متن های زیبا درباره اخلاق خوب + عکس نوشته – تــــــــوپ تـــــــــاپ

ج- اصالت اجتماع: این دیدگاه معتقد است که کلیه تمایلات، گرایش ها، عواطف و خلاصه آنچه به انسانیت مربوط می شود در پرتو روح جمعی پیدا می شود بنابراین، جامعه شناسی فرد، مقدم بر روان شناسی اوست. در این طبقهبندی، حاکم و مقدم دانستن ارزشهای دینی یا اخلاقی بر سایر ارزشها ، قائلانی دارد که البته خود مستلزم و مشتمل بر ارزشگذاری دیگری است. برخی از افراد ممکن است به دلایلی مانند خجالت کشیدن یا جلوگیری از ـ به اصطلاح ـ پر رو شدن با الفاظ دیگری با خانواده سخن بگویند، در حالی که این سیره پیامبر نشان میدهد که ما در پاسخ گویی به ندای خانواده، باید از بهترین تعبیرها استفاده کنیم.

اکنون با توجه به آن چه بیان گردید جای آن است که در این جا به برخی از مولفه هایی که در نهج البلاغه به عنوان بستر اخلاق اجتماعی بیان شده است اشاره کنیم. نقش دین درجوامع گذشته بسیار قابل تامل و گویای این واقعیت است که هر جا ادیان راستین حضور داشته اند، مساوات و عدالت اجتماعی نیز وجود داشته و این جوامع، از جهل و خرافات که زاینده بسیاری از نابسامانی های اخلاقی است و نیز از تبعیض و تفرقه به دور مانده اند، و امروز نقش دین در پیشگیری از ناهنجاری های اجتماعی برای بسیاری از جامعه شناسان به اثبات رسیده است.

در کارشان تامل کنید در وقتی که متفرق و پراکنده بودند و کسری ها و قیصرها بر آنها ارباب بودند. شتر صالح را یک نفر پی کرد، اما خداوند تمامی آنها را عذاب کرد، چون آنها به این کار راضی بودند. «تربیت اخلاقی» مسیر گذار از وضعیت موجود (دامنه ای که مبدا حرکت انسان است) به سوی قله کمال را بازمینماید و آدمی را چونان راه می برد تا سیمای آرمانی انسان اخلاقی را در لوح وجود خویش نقش کند. دین اسلام مجموعه ای از عقاید و تعالیم و دستورات عملی می باشد که در قالب تعالیمی هدایت بخش بر قلب پیامبر(ص) از جانب خالق حکیم وحی شده است و نظام اخلاقی را به صورت مجموعه آموزه هایی که راه و رسم زیستن به نحو شایسته و بایسته را در آن ترسیم کرده، بایدها و نبایدهای ارزشی حاکم بر رفتار آدمی را تبیین نموده، ودر نتیجه بخوبی به رابطه تنگاتنگ دین و اخلاق پی خواهیم برد واخلاق را پاره ای ناگسستنی از دین به شمارخواهیم آورد.

به نظر ایشان کتاب خدا مأخذ اصلی و سنت قطعی معصومین (علیهم السلام) مأخذ فرعی تفکرِاسلامی است و این مأخذ فرعی ، اعتبار و حجیت خود را از قرآن گرفته است. آدمیان هنگامی که ملزم به رعایت هنجارهای اجتماعی (که در قالب قوانین و سنن جلوه می کنند) باشند، در پرتو این آداب و رسوم، ساخته و ویرایش شده و مسیر سعادت خویش را بهتر می پیمایند، چنان که ناهنجاری های جامعه اگر به صورت سنت های ناپسند در آیند، اجتماع را از هم پاشیده و آن را به ورطه هلاکت می افکنند.

از این روی، امام علی(ع) به مالک اشتر توصیه می کنند که: هرگز سنت های پسندیده ای را که پیشوایان این امت به آن عمل کردند و الفت و انس به سبب آن بین مردم پدید آمده و امور رعیت به واسطه آن اصلاح گردیده است، نقض مکن. ارسطو که انسان را حیوانی اجتماعی می دانست بر روی این نکته تاکید می ورزید که نیازمندی های آدمی، او را ناگزیر از اجتماعی بودن می نماید2. این عبارات، چهره اجتماع بشری را نشان می دهد که آدمیان برای گریز از شرور شیطانی و برای به دست آوردن منافعی که تنها در پرتو اجتماعی بودن به دست می آید ناگزیر باید انزوا و گوشه گیری را ترک کرد، به اجتماع روی آورند.

