فلسفه زندگی ؛ ایده های فلسفی یک پدربزرگ با تجربه

بنابراین دلائل خوبی برای این اندیشه وجود دارد که هیچ ناسازگاری و تعارض اساسی بین فعالیت عقل و فعالیت دین لااقل در اسلام وجود ندارد. ۲. موانع روانی: حالات روحی و احساساتی که مبتلایان به خود را از نوگرایی و نوآوری بازمیدارد، مانند خود کمبینی و خودسانسوری، عدم جرأت در شالودهشکنی و مشهوراتزدایی در فعالیت علمی، به نحو عام و در مباحث فلسفی، به طور خاص. در ادامه حیطه هایی از علوم و فلسفه های مضاف که سه فیلسوف مذکور در کتب فلسفی خود بدان پرداخته اند بررسی می شوند.

اذعان دارم که این مسأله از دیرباز، از گستردهترین چالشگاههای حکمت و معرفت بوده است، اما معالأسف حتا باورمندان به کارکرد گستره خرد در حیطه دین (اکثری گرایان) پژوهش درخور و جامعی را برای تبیین اطراف و اعماق مسأله صورت ندادهاند، آنچه از سلف به دست ما رسیده است تکنگاشتههایی است کم حجم یا گسترده نگاشتههایی است بیهندسه، غیرمنسجم و ناتمام. ۶. دستیابی به تقریرهای تازه از برخی مفاهیم فلسفی موجود، یا دسترسی به براهین جدید برای معارف و مدعیات فلسفی، علاوه بر آنچه که در متون و مباحث متعارف فلسفی آمده است.

این نگاه قالب و کلیشهای، الان مورد تردید قرار گرفته است و عده زیادی از مورخین فلسفه، قائل به یک نوع پیوستگی میان فلسفه جدید و فلسفه قرون وسطی قائل هستند. ابنسینا فیلسوفی است که مثل همه فیلسوفان، متکی بر یک سنتی موجود است که در آن سنت تصرف کرده و مسائل جدید و راهحلهای جدید ارایه کرده است و از این حیث میتوان او را یک فیلسوف بزرگ و درخور توجهی دانست. اما برای همین بخش کوچک موثر و تازه نیز فیلسوف تا حد زیادی متکی به اندیشههایی است که قبل از او مطرح شده است.

فیلسوف کسی است که در یک فضایی که مسائل فلسفی پیشاپیش در آن مطرح است، پرورش مییابد و به این مسائل فکر میکند. مباحث بسیاری در این کتاب مطرح می شود که در کتاب ها و مقالات دیگر نیس با زبانی فلسفی آمده و فیلسوفان دیگر درباره ی آن ها صحبت کرده و حتی یک جنبش بوم شناختی به نام جنبش بوم شناسی ژرف بر اساس دیدگاه های طبیعت گرانه ی او، که بخشی از آنها در فلسفه ی زندگی آمده، در کشورهای مختلف شکل گرفته است. حتی امکان دارد همه افکار او تازه نباشد و بخش کوچکی از اندیشههای او تازگی داشته باشد.

خلاصه اینکه ما باید این مفهوم را که فیلسوف، انسانی است که صبح از خواب بیدار میشود و افکار عمیقی به ذهنش میآید را از ذهنمان بیرون کنیم. برای بازنمایاندن آنچه باید در باب این بایستگی انجام پذیرد، در زیر، فهرستی را، هرچند فشرده اما ساختارمند و نسبتاً کامل، از مباحث ضروری در زمینهی کارکرد و کاربرد عقل در دینپژوهی و دینداری، تقدیم میدارم، روشن است. در این مجال هرچند کوتاه، به بیان و بررسی فشرده و فهرستوار سی بایستگی در سه زمینه فوق میپردازیم. اهمیت این موضوع از این حیث است که در تاریخ فلسفه، تصور رایج و شایع این بود که ما یک فلسفه قدیم داریم و بعد فردی به اسم دکارت (۱۶۵۰-۱۵۹۶م.) میآید و به کلی فلسفه جدیدی ایجاد میکند.

این نظریه دانش ذاتی بود که بعداً توسط فیلسوف تجربی جان لاک (1704-1632) مورد نقد قرار گرفت زیرا تجربه گرایی معتقد است که همه دانشها از طریق تجربه به دست میآید. ابنسینا در کنار ابن رشد، کسانی هستند که از طریق ترجمه آثارشان به لاتینی (در مورد ابن رشد گاهی ترجمه به عبری) در تحول فلسفی اروپا بسیار موثر بودند و نقش داشتند. فلسفه از طریق اثبات موضوعات علوم و سپس اثبات کارکردهایی در تحلیل و توصیف آن موضوع، ارتباط خود را با عینیت و نقش خود را در کارکردهای اجتماعی علوم حفظ می کند.

تقویت مبانی نظری علوم اسلامی و نیز علل و دلایل دیگر، بر بایستگی تأسیس فلسفههای مضاف، براساس دادههای حکمت اسلامی را مبرم میدارد. اما حداقل کارکردهای فلسفه اثبات مبادی تصدیقی و وجود موضوعات علوم و دفاع از عقاید دینی و فهم متون دینی است. ۵. مفهومسازیهای تازه و بسط دایره مسایل فلسفی و عقلی، از رهگذر استقراء و ارایه پارهای مباحث حکمی که وحی و سنت معصوم، بدانها پرداخته است اما تاکنون در فلسفه ما مغفول مانده است.

