فلسفه عشق افلاطون در محاوره مهمانی – خبرگزاری مهر

موضوعات فراوان دیگری در حوزه دین و معنویت وجود دارند اما این ها موارد کلیدی هستند که افراد درباره آنها از خودشان سؤال کرده یا چیزهایی شنیده اند. این فصل عموماً در باب فلسفهی قارهای، از پدیدارشناسی و اگزیستانسیالیسم گرفته تا فلسفهی پسامدرنیسم، است. فصل آخر این کتاب نیز نگاهی دارد به آنچه که نویسندگان نام «فلسفهی معاصر» بر آن نهادهاند. در فصل اول این کتاب، در باب معرفتشناسی توضیح داده شده. بخش پنجم کتاب به منطق قدیم و جدید اختصاص داده شده و در بخش ششم در باب معنای زندگی و تأثیر فلسفه بر زندگی بحث میشود.

چنانکه از عنوان کتاب عیان است، این کتاب به فلسفهی مدرن اروپایی میپردازد. پس از آن به انتقادِ نورمن مالکولم از انتقادِ کانت پرداخته میشود و با بحث در باب سخنان آیریس مرداک در باب این برهان، صحبت در مورد برهان هستیشناختی به پایان میرسد. نویسنده نخست در باب استدلال هستیشناختی آنسلم قدیس در باب وجود خدا سخن میگوید و سپس به انتقاد کانت از این برهان میپردازد. نسبت این دو به هم مانند نسبت روح است به بدن.

بسیاری از ما به تفاوت های بین عشق و دوست داشتن توجهی نکرده ایم، در حالی که این دو مفهوم، در عین شباهت ها تفاوت های زیادی با هم دارند. جامعهای که قرآن در او حاکم است، جامعه عاطفه است و سرش این است که نیمی از جامعه را معلمان عاطفه به عهده دارند و آنها مادران هستند و ما چه بخواهیم، چه نخواهیم، چه بدانیم و چه ندانیم اصول خانواده درس رافت و رقت میدهد و رافت و رقت در همه مسائل کارساز است. این نسبت در منطق قدیم به این معنی است که افراد دو کلی، هیچگونه برابری و انطباقی با یکدیگر ندارند.

مسلماً زمانی که سخن درباره «فلسفه» است، میباید آماده مواجهه با تاریخ طولانی اندیشه بشری شویم و این بدین معنی است که به افق فکری انسان در مقاطع تاریخیِ متفاوت نگاهی اندازیم تا دریابیم که در هر دورهای «آدمی» چگونه و به چه چیزهایی فکر میکرده است. فلسفه اخلاق علمی است که به مبادی تصوری و تصدیقی و معیارهای کلی خوب و بد در اخلاق میپردازد. پس از این دو گروه براهین، نویسنده به برهانِ منتقد براهین پیشین، یعنی کانت، میپردازد.

در آخر آن که کتاب تاریخ فلسفه از کاتلین هیگیز و رابرت سالومون و همچنین کتاب تاریخ مختصر فلسفه جدید از راجر اسکروتن نیز میتوانند در این مرحله مطالعه شوند. سپس چند تعریف براى آن ارائه مى گردد. ارسطو در کتاب اخلاق نیکوماخوس، مبانى فلسفى ـ اخلاقى سیاست را بررسى مى کند. حجاب می تواند به بهداشت روانی جامعه کمک کند. به سبب همین تاثیر و تاثرات، غالبا فلسفه ای خاص در یک جامعه مقبولیت عام پیدا می کند. عقل، جنبه ای خاص از عالم خارج را انتزاع می کند و آن را موضوع قرار داده و سپس درباره آن بحث کرده و آن را گسترش می دهد.مثلا، ریاضیات، علمی است که درباره مفهوم عدد صحبت می کند.

شما 20 سال بر سن معشوقتان بیفزایید، آنگاه تاثیر مستقیم آن را بر احساستان مطالعه کنید. شما به سمت تلفن رفته و آنرا بر می دارید. شما ممکن است درباره آن در کتاب هایی مانند بیاندیش و پولدار شو یا قانون جذب مطالبی خوانده باشید. این کتاب 800 صفحهای نگاهی کلی و گسترده به تاریخ فلسفه دارد و میتواند به عنوان هفتمین کتاب برای آشنایی با تاریخ فلسفه خوانده شود.

آدمیان بدینگونه دارای نیرویی شگفتانگیز بودند و خدایان از قدرت او ترسیدند و در جلسهای به چارهاندیشی پرداختند و زئوس تصمیم گرفت تن آدم را نصف کند و با کمک آپولون تغییراتی در آن به وجود آورد، ولی این دو نیمۀ جدا شده که نیمی زن و نیمی مرد شده بود در آرزوی رسیدن به هم بودند و در این وضعیت به اندوه دچار شده و میمردند! پس نیکی در مقابل نیکی یک اصل اخلاقی فطری است که قرآن آن را یادآور می شود.

پس بدین ترتیب، فلسفه برای همه انسانها یک راهنما است. پس از دیدگاه افلاطون، باید ابتدا «عدالت» را در سطح شهر، که لوح بزرگ ترى است، جستوجو کرد تا عدالت در افراد هم واضح و آشکار گردد. بعضی ممکن است بگویند میز باید نوعی پایه یا ستون داشته باشد که آن را نگه دارد. فصل دوم اختصاص به دنیای شناخت و معرفتشناسی دارد. سخن سرای شود چون درختک وقواق ( از: فرهنگ عمید، فرهنگ مفصّل و مصور فارسی به فارسی، تهران، خوارزمی، 1357ش، ص 1074) . عموم و خصوص من وجه را در منطق قدیم به این صورت میدانند که میان دو کلی، تنها برخی از افراد بر یکدیگر صدق میکنند.

این کتاب نیز همچون کتاب لذات فلسفه ترجمهی مرحوم زریاب خویی است. منتهی گاهی تبدیل به یک نگاه قاعده­مند می­شود و مثلاً از طریق یک مکتب در عمل او حاضر می­شود و گاهی حتی از این پیچیده­تر نیز می­شود. در حالیکه برای بیان اهمیت ازدواج، مطلوبیت ذاتی و الزام استحبابی آن در اسلام کفایت مینماید، اما قداست ویژه آن در بارگاه الهی خود شاهد دیگری بر این اهمیت و جایگاه خاص است. انتظار کاربرد تخصصی از فلسفه و جایگزینی آن بجای علوم کاربردی نیز مطلوب نیست، فلسفه و علم هرچند در نگاه مطلوب باید در یک شبکه ونظام قرار ­گیرند اما تغایر جدی دارند؛ موضوع فلسفه، کلی­تر و متد آن نیز متد عقلانی است.

از این رو برخی معتقد هستند که کسی که می خواهد به مقام قرب اله برسد باید از اینگونه مسائل کناره گیری کند و از زنان کناره گیری کند. لذا این دو آیین آسمانی باید در این مورد سخنی و پیامی برای رهروان خود داشته باشند تا از رهگذر ازدواج صحیح و مناسب، مسیر ترقی و کمال را به روی پیروان خود بگشایند؛ چرا که نمیتوان دین و مسلکی را یافت که در مورد مؤثرترین عامل سعادت و کمال آدمی، حرف و سخنی نداشته باشد.

دیدگاهتان را بنویسید