شعر انگیزشی از چارلز چارلز بوکوفسکی – خودساخته

شما می توانید در این قسمت اشعار زیبا و احساسی عاشقانه را مطالعه نموده و برای همسر، عشق و بهترین دوستتان بخوانید و لذت ببرید. در ادامه شعر ایرج میرزا در مورد زن را بخوانید . شعر با تغزل شروع می شود و اینکه شاعر از کنار آن عبود می کند. سهراب در آخرین مجموعه خود، از حال و هوای شعرهای قبیل، همچنین از ذهن و زبان آن ها فاصله می گیرد و به بیان تجریدی عوالم شاعرانه روی می آورد. از آنجا که این مجموعه برعکس دو مجموعه قبلی بصورت منظومه نبوده و شامل چند شعر جداگانه است.

تصاویر، پیچیدگی زیادی پیدا می کنند و حرف های شاعر در میان انبوهی از بازی های زبانی و معنوی، به ابهام گویی می رسد و به همین علت است که از آن تحرک و سبز زندگی مجموعه های قبلی در این اشعار اثری نیست. در ادامه مجموعه سهراب اشاره ای دیگر به زن و عشق دارد. سهراب در شعر ندای آغاز نیز به فروغ اشاره می کند. شعر بعدی سهراب در این مجموعه «دوست» است که مرثیه ای برای فروغ فرخزاد است. سهراب سپهری و فروغ فرخزاد علاوه بر زبان و محتوای اشعار در فکر و اندیشه نیز با یکدیگر قرابت فراوانی داشتند و این موجب شده بود تا بین شاعران آن دهه ها این دو نزدیکی فکری بیشتری با هم داشته باشند.

در اسطوره های آریایی، انگور نماد باروری و زایش بوده است و از این جهت به زن تشبیه شده است و این که صفت اصلی زن باید باروری و زایش (فکری و مادی) باشد، نکته جالب در این سطر تقابل مرد و زن با یکدیگر در اسم و صفت است یعنی اساطیر در سطر اول در مقابل سرشاری خوشه انگور در سطر دوم قرار گرفته است و سهراب هر دو را به اندازه برابر برای نوع بشر لازم دانسته است. همان اندازه هم می تواند نماد واقعی عشق الهی باشد که با وجود او جهان وآفرینش وهستی ادامه می یابد .

بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است. شعرهای عارفانه عاشقانه این شاعر بزرگ از اهمیت خاصی برخوردارند. به همین علت درصد شعرهای عاشقانه، به شدت کاهش پیدا کرده و شعرها بیشتر در خدمت بیان پیچیدگی های عرفانی ذهن شاعرند. و به نظر می رسد سهراب به کسب بسیاری دیگر این تعادل را رعایت کرده است. و اصولاً به نظر می رسد کشیده شدن بحث مسافر و میزبان به واژه عشق نیز از این نگاه به طبیعت آغاز شده است.

در این میان مسافر به سیب های روی میز نگاه می کند و میوه ها را با صفت «قشنگ» وضف می کند که میزبان می پرسد «قشنگ یعنی چه؟ منظومه بلند مسافر در میان مجموعه های سهراب جایگاه ارزنده ای دارد. پل الوار از شاعران برجسته در دنیای ادبیات فرانسه است که مجموعه “جانوران و آدمیزادگانشان” و “نیازهای زندگی و نتایج رویاها” از جمله آثار معروف او در سبک سوررئالیسم است و آنها را میتوان در لیست پرفروشترینها قرار داد. شاید بتوان این شعر را یکی از برجسته ترین شعرهای عاشقانه سهراب خواند. احمدرضا احمدی از شاعران برجسته ایرانی است که میتوان او را بنیانگذار سبک موج نو در دهه ۴۰ بشمار آورد.

«و شاعران بزرگ – به برگ های مهاجر نماز می بردند.» در پی بیان این واقعیت است که زنان فاحشه که در زندگی تیره و تاریک خویش غرقند، در پی حقیقت بودند ولی شاعران که وارثان خرد و روشن اند، به زمین سجده می کردند – سهراب در ادامه این شعر به یک اسطوره آریایی، ایرانی اشاره می کند و آن نیز اسطوره تولد موعود است. این سطر نیز تلمیحی دیگر به اسطوره های ایرانی آریایی دارد.

