رنه دکارت کیست و فلسفه دکارت چیست ؟

دوره دبیرستان، در مدت زمان تعطیلی بین شیفت صبح و عصر، 2 ساعت وقت بود، 1 ساعت میرفتم پیش یکی از علمای شهر به نام شیخ فضلالله محقق که خیلی عالم فاضلی بود و آنجا تمام 4 جلد کتاب جامعالمقدمات را خواندم. دوره دبستان را در مدرسه شیخ علاءالدوله سمنانی – که به نام یکی از عرفای بزرگ قرن 7 ایران بود – گذراندم، دوران دبیرستان را نیز در دبیرستان پهلوی که بعد به دبیرستان مهران تغییر اسم دادند طی کردم. در ادامه سلسله گفتوگوها با چهرههای ماندگار این مرز و بوم، این بار در خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) میزبان این چهره ماندگار و فرهیخته بودیم، آنچه در پی میآید حاصل این گفتوگوی صمیمانه است.

مخاطب فرهیخته تصدیق میکند که تأسیس فلسفههای مضاف اسلامی براساس حکمت دینی نیازمند شرح و بسط بسیار است، اینجا به همین مقدار بسنده کرده، در مقالهای جداگانه ـ انشاءالله ـ بدان خواهم پرداخت. اما وی، تحت تاثیر تاملات فلسفی و آشنایی با افکار و اندیشه های ضد دینی، به تدریج از جامعه دینی یهود رویگردان شد و احیاناً از اندیشه های دینی انتقاد کرد. البته باید توجه داشت که همه این ثمرات زمانی به دنبال ازدواج می باشد که با انتخابی صحیح و عقلانی همراه باشد. مسئولیتپذیری و بیرون آمدن از حصار خودبینی و طبیعت فردی و متعهد شدن در برابر دیگران و به دنبال آن فراهم شدن زمینهی رشد اجتماعی، از دیگر علل و فلسفههای تشریع ازدواج است.

آن ساعات را صرف قیام و عبادت و مطالعه و فکر و ذکر درباره خدا بکن و آخرش میفرماید:برای اینکه ما بار سنگین رسالت و رهبری مردم را به دوش تو میخواهیم بگذاریم.من خودم، در زندگی خود با تجربه و محسوسات عینی، این مسائل را تجربه کردهام، معمولا، در زندگی اجتماعی، این طوری که حالا زندگی میکنیم، آن قدر گرفتاریم که به خودمان نمیرسیم و مثل بقیه مردم روز را تا آخر شب کار میکنیم، تا نفسی داریم، کار میکنیم و بعد میخوابیم تا صبح، یک نماز معمولی مثل همه میخوانیم و دنبال کارمان هستیم. کار او در اثر نسبتاً کوتاهی مانند رساله فی الحدوث فشرده تر، اما در الشواهد الربوبیه و به ویژه در اسفار مفصّل است.

برای بازنمایاندن آنچه باید در باب این بایستگی انجام پذیرد، در زیر، فهرستی را، هرچند فشرده اما ساختارمند و نسبتاً کامل، از مباحث ضروری در زمینهی کارکرد و کاربرد عقل در دینپژوهی و دینداری، تقدیم میدارم، روشن است. مقدمه ـ معانی حجیت عقل در دینپژوهی. زیرا هرگونه تحول وتکاملی در هر موضوع و مسألهای، حاجتمند فرانگری خودآگاهانه بدان است، و نگاهی اینسان در علوم، جز از نظرگاه فلسفی فراچنگ نمیافتد؛ و اگر چنین نگاه و نگرشی صورت بندد فلسفه فلسفه اسلامی تأسیس شده است.