کارمندی که در نبود امکانات به کار خود چسبیده بوده است و… بنابراین همان طور كه به هم خوردن تعادل جسمی همیشه با عوارض ناگواری همراه است كه نام بیماری به آن میدهند، به هم خوردن تعادل قوای روحی و غرایز و امیال نیز یك نوع «بیماری روحی» محسوب میگردد كه علمای اخلاقی به آن «بیماری قلب» میگویند. ظهور مکاتب گوناگون اخلاقی، معلول تلاشی است برای یافتن پاسخ به این گونه پرسشها که خیر و سعادت چیست؟ پس، از حال فرزندان اسماعیل و اسحاق و اسراییل(ع) عبرت گیرید که چقدر متناسب است حالت ها و چقدر متشابه است نزدیکی مثال ها.

حالت هایشان مضطرب و دست هایشان به خلاف هم در کار و جمعیت هایشان در بلایی سخت و جهالتی استوار پراکنده بود. فراموش کردن ارزش ها یکی از بسترهایی است که جامعه را به انحطاط می کشاند، چنان که جامعه روزگار حکومت امام علی(ع) نیز به همین گرفتاری مبتلاشد. در این دیدگاه ملاک و معیار فعل ارزش اخلاقی در توجه نمودن به بیشترین غلبه خیر به شر یا کمترین غلبه شر بر خیر است.

قرآن به مفاهیم اخلاقی چون خیر و شرّ، عدل و ظلم، صبر و احسان توجه فراوان داشته و هدف مهم رسالت پیامبر(ص) را اصلاح اخلاق انسانها بیان کرده است. ا خلاق دارای دو صورت تجویزی (normativ) و توصیفی (descriptive) است. از آن جایی که جامعه به عنوان یک کل، از تک تک افراد تشکیل شده، می تواند به صورت کلی بر روی افراد خود تاثیر فراوانی داشته باشد. به عبارت دیگر، جامعه یک مرکب حقیقی است. بدان حد، تواضع در این آیه کریمه آمده است که خطاب به پیامبر اکرم (ص)، می فرماید: «قُل اِنَّما اَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ» این آیه به روشنی بیانگر آن است که انسان نباید به مقام و موقعیت خود مغرور شود.

بنابراین مسلمانان ـ گرچه از خصلت زیبای حسن خلق برخوردارند ـ ولی مجرمان و منحرفان، شایسته چنین موهبتی نیستند و نباید لبخند را تأیید اعمال ناشایست خود بدانند. ای مردم، در روزگاری کینه توز و پر از ناسپاسی و کفران نعمت ها، صبح کرده ایم که نیکوکار، بدکار به شمار می آید و ستمگر بر تجاوز و سرکشی خود می افزاید. در انتها یاد آور می شوم که اگر ما در فهم پرسش شما دچار اشتباه شده ایم در پرسش بعدی خود، سؤال را دقیق تر بیان نمایید.

به آنها بگو: هرگز ایمان نیاوردهاید، بلکه بگویید: تسلیم شدهایم، و زود است تا ایمان در دلهای شما جایگزین شود. خداوند گذشتگان را مورد لعن قرارنداد، مگر به خاطر آن که آنها امر به معروف و نهی از منکر را ترک کردند. از دیدگاه نهج البلاغه نیز، انسان ها چون زندگی اجتماعی را امری متناسب با طبیعت عقلانی خویشتن می دانند، آن را برمی گزینند و این گزینش، به خاطر جبر یا از روی درماندگی نیست، بلکه از سر شعور و درک است. دراین خطبه، علت انحرافات و مفاسد اجتماعی را نوع رفتار و اعمال افراد دانسته و چون اعمال آدمیان، از انگیزه ها و نیت هایشان سرچشمه می گیرد، باید با تغییر این انگیزه ها به اصلاح جامعه پرداخت.