از این حیث آنچه به عنوان فلسفه مسیحی قرون وسطی معروف است، یک عنصر خیلی قوی ابنسینایی و ابن رشدی دارد، هم از حیث تاثری که از این دو متفکر گرفته و هم از منظر پاسخهایی که متفکران مسیحی در نقد و پاسخ به این دو متفکر ارایه کردهاند. فصل چهارم اسلامیت فلسفه بررسی می شود صاحبنظران در این زمینه آراء مختلفی ارایه نموده اند که با بررسی و جمع بندی آنها ابعاد اسلامیت فلسفه را اینگونه می توان شمرد: ۱- فلسفه فیلسوفان مسلمان ۲- فلسفه شکل گرفته در ممحیط اسلامی ۳- روح توحیدی مباحث فلسفی ۴- استفاده از عقل دوره اسلامی در فلسفه اسلامی ۵- تعامل فیلسوفان با متون دینی.

در این تحقیق سعی شده است با نگاهی بیرونی شش موضوع کلی در باب فلسفه اسلامی از دید صاحبان اصلی مکاتب فلسفی اسلامی یعنی ابن سینا، شیخ اشراق و ملا صدرا در پنج فصل با روشی توصیفی بررسی شود. مهمترین تقسیمات گستره کارکرد عقل، تقسیم از لحاظ شمول به هر پنج حوزه و نظام معرفتی دین (عقاید، احکام، اخلاق، تربیت و علم دینی) یا اختصاص آن به حوزهای خاص است (که از این دو، ما به کارکردهای «عام» و «خاص» تعبیر میکنیم).

اما ما با فرض همان حدی از حجاب که تقریباً مورد توافق فقها است میتوانیم تلاشی عقلی را برای یافتن وجه یا وجوه حسن آن سامان دهیم. از اینرو این عیب فلسفه اسلامی نیست که به دامن اسلام آویخته است و با اسلامیت در آمیخته است بلکه هنر و حسن آن باید به شمار آید. ما اول باید انسان را بشناسیم تا دین و عرفان را بشناسیم. از جابر بن عبدالله و مسلمة بن اکوع روایت کرده است که: منادی رسول خدا(ص) به سوی ما آمد و گفت: پیامبر(ص) به شما اجازه فرمود تا زنان را متعه کنید. ابوحامد غزالی(متوفای ۵۰۵ق) از عالمان نامدار اهل سنت -که یکی از مهمترین آثارش «تهافت الفلاسفه» در نقد فلسفه است- فیلسوفان را در سه دسته دهری(منکر خدا)، طبیعی(منکر آخرت) و الهی(منکر برخی عقاید اسلامی همچون معاد جسمانی) میگنجاند و بر همین اساس، تمام فلاسفه -از جمله افلاطون و ارسطو و ابنسینا و فارابی- را تکفیر میکند.

ابنسینا در بسیاری از موارد، در طرح برخی از مسائل طبیعی میگوید من از دوستان مشاییام یک کلمه حرف حساب در این زمینه نشنیدهام! در اصل به معنى كم كردن و نقصان است و در بسيارى از موارد در كوتاه كردن صدا يا كم كردن نگاه گفته مىشود، بنا بر اين آيه نمىگويد مؤمنان بايد چشمهاشان را فرو بندند، بلكه مىگويد بايد نگاه خود را كم و كوتاه كنند، و اين تعبير لطيفى است به اين منظور كه اگر انسان به راستى هنگامى كه با زن نامحرمى روبرو مىشود بخواهد چشم خود را به كلى ببندد ادامه راه رفتن و مانند آن براى او ممكن نيست، اما اگر نگاه را از صورت و اندام او بر گيرد و چشم خود را پائين اندازد گويى از نگاه خويش كاسته است و آن صحنهاى را كه ممنوع است از منطقه ديد خود به كلى حذف كرده.

وصف «اسلامی» در این عنوان، هم میتواند صفت مضاف («فلسفهی اسلامی» فلسفه) قرار گیرد، هم میتواند صفت مضافالیه (فلسفهی « فلسفهی اسلامی») منظور گردد؛ اما آنچه اکنون در این مقاله محط بحث و مصب نظر است، تنسیق دستگاهی است که به مطالعهی فرانگر / عقلانی فلسفهی اسلامی بپردازد. حصول کمال اول هم جز تغییر در زمان نیست. فلسفه دوم بحث غایت و کارکردهای فلسفه بررسی می شود در یک جمع بندی کلی به نظر می رسد غایت فلسفه حصول معرفت انسان است تا این خود مقدمه ای برای نیل و وصول به معرفت شود . در واقع ریاضیات پلی مناسب برای رفتن به طرف فلسفه است .علاقه مندی به فلسفه نیز یکی دیگر از عوامل موفقیت دراین رشته است .آشنایی کامل به زبان انگلیسی برای دانشجویان فلسفه غرب و آشنایی به زبان عربی برای دانشجویان فلسفه اسلامی ضروری است .

دیدگاهتان را بنویسید