علاوه براینکه امروز کسانی، فلسفههای مضاف را به پایگاه یورش و تازش به مبانی ومعارف اسلامی و بومی بدل کردهاند، تأسیس فلسفههای مضاف براساس مبانیصحیح و صواب، چارهساز این دست دسیسهها است. روزه دار باید در حال روزه با وجود گرسنگی و تشنگی از غذا و آب و همچنین لذت جنسی چشم بپوشد، و عملاً ثابت کند که او همچون حیوان دربند اصطبل و علف نیست، بلکه او میتواند زمام نفس سرکش را به دست گیرد، و بر هوسها و شهوات خود مسلّط گردددر حقیقت، بزرگترین فلسفه روزه همین اثر معنوی و روحانی آن است. راز این تقارن و تقارب نیز آن است که آبشخور عقل سلیم و نقل اسلام یکی است، زیرا سرچشمه همه خیرها و کمالها، از جمله حکمت و معرفت، ذات حق تعالی است، و خدا به شیوههای گوناگونی با آفریدگانش تماس میگیرد؛ وحی و عقل از جمله طرق تماس خدا با آدمیان است، حی حکیم، گاه از رهگذر ایحاء به انسانی شایسته با بشریت سخن میگوید و گزارههایی را درتبیین مشیت متحقق خویش (جهانبینی و جهانشناسی) القاء مینماید وآموزههایی را در بیان مشیت متوقع خود (اخلاق و احکام) ابلاغ میفرماید، و گاه نیز از رهگذر قوه دراکه، معناگر و معناسنج که در درون آحاد آدمیان به ودیعتنهاده است، با او ارتباط برقرار میکند، و هر آنچه که از یکی از دو راه مزبور بهانسان واصل گردد، بیهیچ تفاوتی، حق و حجت است؛ هرچند طرق معرفت،منحصر به وحی و عقل نیست اما این دو راه، برترین و فراگیرترین راههایمعرفت و حکمت بشمارند.

هنگامی که زن حجاب خود را کاملا درست و بر اساس فرمایشات دینی رعایت کند و همچنین چشم او غیر شوهر خود کسی را نبیند و تمام عشق خود را برای همسر خود خرج کند؛ نگاههای آلوده از زن دور شده و او حس بدی را نسبت به خود نداشته و اعتماد به نفسش افزایش مییابد. البته هرگونه بازنگری و بازنگاری، در هر زمینهای ـ ازجمله (و بلکه به طور مضاعف، در فلسفهی اسلامی) باید براساس مبانی و منطق مربوط و با رعایت جوانب امر صورت بندد.

۵. موانع درون علمی: مشکلات و اشکالاتی که فلسفه اسلامی به نحو عام، یا دست کم برخی از مکاتب فلسفی ما با آن مواجه است. اما به هر دو رکن نقدهایی وارد است، دزدی که دست به دزدی میزند دزدی را حداقل برای خود نیک میپندارد با اینکه میداند از نگاه اجتماعی این کار خطا است، پس صرف معرفت باعث بروز اعمال اخلاقی نمیشود. آثار و تالیفات سترگ و ستودنی از خود بهجای گذاشته است و همچنان بهعنوان یک آکادمیسین پرتلاش و دلسوز به کار خود ادامه میدهد و همواره بخشی از بار فرهنگی ایران زمین را در دهههای اخیر بر دوش داشته است.

وقتی دیپلم گرفتم، از ایران افرادی با معدل خیلی بالا و با گذراندن چند امتحان زبان انتخاب میشدند و به دانشگاه آمریکا میرفتند. اسلام، دین خردورزی است، عقل بشری را چون وحی نبوی، حجت میانگارد و عزیز میدارد، رابطه میان نقل و عقل را مثبت و معنیدار میداند، بسیار روشن است که ترابط میان چنین دینی با فلسفه، به معنی تعامل دو عنصر همسو و همسنخ است که قطعاً مایه مایهوری و پایه پایداری هر دو خواهد گشت؛ تجربه تاریخی درازمدت حضور و حیات فلسفه در جهان اسلام نیز صحت این انگاره را محرز داشته است.

مهمترین تقسیمات گستره کارکرد عقل، تقسیم از لحاظ شمول به هر پنج حوزه و نظام معرفتی دین (عقاید، احکام، اخلاق، تربیت و علم دینی) یا اختصاص آن به حوزهای خاص است (که از این دو، ما به کارکردهای «عام» و «خاص» تعبیر میکنیم). ۶. دستیابی به تقریرهای تازه از برخی مفاهیم فلسفی موجود، یا دسترسی به براهین جدید برای معارف و مدعیات فلسفی، علاوه بر آنچه که در متون و مباحث متعارف فلسفی آمده است. ۵. مفهومسازیهای تازه و بسط دایره مسایل فلسفی و عقلی، از رهگذر استقراء و ارایه پارهای مباحث حکمی که وحی و سنت معصوم، بدانها پرداخته است اما تاکنون در فلسفه ما مغفول مانده است.

واژه فلسفه مانند بسیاری دیگر از کلمات در سنت غرب، ریشه در یونان دارد که به معنای «دوستداری دانایی» است که توصیفی زیبا از فلسفه است، ولی توضیح چندانی در مورد اینکه واقعا چیست ارائه نمیدهد. ۶. موانع آفاقی: بازدارندههایی که بیرون از وجود اصحاب فلسفه و ساختار دانش، بر سرنوشت فلسفه تأثیر میگذارد، عوامل تاریخی، اخلاقی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی که یا بازدارندهاند (یا حتا وادارنده نیستند) حاجب و حاجز تحول و تکامل، و روزآمدی و کارآمدی فلسفهاند، یا دست کم موجب و موجد جویش و جنبش در قلمرو این معرفت ارجمند نمیشوند، تفصیل و تمثیل، با بنای ما بر اختصار در مقاله، تنافی دارد از آن احتراز میکنیم؛ اما تأکید میورزیم که بیشترین سهم، در رکود و سکون فلسفه، از آن این گروه از موانع است.

