فلسفه – ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد

اگر در سایر امور نیز دقت کنیم، متوجه می شویم که از گزاره های فلسفی بسیار زیاد دیگری نیز بهره می بریم. اسلام زن را در سایه حجاب و سایر فضائل به صحنه می آورد تا معلم عاطفه، رقت، درمان، لطف و صفا و مانند آن باشد. بعضی از آقایانِ اساتید فلسفه، ماه رمضان پیش من بودند؛ میگفتند برخی از آقایانی که اصلاً اهلیّت ندارند، در مساجد فلسفه تدریس میکنند و ناقص و سطحی و به عمق نرسیده و جویده جویده مطالبی را دست افراد میدهند. از همان آغاز تحت تاثیر عقیده و ایمان قرآنی، موضوع اصلی فلسفه و علم به درستی تشخیص داده نشد.» اما برای فهم علت این تفاوت بنیادین بد نیست اشارهای به تاریخچه مواجهه مسلمانان با فلسفه یونانی صورت بگیرد و در پرتو آن گوهر اصلی استدلال فلاطوری عرضه شود.

هدف مرکز مشاوره و روانشناسی آویژه از ارائه اطلاعات لازم در زمینه مشکلات روانی، افزایش آگاهی شماست تا با توسعه دانش خود، جهت ارتقا و بهبود کیفیت زندگی خود، گامی مهم بردارید. همچنین اگر معنی دموکراسی «حکومت مردم بر مردم» باشد در آن صورت نظمی که ارسطو در اینجا از آن دفاع می کند، دموکراسی نیست. کانت: فلسفه، شناسایی عقلانی است که از راه مفاهیم حاصل شده باشد. اندیشیدن و آن گونه که امروزه مرسوم است فلسفیدن، دغدغه یونانیان بود و حتی پیش از آن که سقراط دانش را عین فضیلت بخواند و فروتنانه خود را دانا به این دلیل که بر نادانی اش آگاه است بنامد، بسیاری از یونانیان در تلاش برای درک معنای هستی برآمدند.

آیا اگر دختر و پسری در محیط جداگانه ای تحصیل کنند و دختران بدن خود را پوشانده و دارای حجاب باشند، بهتر درس می خوانند و فکر می کنند یا وقتی که در کنار هر پسری دختر برهنه و آرایش کرده ای وجود داشته باشد؟ اگر جسم را از قلم بگیریم دیگر چیزی نیست که بتوانیم آن را ببینیم، پس جسم برای قلم قائم به چیزی نیست بلکه خودش مستقل است. حالا سه ضلع را از مثلث حذف کنید، اکنون از مثلث چه مانده است؟ یک مثلث آبی را تصور کنید، حالا رنگ آبی را از مثلث حذف کنید، آیا مثلث هنوز در ذهن شما وجود دارد؟

همچنین نخستین کتاب مستقل در این باره- دربارۀ نفس- نوشتاری جامع و روشمند، از آثار ارزشمند ارسطو محسوب می­ شود. سياست مربوط به شهروندان آزاد است كه در قالب نظام دموكراسى به تحقق اين راه هاى رسيدن به كمال مى پردازند. جوهر و عرض یکی از مهمترین مباحث منطق است که ما سعی میکنیم در این مقاله به طور مختصر به آن بپردازیم. مخالفان حجاب سعی کرده اند جریانات ظالمانه ای را به عنوان علت پیدا شدن حجاب ذکر کنند، و در این جهت میان حجاب اسلامی و غیراسلامی فرق نمی گذارند؛ چنین وانمود می کنند که حجاب اسلامی نیز از همین جریانات ظالمانه سرچشمه می گیرد…

او با تدوین علم منطق توانست نشان دهد که مغالطه چیست وسوفیستها به چه شکل سخنان کذب خود را در کالبد صداقت ارائه میدهند و راه مقابله با این سفسطهها چیست. بنابراین خود این امر که مسائل غامض و پیچیده هستند باید برای عموم روشن شود و جا بیفتد، با این حال میتوان به نوعی تعادل رسید. جوهر در فلسفه ارسطو همان ذات است که هیج تغییری در آن رخ نمیدهد اما در مقابل آن عرض وجود دارد که به راحتی میتواند دگرگون شود. اگر رنگ قلم را عوض کنیم هنوز قلم وجود دارد و اگر نوع قلم را مثلا از خودکار به خودنویس تغییر دهیم هنوز قلم از بین نرفته است.

