلیحاتی و خریدهای نظامی به جز لایفنکی از نظام پهلوی تبدیل شد. تحویل این تانکها از اوایل سال ۱۳۵۱ آغاز شد و تا پایان سال ۱۳۵۵ ادامه داشت. اولین دستاورد بزرگ این تلاش امضای موافقتنامه تعیین حدود فلات قاره بین ایران و عربستان به اضافه حل اختلاف بر سر دو جزیره فارسی و عربی بود که در اکتبر ۱۹۶۸ (ده ماه بعد از اعلام خروج انگلیس) محقق شد و قانون مربوطه در آبان ۱۳۴۷ به تصویب مجلس رسید.

دیدگاهتان را بنویسید