رویکردها و روش های تربیت اخلاقی و ارزشی

حاکم شدن چنین نگاهی، دست کم به معنای بیتوجهی به نقش علائق، انگیزهها و تفاوتهای فردی میباشد. روش تربیتی پسران به دلیل میل بیش تر آن ها به شیطنت و تمایل کم تری که به شرکت در اجتماع دارند با دختر ها متفاوت است. یک سری اصول و قانون وجود دارد که با رعایت آن ها می توانیم به بهترین شکل پسر خود را تربیت کنیم. به نظر میرسد، تحلیل درست این باشد که انجام این کار خلاف، ناشی از آن است که باورِ دانشی او، به باور قلبی تبدیل نشده است. به جای ملامت سعی کنید مکان بازی او را تغییر دهید، یا از بازی کردن او در جایی که چندین کودک دیگر نیز حضور دارند و فضای کافی برای حرکت آزادانه، وجود ندارد، پیشگیری کنید.

او شریک ندارد، بدین موظف شدهام و من نخستین فرد تسلیم شدگانم». روانشناسان انگیزش را اینگونه تعریف کردهاند: «فرایندی درونی که رفتار فرد را در طول زمان فعال کرده، هدایت میکند و نگه میدارد».30بر اساس آموختههای روانشناختی، دانشآموزانی که میخواهند یاد بگیرند، میتوانند هر چیزی را یاد بگیرند.31 آن چیزی که نقش اساسی در یادگیری دارد، انگیزه است. هر دیدگاهی بر اساس نگاهی که به برنامة درسی دارد، یک مدل ارزشیابی را پیشنهاد میکند. دوم آنکه، دامنة رشد اخلاقی محدود به جنبة اجتماعی آن نمیشود؛ زیرا انسان غیر از رابطهای که در اجتماع با دیگران دارد، در رابطه با خود، کارهایی را انجام میدهد که ممکن است به کمال و سعادت او کمک کند و یا به انحطاط و سقوط اخلاقی وی منجر شود.

فضاییکه دانشآموز ابتدایی برای فراگیری نیاز دارد، غیر از فضای مطلوب برای دانشآموزان مقاطع بالاتر تحصیلی است. دین باوری و دینداری از نوع انسان مداری، انسان و انسانیت را محور کلی وجود و مستقل و آزاد از هر عامل و نیروی ماورایی می داند. مدرسه و کلاس درس، به وجود آورنده فضایی است که دانشآموزان در آن تربیت میشوند. هرچند نمیتوان به طور دقیق و کامل برای تدریس مطلوب، یک برنامه درسی مشخص تعیین کرد، با وجود این راهبردهای تدریس اغلب به منزلة بخشی جداییناپذیر از فعالیتهای دانشآموزان و با توجه به همان الگویی که برنامة درسی طراحی میشود، طرحریزی میشوند.

به عبارت دیگر، ایفای نقش معلمی هنگامی است که معلمی و مربیگری، نه به عنوان شغلی که فرد در برابرش مزد میگیرد، بلکه به منزلة عهدهداری هدایت، ارشاد و الهام خوبیها تلقی شود. ولی اغلب، از آثار عمومی و عادی رفتارهای خود، که قطعاً به منزلة ابزاری پرارزش و قدرتمند در جریان کار با کودکان به وقوع میپیوندند، غافل هستند. منظور از «فرهنگ»، معارف، گرایشها و ارزشهای رایج در محیط مدرسه است. الف. نقش آموزشی: منظور از نقش آموزشی این است که معلم آگاهیهای لازم را به دانشآموزان انتقال دهد و سطح دانشی آنها را افزایش دهد.

در دهههای اخیر متخصصان برنامة درسی، به منظور پر کردن خلأهای موجود در برنامة درسی، رویکرد تلفیق یا درهمآمیختن موضوعهای درسی را (حوزههای محتوایی)، که اغلب به صورت مجزا از یکدیگر در برنامة درسی قرار داده میشود، به عنوان راه علاج انتخاب کردهاند. در متون اسلامی بحث حجابها آفات و موانع گوناگون بالندگی انسان مطرح شده و راه حل برای علاج آنها داده اند. در برخی دیدگاهها، از جمله دیدگاه اجتماعی، بر ایجاد فضای عاطفی در کلاس تأکید شده است، تا دانشآموزان در سایة فضای ایجاد شده، به بحث و گفتوگو بپردازند.

اما اینکه این وسایل، شامل پرسشهای کلاسی، آزمونها و امتحانات میباشد و کاربردهای دیگر ارزشیابی چیست و بر مبنای چه اصولی باید انجام شود، خارج از این بحث است و باید در جای خود توضیح داده شود. ذکر این نکته شایسته است که به دست آوردن و یا داشتن اعتقاد صحیح هم یکی از اعمال یا صفات اختیاری انسان است و قضاوت اخلاقی در باره آن روا است. مربی لایقی می خواهد تا این درس را به کودک القاء و وقایع را به نحوی مفید و شایسته ارزیابی کند. نام معلم، ذهنیت خاص درس دادن، یادگیری سازمانیافته و نقش مستقیم و گفتاری او را به ذهن میآورد.

