فلسفه :: بسم الله الرحمن الرحیم ؛ «فقه جامع نظام ولایی

به نظر میرسد تعبیر «فلسفه اسلامی» اصطلاحی متاخر و برساخته مستشرقان است و خود مسلمانان از اصطلاحاتی چون «فلسفه» (معرب واژه یونانی فیلوسوفس) و «حكمت» یا «حكمت الهی» استفاده میكردند؛ نزد ایشان فلسفه یا حكمت به عنوان معرفت به مبادی امور و كوشش در جهت احوال «موجود بما هو موجود» است و اسلامی و غیراسلامی هم ندارد. فلاطوری «با الهام از پرسشهای هایدگر و مكتب او درباره فلسفه یونانی» به مفاهیمی بنیادین چون زمان، جنبندگی، شدن، وجود(Sein) و آگاهی علمی میپردازد كه ساختار اندیشه بدانها وابسته است و در درون سنت فلسفی اسلامی به گونهای متفاوت از آنچه در فلسفه یونانی و به طور كلی فلسفه غربی معمول است به كار گرفته شدهاند.

با پایان عصر ترجمه چنانكه دیمیتری گوتاس در كتاب «اندیشه یونانی، فرهنگ اسلامی(عربی) نشان میدهد به نظر میرسد مسلمانان آنچه را خواستند از یونانیان اخذ كردند و متناسب با دغدغهها و پرسشها و مسائل خود به اندیشهورزی روی آوردند. باورمندان به این دیدگاه، خود دو دسته میشوند، یك گروه كه معتقدند آنچه دستاورد یا میراث حكمی یا فلسفی در دوره اسلامی تلقی میشود، در اصل و بنیاد فلسفه به معنای كوشش عقلانی و خردورزانه و بدون مفروض برای حل مسائل متافیزیكی و معرفتی نیست و از آنجا كه بر پایه مفروضات دینی بنا نهاده شده و غایات و اهداف مشخصی هم دارد باید آن را الهیات (تئولوژی) یا كلام خواند.

از آن میان فلسفه از دو نظر جزء علوم اسلامی شمرده می شود:اولاً: برابر گفته برخی از بزرگان در کلمات پیشوایان دین بخصوص امیرمؤمنان و حضرت ثامن الائمه، ذخائر بی کران درباره الهیات بیان شده که عمیق ترین تفکرات فلسفی در آنها وجود دارد و مایه های اندیشه عقل و فلسفی را در جامعه اسلامی تأمین می کند. دباشی، حمید، «میرداماد و تأسیس مکتب اصفهان»، ترجمه: حسن فتحی، در: تاریخ فلسفه اسلامی، ج۳، زیر نظر سید حسین نصر و الیور لیمن، تهران، انتشارات حکمت، ۱۳۸۶ش. کرد فیروزجایی، یارعلی، حکمت مشاء، قم۷ انتشارات حکمت اسلامی، چاپ اول، ۱۳۹۳ش. معلمی، حسن، حکمت مشاء، قم، مرکز مدیریت حوزههای علمیه خواهران؛ نشر هاجر، چاپ اول، ۱۳۸۹ش.

مطهری، مرتضی، مجموعه آثار شهید مطهری، تهران، صدرا، چاپ چهاردهم، ۱۳۸۹ش. صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم، الشواهد الربوبیه فی المناهج السلوکیه، تصحیح، تعلیق و مقدمه سیدمصطفی محقق داماد، تهران، بنیاد حکمت اسلامی صدرا، چاپ اول، ۱۳۸۲ش. نویسنده شناخت و آگاهی عمیق و گسترده و دسته اولی از میراث فلسفی مسلمانان داشته، علوم اسلامی به ویژه قرآن و حدیث و روایات را به خوبی میشناخته و با فلسفه غربی به ویژه فلسفه آلمانی و بنیادهایش در فلسفه یونانی هم آشنایی داشته است. روند ترجمه متون فلسفی در عصر مامون عباسی (218-170 ه.ق.) اوج گرفت، چنانكه ماجد فخری، مینویسد:«مامون بزرگترین حامی فلسفه و علم در سراسر تاریخ پر نشیب و فراز اسلام بود».

به تدریج فیلسوفانی چون ابواسحاق كندی(256-185ه.ق.)، فارابی (339-259 ه.ق.) و ابنسینا (428-370 ه.ق.) پا به عرصه گذاشتند و در طول بیش از هزار و صد سال با فراز و نشیبهایی فراوان و ضمن تحمل مرارتها و دشواریهای زیاد، سنت معرفتی گرانسنگی را پی ریختند و بارور كردند كه هر طور نامیده شود، اهمیت و تاثیرش را نمیتوان انكار كرد. تنها تفاوت آن دو در ذكر دو جمله ساده يعنى اجراى صيغه است.در پاسخ باید گفت: آنها كه چنين مىگويند گويا اصلا از مفهوم ازدواج موقت آگاهى ندارند، زيرا ازدواج موقت تنها با گفتن دو جمله تمام نمىشود بلكه مقرراتى همانند ازدواج دائم دارد، يعنى چنان زنى در تمام مدت ازدواج موقت، منحصرا در اختيار اين مرد بايد باشد، و به هنگامى كه مدت پايان يافت بايد عده نگاه دارد، يعنى حد اقل چهل و پنج روز بايد از اقدام به هر گونه ازدواج با شخص ديگرى خوددارى كند، تا اگر از مرد اول باردار شده وضع او روشن گردد، حتى اگر با وسائل جلوگيرى اقدام به جلوگيرى از انعقاد نطفه كرده باز هم رعايت اين مدت واجب است، و اگر از او صاحب فرزندى شد بايد همانند فرزند ازدواج دائم مورد حمايت او قرار گيرد و تمام احكام فرزند بر او جارى خواهد شد، در حالى كه درفحشاء هيچ يك از اين شرائط و قيود وجود ندارد.