تربیت از شدن، تغییر وحرکت سخن می گوید و نیل به این غایات یعنی سعادتمند شدن، کامل شدن و.. الف- نظریه اصالت فرد محض: براساس این نظریه، جامعه وجود حقیقی ندارد، بلکه وجودش اعتباری است و در اجتماع، یک ترکیب واقعی صورت نگرفته است. از سویی با توجه به مفهوم نسبی گرایانه جنسی( یعنی آنچه به لحاظ جنسی در جامعه ای خوب است در جامعه دیگر زشت شمرده شود) مثلا ممکن است در جوامع غربی, بی حجابی و یا هم جنس بازی آزاد باشد ولی این اعمال در اسلام مجاز نیست . «آن کس که به عمل قومی راضی باشد، مثل کسی است که داخل آن قوم و همراه آنان باشد».

پس بنگرید که نعمت های خداوند چگونه بر آنان فرو ریخت هنگامی که پیامبری برایشان برانگیخت؛ پس آنان را به اطاعت خداوند درآورد و با خواندن به سوی خدا آنان را موتلف ساخت. از این روی، بر اساس هوی و هوس عمل می شود، احکام الهی تعطیل و بیماری های اخلاقی فراوان می گردد. اساساً اگر احکام اثر دارند و یا اگر اخلاقیاتی هست، به اعتبار این است که انسان، خدا، معاد، نبوت و امامت را پذیرفته است؛ بنابراین، اساس و پایه ی دین همین عقاید است. و اگر رعیت بر والی خود چیره شود یا رئیس حکومت بر رعایا ستم روا دارد، نظام بر هم می خورد و نشانه های ستم و جور آشکار می شود، دستبرد در احکام دین، بسیارشده وجاده های وسیع آداب و سنن، متروک خواهد ماند.

به همین علت هم در جامعه علمی و حوزه های ما نیز، بیشتر مسائل مربوط به فقه عبادی، واجبات و محرمات مطرح است، امّا اخلاق آن گونه که باید و شاید به عنوان یک مسئله ی مهم در حوزه های علمیه و بالتبع در بین مردم جامعه مطرح نیست! در زنده به گور کردن دختران و پرستیدن بتان و قطع پیوند ارحام و غارت یکدیگر دست و پا می زدند. براساس این روایت، افراد یک اجتماع کسانی هستند که اندیشه واحدی دارند، خواه کنار هم باشند یا از یکدیگر جدا زندگی کنند و خواه زنده باشند یا مرده.

کستلر در جایی از خود می پرسد که این جامعه با این همه آشفتگی چرا اصلا زنده و پابرجا مانده است. معلم و مربی ،پدر و روحانی و پرورش دهنده قلب و روح دانش آموز است و باید خالصانه ترین احترام ها را برایش قائل شد و او را بیش از همه کس ارج نهاد ، چرا که معلمی جانشین پیامبر و شغل انبیاست . اخلاق بندگی در آثار غربیان نمودی ندارد و اخلاقیات فردی نیز تحت عنوان بهداشت روانی در دانش روان شناسی جای می گیرد. در گذشته بیشتر اخلاق فردی حاکم بود و هرکس برحسب تربیت خانوادگی، معتقدات مذهبی و رعایت ارزشهای قابل قبول تا اندازهای حد خود را نگه میداشت، ولی در دوران جدید، معیارهای گذشته دگرگون شده و تراکم جمعیت در شهرها، همه را نسبت به همدیگر ناشناس کرده و بر نیازها و برخوردها افزوده است.

ـ جامعه امروز با تمام وجود، خواهان بازگشت اخلاق و ارزشهای انسانی است. اخلاق در سازمان میتواند به عنوان دستهای از اصول عملکرد درست توصیف و همچنین میتواند به عنوان یک نظریه یا سیستم ارزشهای اخلاقی مطرح شود. همچنین عدالت ورزی حاکمان نقش پیشگیرانه ای در ناهنجاریهای اجتماع دارد؛ زیرا «عدالت، باعث استواری مردم است» و باعث می شود که تمامی طبقات لیاقت محوری، ارزش محوری و در یک کلام ارزش ها را به جای قدرت و دارایی و وابستگی های حزبی و خویشاوندی بپذیرند و هرکس در به دست آوردن هنجارهای اجتماعی تلاش کند.

دیدگاهتان را بنویسید