سیمین بهبهانی را به خاطر سرودن غزل های بی نظیر فارسی اش، به نیمای غزل ایران می شناسند. معنی شعر: مولانا در این غزل با مریدان خود سخن میگوید. قدر یقین است که سهراب به این معنی توجه داشته، عبارات و تعابیری نظیر «عافیت نور»، «سجود سبز محبت»، «خوشه بشارت» و «وضوح کبوتران» و «حوصله نورها» تعابیر مسیحی است. زمانی که حافظ همدم قدرتمندان و صاحبان جاه مقام است ضمن نگاهی کوتاه به زیبایی، آرزوها و انتظار بیهوده از جنس لطیف را مطرح می کند.

در ادبیات فارسی، تکبیتها، دو بیتیها و رباعیها در دسته اشعار کوتاه قرار میگیرند، در حقیقت شعر کوتاه ادبی را شاعر برای بیان مفاهیم عمیق ادبی استفاده میکند. بنابراین در میان معماران اصلی شعر انقلاب اسلامی قطعا باید نام بلند نصرالله مردانی را قرار داد. شعر انگیزشی و انرژی مثبت در روحیه ی همه ی افراد میتواند تاثیرات مثبت بگذارد. این بخش اول کار ما بود و به زودی اشعار انگیزشی انگلیسی که به فارسی ترجمه کردیم رو تقدیم شما میکنیم تا حسابی خوشنود گشته و برای ما اسفند دود کنید. زرتشتیان اعتقاد دارند که در هزاره آخر جهان، دوشیزه ای در آب دریاچه هامون که مقدس است، تن خواهد شست و بر اثر این شست و شو از آب دریاچه باردار گشته و فرزندش موعود دین زرتشتی (سوشیانت) خواهد بود که با اهریمن به جن پرداخته و بدی را محو می کند.

و لحن آب و زمین را چه خوب می فهمید. از پی تدبیر می رود. دست مـا در کف این رود بـه دنبال چـه می گردد؟ همیشه در ذهن داشته باشید زندگی را شاید بتوان به یک بازی تشبیه کرد که گاهی اوقات مراحل آن را با مهارت بالا طی میکنیم و برنده این بازی می شویم. و در انتها نتیجه می گیرد که عاشق تنهاست و حالا که تنهاست باید دم را غنیمت شمرده و همراه ثانیه (وقت) زندگی را در اکنون طی کند.

البته در برخی نقاط مثنوی وغزلیات شمس مولوی زن را چیزی شبیه سوزن عیسی می داند که جلوی پیشرفت معنوی او را می گیرد واین به دلیل دنیا خواهی زن است . سراغش را که می گیرد؟ ترا به گرمی یک سیب می کند مأنوس. ترا در سرآغاز یک باغ خواهم نشانید. ترا ای کهن بوم و بر دوست دارم. در طول این سفر شاعر به زن، عشق و تغزل نیز بر می خورد و در آنجا نیز می بینیم که همان بینش عمیق انسان شناسی شاعر حکمفرماست و عشق و زن نیز حتی در جایی که بی پروا بیان می شوند در پوششی از راز و ایهام می مانند.

سفر به روشنی اهتزاز خلوت اشیاست. و غم اشاره محوی به رد دحدت اشیاست. در پایان شعر هم «سیب» اشاره به میوه ممنوعه دارد و مطابق روایت کتاب مقدس، نخست حوا از این میوه می خورد. صدای خالص اکسیر می دهد این نوش. صدای چیدن یک خوشه را به گوش شنیدیم. برای چیدن یک خوشه بشارت رفت. از جمله کبوتر حامل روح القدس است و بشارت ناظر بر انجیل (خبر خوش) است.

مردانی بیشترین تاثیر را بر شاعران همنسل و همعصر خویش گذاشت. مولانا، از شاعران نامی ایران زمین است که اشعار زیبایی در مورد عشق سروده است. بعد از درگذشت نابهنگام فروغ، اکثر شاعران بزرگ برای او مرثیه هایی ساختند که از این میان شعر سهراب دارای ویژگی های منحصر به فردی است. من از کدام طرف می رسم به سطح بزرگ؟ «من» شعر به داشته ها اشاره می کند و در این راه لازم می داند به تمام قوانین طبیعی و غریزی اشاره کند. زن ها عامل تمام جنگ های جهانند… به خاطر فیزیک کودکانه و شکننده، نحوه خاص سخن گفتن، سادگی و خلوص رفتار و طنز تلخی که داشت، او را به عنوان بازیگر نقش های خاص انتخاب می کردند.

دیدگاهتان را بنویسید