فرق بین جایگاه چین و آمریکا در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران – چه فرقی

برخی از این تولیدات از سوی چین شامل جنگافزارهای نظامی هستند. این اثر که در قالب دو بخش و نه فصل تدوین شده در ادامه نخستین کار پژوهشی نویسندگان با عنوان پیامدهای استراتژیک نیازهای انرژی چین1قرار دارد که تحولات گسترده در سیاست و اقتصاد چین طی کمتر از یک دهه آنها را وادار کرده تا در برخی یافتههای خود مجددا تدقیق کرده و برخی دیگر را با شواهد جدید تأیید کنند. روابط اقتصادی و تجاری چین نیز با دنیا سطوح مختلفی دارد و بسته به توانمندی کشورهای مختلف، پکن با هر کشور در یک سطح خاص رابطه اقتصادی برقرار کرده است. به گفته او، “قطعاً توسعه روابط تجاری مورد توجه ویژه قرار خواهد گرفت.” پوتین گفت: فرصت زیادی وجود دارد، زیرا کشورهای ما منابع مالی، صنعتی، فناوری و انسانی قابل توجهی دارند که به ما امکان میدهد با موفقیت مسائل توسعه بلندمدت را حل کنیم. این نشست با یک روز تاخیر به دلیل ابتلای یکی از اعضای هیأت اتحادیه اروپا به کرونا در روز پنجشنبه ۲۶ فروردین برگزار و مقرر شد که نشستهای کارشناسی به کار خود ادامه دهند. این مقاله در تلاش است با استفاده از مطالعه کتابخانه ای به بررسی تاریخ روابط، سیاست ها و اهداف جمهوری خلق چین در قاره آفریقا بپردازد و چگونگی تدوین راهبردها و اجرای سیاست های یک کشور را در روابط خارجی نسبت به آفریقا نشان دهد.

این مقطع را می توان نقطه عطف روابط چین و قاره آفریقا یاد کرد که همزمانی آن با سیاست های گشایش اقتصادی و تعدیل سیاست های ایدئولوژیک و پایان جنگ سرد، باعث گردید تا چین با تدوین سیاست ها و راهبردها بتواند از فضای جدید بهره برد و اهداف اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خود را در این قاره پیاده نماید و با استفاده از آرای کشورهای آفریقایی و دیگر کشورهای جنوب در جهت تقویت جایگاه خود در نظام بین الملل گام بردارد، به طوری که اکنون روابط استراتژیک بین چین و قاره آفریقا برقرار شده است و جمهوری خلق چین این نوع روابط را طولانی مدت و با هدف نتایج گسترده در روابط خارجی خود در نظر گرفته است. حضور شدید پکن در این عرصه و فعالیت روزافزون آن در افریقا پرسشهای مهمی درباره ماهیت حضور چین در این قاره و یا به بیان دیگر چه کسی، به چه چیزی و چگونه دست مییابد مطرح میکند. به گزارش ایسنا، “فیث مابرا” محقق ارشد موسسه گفتوگوی جهانی اندیشکده سیاست خارجی در پرتوریا، پایتخت آفریقای جنوبی به خبرگزاری آناتولی گفت که این اقدام، عزم چین برای مشارکت در نقش استراتژیکتر به عنوان یک بازیگر امنیتی در قاره سیاه، استفاده از تجربیاتش در مدیریت درگیریها، تکیه بر حفظ صلح چندجانبه و میانجیگری در امور منطقه را تایید میکند.

وانگ یی، وزیر امور خارجه چین در سفر خود به منطقه در اوایل سال جاری میلادی اعلام کرد پکن یک نماینده ویژه برای شاخ آفریقا منصوب خواهد کرد. تعیین یک نماینده ویژه از سوی وزیر خارجه چین برای شاخ آفریقا در ژانویه سال جاری میلادی درست در زمان حساسی اتفاق افتاد که نماینده آمریکا در شاخ آفریقا برای حل درگیری یک ساله در اتیوپی به این کشور میرفت. یکی از اثراتِ جانبی سیاست فشارِ حداکثری (Maximum Pressure) این بود که بنگاه های اقتصادی و بانک ها به خاطرِ ممانعت از خدشه دار شدن اعتبار اقتصادی (Reputation) خود نزد وزارت خزانه داری آمریکا، حاضر به تعامل با ایران نبودند. وی ادامه داد: شرکای دیرینه و قدیمی آفریقا شامل اروپا و آمریکا نگران گسترش و پیشرویهای چین در آفریقا و افزایش تمایل کشورهای آفریقایی برای تعامل و تجارت بیشتر با چین هستند. در برداشت نخست، بخشی از انرژی غرب را به شرق اروپا معطوف کرده و از تمرکز بر شرق آسیا کاسته است، نیاز به میانجیگری چین را افزایش داده، روسیه را به چین وابسته کرده و می تواند به تضعیف روسیه و اروپایی ها منجر شود. گزارش کمیسیون جمعیت و برنامه ریزی تنظیم خانواده دولتی چین نتیجه گیری کرده است که کشور ممکن است در سال ۲۰۲۰ میلادی حدود ۳۰ میلیون مرد بیش از زن در سن ازدواج داشته باشد و هشدار داده است که این نتیجه می تواند به بی ثباتی اجتماعی بینجامد.

از طرف دیگر، تا آن زمان چنین تحقیری از طرف دولتی نسبت به آمریکا سابقه نداشت. در سال ۱۸۹۹ “جان هی” وزیر امور خارجه آمریکا در زمان رئیس جمهور “ویلیام مک کینلی”یک سیاست درهای باز برای چین و برای همه کشورها پیشنهاد کرد که بعداً آن را “توجه به درهای باز” نامید. وزیر امور خارجه چین نیز با بیان این که خروج یکجانبه آمریکا موجب خسارات و تعدی به حقوق مشروع ایران شده، تاکید کرد: «همکاری و رایزنیها در جریان مذاکرات وین و ارائه مطالبات منطقی و پیشنهادات اصلاحی طرف ایرانی مورد حمایت چین قرار دارد». آنها استدلال میکنند که دولت سودان به دلیل حمایت چین، همچنان به نسلکشی در منطقه دارفور ادامه میدهد و از این طریق رژیم موگابه ضمن حفظ بقای خود به نقض حقوق بشر در این کشور میپردازد. به اعتقاد منتقدان چین به دنبال سیاستهای سوداگرانه در این منطقه برای کسب منافع صرفاً اقتصادی است و توجهی به اثرات این سیاست بر انسانها یا محیطزیست ندارد. البته رشد اقتصادی سریع صدمات قابل توجهی را به محیط زیست و منابع چین وارد کردهاست و موجب جابجاییهای اجتماعی گستردهای شدهاست.

دیدگاهتان را بنویسید