متفکران یونان از جمله افلاطون، به عقل خدایىِ انسان معتقد بودند. زیبایی شناسی از این جهت مهم است که به دلیل وجود همیشگی هنر و نیاز مبرم بشر در طول اعصار به دیدن جهان به روشی متفاوت، روشن و شفاف می پردازد. در این مختصر، برآنیم تا در حد مقدور و به اختصار، در زمینه فلسفه و هدف از ازدواج سطوری را به رشته تحریر در آوریم و نیم نگاهی به این سنت مؤکد اسلامی از خلال برخی آیات، روایات و اقوال صاحب نظران بیفکنیم.

باید مشخّص باشد که حق کیست و کجاست و چرا و چه میخواهد بکند – هدف و روش و تدبیر و تاکتیک و عملکردش چگونه است – و ناحق کیست و چرا و هدفش چیست و چه کار میخواهد بکند. اگر انکار غایت نمود، به این موضوع پرداخته می شود که اصولا چه نظراتی است که نمی توانند به غایت و هدفی واقعی، اعتقاد پیدا کنند و مقومات هدفداری و غایت چیست که منکر لوازم و مقومات آن لزوما نافی غایت و هدف می شود.

در علت انتخاب این روز به عنوان روز فارابی که معمولا در این موارد به روز وفات و یا تولد و یا روز خلق یکی از آثار مهم از سوی اندیشمندان استناد میشود؛ در مورد فارابی ابهاماتی جدی وجود دارد؛ دقیقا نمیتوان مشخص کرد که روز تولد و وفات او چه روزی بوده است. چه خصوصیاتی را اگر از قلم حذف کنیم قلم بودن آن از بین میرود؟ اگر یک قلم جسم نداشته باشد اصلا نمیتوان آن را تصور کرد؛ در نتیجه وجود ندارد، لذا جسم برای قلم «جوهر» است. یک نظر این است که فلسفه علم عبارت است از صورت بندی و ترتیب و تنسیق جهانبینیهایی که با نظریههای علمی مهم، سازگار، و از برخی جهات بر آنها مبتنی هستند.بر حسب این نظر، این وظیفه فیلسوف علم است که ملازمههای عامتر علم را به دقت تبیین کند.این کار میتواند به صورت تحقیق نظری درباره مقولههای وجودی(هستی شناختی)که در بحث از مطلق وجود بکار میروند، انجام پذیرد.در این مورد میتوان به آلفرد نورث وایتهد(1861-1947)اشاره نمود.وایتهد در صدد پرورش یک طرح مفهومی جامع برآمده بود که مقولاتش چندان کلی بودند که بتوانند همه هستیهای جهان را بنمایانند.در واقع این طرح یا صورتبندی عبارت از یک سلسله از مفاهیم است که بر مبنای آنها همه عناصر تجربه را میتوان تعبیر کرد.این طرح وایتهد با عنوان«فلسفه پویش» خوانده میشود.مراد وایتهد از این فعالیت ابداع یک نظریه علمی جدید نبود بلکه میخواست شیوههایی را پیشنهاد کند که به مدد آنها کلیترین برداشتهای ما در باب ماهیت حقیقت، علم جدید را نیز به حساب بیاورد.و برای مثال بر همین مبناست که وایتهد اصرار داشت که پیشرفتهای اخیر فیزیک ایجاب میکند که مقولات جوهر و عرض با مقولات«پویش»و«تأثیر»عوض شود.

بدیهی است یا نظری؟ وقتی میگوییم هوا سرد، گرم، یا معتدل است، در واقع هوا در این گزاره ها ثابت بوده و تنها عرضهای آن تغییر میکند؛ پس هوا به مثابه همان جوهر است و گرمی و سردی عرض آن به شمار میآید. همانطور که گفته شد، وقتی ما میگوییم «من»، این من یک جوهر به شمار میآید که ثابت و همیشه در دسترس بوده و هر انسانی تا زنده است این واژه را برای خود به کار میبرد و تغییرات جسمی در این من خللی ایجاد نمیکند. چرا که فرستاده خدا است و فرستاده خدا «الحکیم» است و دین باید مبنای حکمی داشته باشد.

لزوم کنارهگیری کامل زن در حیض در دین زرتشت، محق دانستن مرد در طلاق زنی که صدایش در کوچه شنیده شده بدون پرداخت مهریه از طرف دین یهود، رکن بودن چادر و روبند و ذکر نام آن دو به طور صریح در کتاب مقدّس مسیحیان و وجوب سکوت زن نزد بیگانه و در کلیسا از طرف مسیحیت، بهترین گواه بر این مطلب است. آیا سینما را به طور کلی رد می کردند یا گونه های خاصی از آن را می پسندیدند؟ ابتدا باید به این سوالات پاسخ دهیم: قلم منظورمان از قلم چیست؟ البته فلسفه نیز در مواردی از آن ها کمک می گیرد.

دیدگاهتان را بنویسید