معلم، یکی از حلقههای زنجیرة نظام آموزشی و مؤثرترین عنصر آن است. او از وحدت فضایل و هماهنگی آنها با یکدیگر و با خوشبختی سخن گفته است، به گونهای که تضاد بین پیششرطهای فضایل و یا تضاد بین فضیلت و خوشبختی را ناممکن میدانست. ـ محیط یادگیری فضایی دلسوزانه و سرشار از اعتماد بین شاگردان و معلم باشد، به گونهای که دانشآموز از بیان ایدههای خود ترسی نداشته باشد. بر اساس رویکرد فطرتگرا و توجه به بُعد زیباگرایی انسان، در ارائة معارف دینی در قالب برنامة درسی، باید آنچنان ظرافت به خرج داد که از یک سو، معارف را در نهایت اتقان همان طور که هستند عرضه کرد تا مخاطب قانع شود؛ از سوی دیگر، احکام عملی باید به صورتی بیان گردد که یک زندگی زیبا و جذاب را برای مخاطب ترسیم کند، به گونهای که فراگیر احساس کند رعایت آداب دینی و اخلاقی، نه تنها محدودیت نمیآورد، بلکه تعالیمی کارآمد و زندگیساز است.

افزون بر اینکه معلم پیش از همه باید خود مهذّب و خودساخته باشد تا کلام او در فراگیران تأثیر بگذارد. رشد و بالندگی و یا عقبگرد و واماندگی انسان در حیات دنیوی و اخروی، همزمان وابسته به هر دو بُعد و ساحت وجودی اوست؛ انسان از یک سو وابسته به شأن مادی، حیات زمینی و طبیعی خویش است که اگر به آن تعلق و دلبستگی جدی پیدا کند، در این مرتبه دانی از وجود خویش باقی میماند و برآیند آن همان خونریزی و فسادی میشود که فرشتگان پیش از خلقت انسان پیشبینی میکردند.

برخی رویکردها از یک فرایند آموزشی دارای ساخت و از پیش تعیین شده استفاده میشود. برخی همین نکته که کانت تنها به ارائه یک قالب و معیار صوری برای اخلاق بسنده کرده است را یکی از ضعفهای نظریه اخلاقی کانت میدانند. دانشآموزان، همانطور که در مدرسه از معلم الگوبرداری میکنند، از فضا و محیط مدرسه نیز تأثیر میپذیرند. مدرسهای که کادر آن میان دانشآموزان تفاوتی قائل نمیشوند، به دانشآموزان ارزش برابری انسانها را میآموزد و آنان را متوجه این نکته میکنند که ارزش هر انسانی، در گوهر وجودی او نهفته است، یا معلمی که به انجام وظایف خود در زمان مقرر اهمیتی نمیدهد، این معلم به طور ناخودآگاه جنبة بیتعهدی و بینظمی را ترویج میکند، یا نوع برخورد و روابط حاکم در مدرسه و کلاس درس، میتواند استبدادی یا آزادمنشانه باشد.

آنچه که در مدرسه به طور آگاهانه انجام میگیرد (جهت تربیت اخلاقی و ارزشی) به یادگیریهای برنامهریزیشده و هدفمند و عاملانه در برنامههای درسی اشاره دارد. به این ترتیب، فرد و محیط بر یکدیگر تأثیر متقابل دارند.»20 بنابراین، نقش محیط و فضا را در تربیت به طور عام، و در تربیت اخلاقی به طور خاص، نمیتوان منکر شد. بنابراین، آدمی حق دارد در تثبیت جنبههای انگیزشی، شناختی و عاطفی خود از روش تربیتی خودمهاری استفاده کند.

بنابراین، اگر یکی از تجارب تربیتی فراگیران، تربیت اخلاقی بود، نباید از نقش مدرسه و آنچه که در این فضا میگذرد، غافل شد. یکی از خصوصیات طبیعی انسان این است که از مشاهدة رفتار دیگران بیشتر تأثیر میپذیرد تا از گفتار آنها. به نظر می رسد که در میان اندیشمندان غربی اخلاق بیشتر به حوزه های اجتماعی یعنی رابطه فرد با دیگران ناظر است. از اینجا تفاوتی بین کارهای اخلاقی با مقررات اجتماعی و احکام حقوقی روشن میشود. و آیا مردن به حالتی نمی گوییم که تن و روح از یکدیگر جدا می گردند و هر کدام تنها و جدا از دیگری می ماند؟

نکته مهم دیگری که عابدینی در تربیت جنسی کودک در دوران تمیز توصیه می کند آن که والدین باید بستر خواب خود و همچنین فرزندان را از یکدیگر جدا کنند. همچنین برنامة درسی تربیت اخلاقی، یکی از مهمترین ابزارهایی باشد که به وسیله آن میتوان در جهت دستیابی به ابعاد مختلف تربیت اخلاقی گام برداشت. در پایان این بحث، به این نکته مهم اشاره میکنیم که یکی از اصول مؤثر در ایجاد انگیزه، توجه به روحیه و حس فعال بودن، کنجکاو بودن و نوآور بودن کودک است. از این اصل میتوان چنین نتیجه گرفت که تعلیم و تربیت باید کار خود را با فعالیتهای خودجوش دانشآموزان آغاز کند.فرایند تدریس «معلممحوری» باید جای خود را فرایند «تعاملی بودن» عوض کند.

دیدگاهتان را بنویسید