فلسفه ازدواج در اسلام و مسیحیت

برخلاف غزالی که حکمت بحثی و حکما را تکفیر کرده بود، او فورا جبران کرد و باعث شد که غزالی در ایران راه پیدا نکند! درون غار را خیلی خوب دزست کرده است و با معلومات بسیار عمیق و درستی که دارد، سعی کرده است که همه چیز را رفو کند! حکمت با عرفان و دین از قدیم در نزد ما خیلی ربط پیدا کرده است. آقای دکتر اردکانی جامعیتی دارد که در فلسفه قدیم یونان و جدید و امروزی، تا حدی به فلسفه فارابی و اسلامی وارد است.

تذکر این نکته خالی از فایده نیست که اسلام با بیان اهداف تعریف شده برای ازدواج، مسلمانان را از برخی اهداف نابجا و ناپسند برحذر میدارد و سخت هشدار میدهد که مبادا برای رسیدن به اهدافی غیر از آنچه بیان شد یا به غرض نیل به اهدافی که با فلسفه و جایگاه ازدواج در تعارض است، به سراغ ازدواج بروند. کاتولیکها میگویند: بدون بهرهمندی از این شعائر، نجات برای هیچکسی ممکن نیست و برای رسیدن انسان به نجات و رستگاری تشریع شدهاند؛ ولی پروتستانها تأثیر این شعائر را در حد به نمایش در آوردن رستگاری و نجات میدانند یا آنها را در صحه گذاردن بر نجات و رستگاری موثر میدانند و عامل اصلی را ارادهی خداوند میشمارند.

در ابتدا لازم به یادآوری است که پرورش نسل پاک و برخوردار از طهارت، هدف مستقیم ازدواج است و برای رسیدن به آن، ازدواج تنها راه است تا در پرتو عقدی شرعی، نسلی پاک و سالم تولید شود؛ لذا این هدف جزء اهداف مستقیم ازدواج بیان میشود. يكي از ثمرات بزرگ ازدواج وجود فرزند و بقاي نسل آدمي است. استادان بسیار خوبی به انجمن دعوت شدند، یکی از آنها ایزوتسو بود که از وجود ایشان خیلی استفاده کردیم. کسی است که سعی کرده است «ایدهآلیست دکارتی» را از بین ببرد، تمام مسائل فلسفه جدید غرب و نیز خیلی از فلاسفه را به درستی نقد کرده است.

این بحث در بین فلاسفه تحلیلی با بررسی و موشکافی زبان، معنا و تأمل در مفاهیم به طور ویژه جریان دارد. اول به پاسخ اين پرسش از نظر فلاسفه اسلامى مىپردازيم و قبل از هر چيز ريشه لغوى اين كلمه را مورد بحث قرار مىدهيم. آن جناب مىفرمودند: هر كه مىخواهد از سنت من پيروى كند، بداند كه ازدواج سنت من است. این شناختها گاهی بدیهی و بینیاز از تبیین و اکتساب است و در این صورت مشکلی وجود نخواهد داشت، ولی گاهی این شناختها بدیهی نیست و احتیاج به بیان و اثبات دارد؛ مثلاً ممکن است وجود موضوعی (مانند روح انسان) مورد تردید واقع گردد و احتمال داده شود که امری موهوم و غیرحقیقی باشد، در این صورت باید وجود حقیقی آن را اثبات کرد.

نکته مهم در فلسفه اخلاقی اسلامی این است که نظریات مختلف در فلسفه اخلاق اسلامی تضاد صدرصد ندارند (البته به جز دیدگاه اشاعره که اساساً عقلی نیست) و نظریه فیلسوفان و اندیشهوران مسلمان در باب اخلاق ودر بخش کلیت و رابطه هست و نیست و نظام اخلاقی اختلاف ندارند؛ بلکه در باب مفاد باید و نباید و ادراکات عقل عملی و نظری و رابطه باید و نباید ها و واقع، اختلافاهایی وجود دارد که به بحث کلیت و اصل رابطه بین باید و نبایدها و واقع و نظام اخلاقی ضربه نمیزند؛ زیرا چنانکه گذشت، در نظریه اعتباریات علامه طباطبایی نیز اخلاق و گزارههای اخلاقی ناظر به واقع هستند.

مهمترین دلیل الزام حجاب در حکومت اسلامی امر به معروف و نهی از منکر است که در ضرورت و وجوب آن بحثی نیست و سه مرحله انکار قلبی، تذکر زبانی و استفاده از قدرت برای آن شمرده است که نشان میدهد در اسلام استفاده از اجبار در حکم شرعی جایز است، البته در صورت شرایط و حفظ حدود. ارسطو از چند نوع نظام سیاسى سخن مى راند و در میان آن ها، نظام «دموکراسى» را، که در آن شهروندان آزاد، داراى حق مالکیت هستند و به اتخاذ تصمیم سیاسى مبادرت مىورزند، به عنوان نظام سیاسى مطلوب معرفى مى کند. ارسطو فیلسوف مشهور یونانی معتقد است که فلسفه زندگی به انسان کمک می کند تا به اوج کمال نایل آید و به سعادت که از طریق نیل به عالم معقولات حاصل می شود ،دست بیابد .پس فلسفه نه فقط از لحاظ فواید آن مورد توجه است بلکه فی نفسه نیز مطلوب است و از آن نمیتوانصرفنظرکرد.

