عنوان مقاله: روابط ایران و چین در عهد باستان)

مذهب مانی نیز همانند مذهب زردشت در چنین نفوذ کرد.بر طبق نقل یعقوبی، “شاپور فقط دت سال کیش مانی داشت.پس از آن مانی از کشور ایران اخراج و قریب ده سال در ممالک آسیای مرکزی سرگردان بود تا هند و چین نیز رفته است (88) “.و به استناد جلد 39 کتاب قدیمی چین”فو-تسو-جین”یعنی کتاب دینی، به دربار تانگ آمده است (89) . پایهی روابط پایدار چین ـ ایالاتمتحده گذاشته شده است (اشاره به مناسبات سال 1972 میلادی)؛ اینک ما باید برای تقویت آن بکوشیم. تلاشهای چینیها برای شکل دادن به نظم نوین اقتصادی، را میتوان در سیاستهای اعمالی آن برای تأسیس صندوق 32 میلیارد دلاری برای سرعت بخشیدن به احداث جاده ابریشم در آسیای مرکزی و ایجاد بانک آسیایی جهت سرمایهگذاری در زیرساختها در این منطقه نیز مشاهده کرد. پس بهتر است چینیها آنها را از ما بگیرند تا ما هم بتوانیم از عواید آن سود ببریم. این سفرهای متعدد به نفوذ مستقیم استراتژیستهای آمریکایی در دستگاه تصمیمسازی چین منجر میشود؛ بهگونهای که مسئولان دولتی چین دستور کار و گزارش عملکردشان را در نسبت با نظرات آنها تنظیم میکردند.

تسلط رو به فزونی مسئولان محلی بر منابع، آنها را به ادامه اصلاحات تشویق میکرد و باعث جذب سرمایهگذاریهای لازم برای بهبود فرآیند رشد میشد. در این گزارش توصیه شده است که برنامهریزی برای سوسیالیسم باید اقتصاد آزاد را در بر بگیرد نه اینکه مانع رشد آن بشود. با وجود اینکه مردم نمی توانند کلیه این کلمات را بشناسند ، اما از طریق یک هزار کلمه مذکور ، مردم تقریبا می توانند با اوضاع سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی سلسله ” شانگ ” آشنا شوند . در حالی که دومین اقتصاد بزرگ جهان (چین) با قدرت از بحران مالی ناشی از شیوع ویروس کرونا خارج می شود، این کشور، بیشترین رشد اقتصادی دوران پساکرونا معادل ۳/ ۱۸ درصد را در سه ماهه اول ۲۰۲۱ ثبت کرده است. همچنین، درگیر شدن روسیه در بحران اوکراین نیز شرایط را برای نزدیک شدن بیش از پیش چین به کشورهای آسیای مرکزی به عنوان حیاط خلوت روسیه و بهرهبرداری اقتصادی از این موضوع برای پکن به وجود آورده است. »ی اقتصادی طی شود.

در طی این هفت سفر دریایی جِنگ هه به بیش از سی کشور از جمله جزایر سوماترا و جاوا در اندونزی، کشورهای عرب و کوژیکوده در هندوستان سفر کرد. از زمان جان مینارد کینز همهی کشورها، از جمله کشورهای کاپیتالیستی درجاتی از مداخلهی دولت را در برنامهریزیها و فعالیتهای اقتصادی خود تجربه کردهاند، مثل ایالاتمتحده و کرهی جنوبی. با این حال، چین در تلاشهایش برای قرار دادن خود به عنوان بازیگر برجسته امنیتی منطقه، نقشی که مدتها توسط ایالات متحده ایفا میشده است، کمتر موفق بوده است. نقش دولت است که به طور کلی نقش بسیار مثبتی در آغاز اصلاحات در بخش های مختلف ایفا کرد. انقلاب چهارم چین که گذار از کمونیسمِ رادیکال را به نظام اقتصادی «بازار آزادْ» مبتنی بر ایدئولوژی «لیبرالیسم اقتصادی» هدف قرار داده بود، از اواخر دورهی نخستوزیری چو ئنلای با ایجاد رابطه با آمریکا آغاز شد و در زمان رهبری دنگ شیائوپینگ به نتیجهی مطلوب خود رسید؛ نتیجهای که خروج چین از انزوا، گشایش درهای اقتصاد کشور و پیوستن آن به جامعهی جهانیِ لیبرالیسم، و صرفنظر از آرمانهای ضد امپریالیستیِ چپ را در پی داشت.

ما به تدریج به فعالیت خود در چین خاتمه میدهیم که رویکرد مناسبی است. آمارهای اخیر نشان میدهد که این کشور با کاهش 1.5 میلیون نفری جمعیت خود مواجه بوده و پیشبینی میشود تا سال 2060 میلادی جمعیت این کشور با کاهش 19 درصدی به 66 میلیون نفر برسد. شی در یک سخنرانی اکتبر 2021 اظهار داشت: “وظیفه تاریخی اتحاد مجدد کامل سرزمین مادری باید انجام شود و قطعا محقق خواهد شد.” تاکید بر حاکمیت بر سرزمینهایی که مدتها مورد مناقشه قرار گرفتهاند – بهویژه آنهایی که پکن آن را منافع اصلی خود میخواند: هنگ کنگ، دریای چین جنوبی و تایوان (که اولویت شماره یک شی است). به گزارش اقتصادنیوز، دولت جو بایدن، رئیسجمهوری آمریکا بارها چین را به عنوان «مهمترین چالش سیاست خارجی ایالات متحده» معرفی کرده است؛ لوید آستین، وزیر دفاع آمریکا از چین به عنوان «اولویت اصلی پنتاگون» یاد کرده، آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه، چین را «بزرگترین آزمون ژئوپلیتیکی» قرن بیست و یکم توصیف کرده، و خود پرزیدنت بایدن اعلام کرد که یک «رقابت شدید» بین واشنگتن و پکن را متصور است. این گسترش روابط بین دو کشور و توسعهی اقتصادی چین در ادبیات سیاستمداران غربی همان اجرای «سیاست درهای باز» است؛ اما «سیاست درهای باز» به چه معنی است و با هدایت و خواست رهبران چین مبتنی بر چه چهارچوبی اجرا شده است؟

دیدگاهتان را بنویسید