شاعر ، این جهت را به حساب بیوفایی دنیا می گذارد ، آری ، اگر تنها همین شخصی که اکنون نوبت اوست مقیاس باشد باید بیوفایی نامیده شود ، اما اگر حساب دیگران را هم که باید بیایند و دوره خود را طی کنند بکنیم نام عوض می شود و بجای بیوفایی باید بگوییم انصاف و عدالت و رعایت نوبت . اما در برابر دیدگاههای بالا، غیر از مستشرقان، مدافعان تعبیر «فلسفه اسلامی» (با گرایشهای مختلف) معتقدند، فلسفه یونانی در مواجهه با جهان فرهنگی اسلامی دچار تغییرات و دگرگونیهای اساسی شده و اصطلاحا تحت سیطره «روح فرهنگ و تمدن اسلامی» دچار دگردیسیهای اساسی شده به گونهای كه بالضروره و ناگزیر باید از فلسفه اسلامی یاد كرد چنانكه برای نمونه اواخر سده نوزدهم و اوایل سده بیستم میلادی، نوتوماس گرایان فرانسوی چون اتین ژیلسون و مدافعان مسیحیت از تعبیر «فلسفه مسیحی» یاد میكردند.

البته برخی معتقدند با پایان «عصر طلایی» تمدن و فرهنگ اسلامی و سیطره نگاههای افراطی به ویژه با ضربههای سهمگین منتقدانی چون امام محمد غزالی (505 -450ه.ق.) سنت فلسفی در جهان اسلام به حاشیه رانده شد و دستكم تا زمان اوجگیری مكتب اصفهان در عصر صفویه به غرب جهان اسلام مهاجرت كرد. اما حكمت متعالیه كه بنیانگذارش، صدرالدین محمد شیرازی یا همان صدرالمتالهین یا ملاصدرا(1045-979 ه.ق.) است، جمع دو رویكرد مشایی و اشراقی است یعنی جمع عقل و دل و عرفان و فلسفه و شهود و استدلال و حضور و حصول.

مهمترین مفهوم از دید فلاطوری «زمان» است، مفهومی كه به تعبیر آگوستین تا پیش از مداقه و تعریف به ظاهر بدیهیترین و آشناترین امور به نظر میرسد اما وقتی در پی چیستی آن برمیآییم، سخت مبهوت و حیران میشویم. البته گروهی هم معتقدند كه نظر به زبان عمده این آثار باید از «فلسفه عربی» یاد كرد چنانكه مثلا عنوان اصلی كتاب معروف حنا الفاخوری و خلیل الجر «تاریخ الفلسفه العربیه» است و در مقابل مثلا ایرانیان تاكید میكنند كه اگر بخواهیم به وجه قومی این سنت معرفتی تاكید كنیم باید آن را فلسفه ایرانی بخوانیم چون نامآورترین و اصلیترین چهرههای آن یعنی فارابی، ابنسینا، خواجهنصیر، شیخ اشراق، میرداماد، ملاصدرا، حاج ملاهادی سبزواری و علامه طباطبایی، ایرانی هستند و به دلیل سیطره زبان عربی به عنوان زبان غالب علمی، آثارشان را به این زبان مینوشتند ضمن آنكه در آثار برخی از آنها، رگهها و نشانههای مهمی از اندیشه ایرانی (یا به تعبیری ایرانشهری) و حكمت باستانی ایرانی مشهود است.

این زمان با هیچ درونمایهای پیوند ندارد و از این نظر یك «در كجا»یی تهی است، زمان مزبور یك پدیده واقعی كیهانی است كه چونان دیپر پدیدههای كیهانی به وسیله خدا خلق شده و از این نظر دارای هویت یا وجود خاص خویش است». گروهی معتقدند كه فلسفه چنانكه اشاره شد، علم یا معرفتی با موضوع و مسائل و روشهای مشخص است و چنانكه از ماهیت علم برمیآید، ربطی به یك فرهنگ یا دین یا سرزمین خاص ندارد. رحيم پور ازغدي: حجاب امري است مربوط به جامعه لذا قانون بردار است؛ در عرصه حقوقي زن و مرد داريم اما در عرصه عمومي نه زن داريم و نه مرد فقط انسان.

این نكته از این حیث مهم است كه از دید فلاطوری شكلگیری این سنت فلسفی، «به سود دین اسلام نبوده است» اما مهمتر از آن از دید او «چنین تعریفی از ماهیت فلسفه با خود زیانی بزرگ برای درك فلسفه و علم به طور كلی به همراه داشته است. نظریهای كه چنانكه در ابتدای سخن اشاره شد، اگر جدی گرفته شود، فراتر از فلسفه، پیامدهای بسیار مهم و دامنهداری در شیوه نگاه به فرهنگ و تمدن اسلامی، در ابعاد سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و حتی اقتصادی در بر خواهد داشت.

دیدگاهتان را بنویسید