درهمانحال ممکن است که در آن تقصیر داشته باشد و یا مزایایی برای او داشته باشد. او اعتقاد داشت که غربزدگی در ایران وجود داشت، بعضیها از این سخن خوششان نمیآید. تقويت ايمان و اعتقاد ميتواند ضامن حفظ هويت و شخصيت زن باشد. چون هایدگر اصلا عارف نیست، آدمی است که به خدا و به آخرت اعتقاد ندارد و حتی یک مورد هم اسم خداوند را جایی ذکر نمیکند، چنین آدمی عارف نیست، البته فیلسوف بزرگی است. البته روشن است که در پرتو ازدواج یکی از نیازها و غرایز مهم انسان (غریزه جنسی) تأمین و به روشی درست ارضا میشود.

و پاسخ صحیح را از علم بگیرم.فرد دیگری مدعی میشود که خیر، پاسخ درست را باید از فالگیری بگیریم. چارلي چاپلين: دخترم هیچکس و هیچ چیز دیگر را در این جهان نمی توان یافت که شایسته آن باشد که دختری ناخن پای خود را به خاطر آن عریان کند، برهنگی بیماری عصر ماست، به گمان من تن عریان تو باید از آن کسی باشد که روح عریانش از آن توست.

ما باید در رابطه با احکام الهی و عبادات مذهبی، اصل را بر عبودیت و بندگی گذاشته و بدون چون و چرا اطاعت کنیم. ما درسهای سطح را در دانشگاه و درسهای خارج را در انجمن میخواندیم. ولی در خلق انجمن فلسفه سهمی داشته است. ولی خوب به هر صورت یک سری عقاید درستی هم داشت. در همین حال ، او تجربیات خود را در مورد تمرین ارواقی توصیف می کند و توصیه های ارزنده ای را برای هر کسی که مایل است با پیروی از پله های این فیلسوفان باستانی ، بهتر زندگی کند ، ارائه می دهد. اما مثل کسی که تشنه بوده است، شاید این مثال بد نباشد که بعضیها 1 یا 2 متری کندهاند به آب رسیدهاند ولی ایشان صد متر هم کنده و به آب نرسیده است!

ولی عقل در قرآن جامع هر دو بوده است و این عقل کلی قلب است، «افلم یکن لهم قلوب یعقلون بها» آیا اینها دل ندارند؟ هر کدام از این استادان در زمینهای زحمت کشیدهاند. ایشان شخصیت کارکرده و با تجربهای است، انصافا در نشر دانشگاهی خیلی کار کرد و خیلی هم زحمت کشید. تخصص آقای دکتر دادبه در کلام و ادبیات است، در مسائل کلامی بسیار کار کرده، خیلی وارد است. وقتی که با همدیگر همخانه شدیم، من به ایشان گفتم یک شرطی دارم و آن این است که -چون شما به کشور ما آمدهاید که با فرهنگ ما آشنا بشوید-، در این خانه اصلا انگلیسی صحبت نکنیم.

پس خیر شامل او مستلزم آن است که همیشگی باشد. متفکر به معنای واقعی است، به مسائل روز دنیا -بهخصوص کتابها و آثاری که در فرانسه به چاپ میرسد- آگاهی دارد و برای انجمن فلسفه خیلی زحمت کشیده است، ایشان از ما بزرگتر بود و ما او را برادر بزرگ میدانستیم. ایشان سعی داشت که هایدگر را خیلی عارف جلوه بدهد که من در این مورد با ایشان موافق نبودم و در حال حاضر نیز موافق نیستم.

شما ملاصدرا را یک عارف میدانید؟ با شناخت فلسفه حجاب از نظر اسلام معلوم شد که هیچ یک از مواردی را که روشن فکران به عنوان عامل پیدایش حجاب بیان داشته اند، با روح اسلام سازگار نیست و با فلسفه حجاب از دیدگاه اسلام منافات دارد. به گفته او برای یک فیلسوف واقعی آسان است که در آرامش بمیرد. با افلاطون به این خاطر اینکه گفته است، بیرون غار، مخالف است. این عقلی است که در مدرسه و دانشگاه میخوانند.

روزی مرحوم آشتیانی -خدایش رحمت کناد- جلو در دانشگاه تهران من را دید، چاپ سنگی کتاب «نقدالنصوص» را به من داد و گفت به آقای چیتیک بگو نسخههای این کتاب را پیدا و را تصحیح کن. ایشان هم همین کار را انجام داد و به ترکیه رفت و تمام نسخ خطی و حتی نسخههایی که با خط و امضاء خود جامی بود را پیدا کرد. در این روش، فیلسوف در اطراف موضوع مورد بحث پرسشهایی مطرح می کند و می کوشد که از راه سوال و جواب، تمام جنبه های موضوع را روشن کند و به حقیقت نائل شود.

بهعبارتدیگر، موضوع آن نه اخلاق و رفتار مورد قبول قوم یا دین خاصی است و نه افعال اختیاری آدمی، بلكه موضوع این بخش از مطالعات اخلاقی، همان جملات و گزارههایی است كه در اخلاق هنجاری عرضه میشوند. عقل جزئی اینجا است، عشق در آن جایی ندارد، چهطور میتواند عشق را تصور بکند! او بین عقل جزئی و عقل کلی فرق میگذارد. فردید شخصیت جالبی بود، کسانی که مطالبی را در مورد ایشان بیان میکنند، همه جوانب شخصیت او را ندیدند، بیرون و ظاهر رفتار ایشان را دیدهاند! که در این مورد خیلی مهم و کارگشا است. ایشان و محقق داماد به عنوان مشاوران ما، برای انجمن ما خیلی زحمت کشیدهاند.

دیدگاهتان را بنویسید