فلسفه اسلامی باید از بحثها و بخشهایی که امروز، مستقلاً تدوین یافته و به مثابه یک علم به رسمیت شناخته شدهاند یا در ساختار دانشهای دیگر جای گرفتهاند، پیراسته شود؛ و در استطرادات و زواید نیز به حداقل ضرور بسنده شود. اذعان دارم که این مسأله از دیرباز، از گستردهترین چالشگاههای حکمت و معرفت بوده است، اما معالأسف حتا باورمندان به کارکرد گستره خرد در حیطه دین (اکثری گرایان) پژوهش درخور و جامعی را برای تبیین اطراف و اعماق مسأله صورت ندادهاند، آنچه از سلف به دست ما رسیده است تکنگاشتههایی است کم حجم یا گسترده نگاشتههایی است بیهندسه، غیرمنسجم و ناتمام.

پارهای از این دست موانع به تلویح و تصریح در بخشهای دیگر مقاله مورد بحث قرار گرفته است. مقاله حاضر براساس ارتکازات راقم راجل از کاستگیها و نارساییها نگاشته میشود، استقراء و استقصا و نیز راهبردگذاری و راهکارگزینی از عهدهی یک فرد ـ آن هم فرد ناتوانی چون من بنده ـ بیرون است؛ تحقق این اقتراح و اطروحه، لجنهای میخواهد جامع و قابل، و ساز و برگی میطلبد کافی و کامل، تا روی دهد آنچه باید و شاید.

وصف «اسلامی» در این عنوان، هم میتواند صفت مضاف («فلسفهی اسلامی» فلسفه) قرار گیرد، هم میتواند صفت مضافالیه (فلسفهی « فلسفهی اسلامی») منظور گردد؛ اما آنچه اکنون در این مقاله محط بحث و مصب نظر است، تنسیق دستگاهی است که به مطالعهی فرانگر / عقلانی فلسفهی اسلامی بپردازد. آری ، کسی که دنیا را مدرسه و دار التکمیل بداند و به حیات دیگر و نشئه دیگر مؤمن باشد ، دیگر زبان به اعتراض نمی گشاید که یا نمی باید ما را به دنیا بیاورند یا اکنون که آورده اند نباید بمیریم ، چنانکه خردمندانه نیست که کسی بگوید طفل یا نباید به مدرسه فرستاده شود و یا اگر به مدرسه رفت هیچوقت نباید مدرسه را ترک گوید .

یا برای مثال در اموری که سیاستمداران پیش میگیرند،دو سیاستمدار ، در یک جامعه ، دو نظرمختلف دارند. موضوعات فراوان دیگری در حوزه دین و معنویت وجود دارند اما این ها موارد کلیدی هستند که افراد درباره آنها از خودشان سؤال کرده یا چیزهایی شنیده اند. در صورتی که در دوران های اخیر به علت باز شدن برخی رموز طبیعت و پیشرفت های چشمگیر، یا به عبارت شایسته تر به جهت گسترش روابط انسان با طبیعت، به غلط چنین گمان رفته است که هستی دارای آن ابهت و عظمت نیست و لذا سؤال مزبور با این که جدی است، سبک تر و بی اهمیت تر مطرح می گردد و متقابلاً پاسخ هایی نیز که به آن داده می شود، عامیانه تر است و از دیدگاه های محدودتری ناشی می شود.

چون سمنان نزدیک تهران بود و معلمان معمولا باید 1 یا 2 سالی خارج از تهران تدریس میکردند، به علت نزدیکی سمنان به تهران، دبیرهای بسیار با دانشی ـ در رشتههای مختلف ـ از تهران میآمدند. دکتر نصر مطلب را گرفت، آن موقع با 6 میلیون تومان 3 ساختمان خریدند و موسسه را راه انداختند. آن زمان مجالس خیلی مختلفی تشکیل میشد که برای تعلیم بسیار مناسب بود و بنده در همه آن مجلس شرکت میکردم. فیلسوف همواره به ملاحظه مسائل و مشکلاتی می پردازد که برای همه ما دارای اهمیت است.

دیدگاهتان را بنویسید