معماری در شعر حافظ / امیررضا پوررضایی

در مطلب پیش رو اشعار عارفانه فردوسی و سایر شاعران معروف ایران را بخوانید. جسارت فروغ، همراه نوعی بیآلایشی در بیان هستی زنانه پنهان شده، پیشینه شعر زن در ایران را برهم زد. به همین اعتبار هم، تاریخ ادبیات ایران از آغاز تا امروز بیشتر عرصه ظهور شاعران زن خلاق و مستعد بوده است، نه شاعران زنی با تفکر مستقل! ما وظیفه ترویج، گسترش و حمایت در تمام حوزههای فرهنگی و هنری را داریم ولی درباره شعر و ادبیات، داستان متفاوت است؛ چرا که شعر و ادبیات فارسی مهمترین مولفه هویت ماست. او در تصحیح جدید خود با هوشمندی، بسیاری از بیت های زنستیزانه را كه اصلی فرض میشد، به حاشیه رانده و درشرح برخی بیت های زنستیزانه ی اصلی به درستی سخن شاعر را ازمنبع او تمیز داده است؛ رك.

۱۴- به نظر نگارنده از میان پژوهشگران و شرح دهندگان شاهنامه، جلال خالقی مطلق بیش از دیگران به بیت های الحاقی درباره زن و تمایز سخن شاعر از منبع او توجه و دقت كافی نشان داده است. اگر ملاک سخن اهمیت ذاتی شاعران بود، باید از پوشکین و لرمانتف آغاز میشد؛ ولی حقیقت امر این است که تأثیرپذیری شاعران ایرانی از شعر روسی بیشتر از فابلهای کریلف و شعرهای مایاکوفسکی بود. برای راهیابی به او باید هم شیوه جهاننگریاش را شناخت و هم رفتارهای هنری و شگردهای ادبیاش را دریافت.

۴- برای مشخصات این دست نویس ها، رك. مجموعه تجربیات و رمزهای زندگی که مولانا به آن دست پیدا کرده است، در قالب دیوان اشعار او به همه مردم ارائه شد. اکثر سطور این منظومه حالت تمثیل پیدا کرده و در زبان مردم کوچه و بازار جای گرفته است. حجم سبز در حقیقت رویکردی دوباره به زبان و محتوی منظومه صدای پای آب است با این تفاوت که اشعار این مجموعه از استقلال نسبی برخوردار بوده و تا حدی حال و هوای هر شعر با دیگری متفاوت است. مرا به طلوعی دوباره می کشاند ؟ از روی ناز به من گفتی: بیش از این مرا نرنجان و برو.

۱۱- بهفر، مهری، «شاهنامه زن راانكار نمیكند»، كتاب هفته، شماره ی ۱٦، شنبه ۲۴ شهریور ۱۳۸۰، برگ ۱۳؛ جلیل دوستخواه در یكی از شمارههای بعدی همین هفتهنامه (شماره ی ۳۲، آذر ۱۳۸۰، برگ ۲) در انتقاد به سخنان خانم بهفر به درستی خاطرنشان میسازد كه این بیت الحاقی است و خانم بهفر در پاسخ به ناقد مینویسد (همان، شماره ی ۳۹، ۲۲ دی ۱۳۸۰، برگ ۳): «ضرورت ذكر این بیت در بحث مربوط به یكی از نگاه های شاهنامه به زن و شهرت فراگیر آن نزد عموم است.

بنابراین بسیاری از این مثل ها در شاهنامه ی ابومنصوری نیز بوده است. براستی این کنجکاوی و موشکافی تا چه حد نسبت به حواشی زندگی مرد شاعری نظیر احمد شاملو اعمال شده است؟ فروغ به این وسیله، بخشی از زیباییشناسی شعر خود را مردمحور میکند. با این همه، نباید غفلت کرد که او بسیاری از مسائل اخلاق اسلامی وانسانی را بهگونهای خاص در بیانی که از تاریخ گذشته دارد، منعکس میکند. شعر جدید، برخلاف شعر گذشته که عرصه غیاب ِ شاعر بود، تا بیان خصوصیترین حالات شخصی و کنشهای فردی ِ شاعر پیش رفت.

این مکانها درهمه اشکال خود بر فضای اختصاصی و فردی دلالت دارند ؛ مکانهایی که یا وهم آلودند یا بینشان ، یا حیرتکده و یا عدم آباد ، که در آمیزش با یکدیگر مکان فلسفی عدم را در شعر او طرح میریزند ؛ مکانی بدون تعیین اما مکانمند و هستی مدار. شعر درباره برف از مولانا ؛ و سهراب سپهری و صبح برفی و شعر برفی عاشقانه همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد. پس واقعیت در اینجا فقدان تساوی بنیادین است. در زیر نمونه یک متن زیبا انگلیسی درباره سال نو و بهار را مشاهده می کنید.

اگر امروز مشکلاتی دارید بدانید که بهار هم در پیش است… طولانی ترین سفر خارجی سهراب به کشور هند بوده است و به نظر می رسد که ادبیات و هنر رمز آلود و اسطوره ای و باورهای مذهبی و رسوم اعجاب انگیز هند، تأثیر شگرفی بر شاعر جوان گذاشته باشد زیرا در آثار بعدی خود مکرراً تلمیحات بی شماری به هنرها، مذاهب و آداب و رسوم سرزمین هند دارد. رك. «سیری در قلمرو ادب حماسی»، كتاب ماه ادبیات و فلسفه، شماره ی ٦۷، اردیبهشت ۸۲، برگ ۹۷. مثلن مضمون مثلی كه در شماره ی ۸ از بخش «ب» آمده، در غرراخبار ثعالبی (به كوشش زوتنبرگ، پاریس، ۱۹۰۰ م، برگ ۳۴۴) كه منبع آن با شاهنامه مشترك بوده است، دیده میشود.

در مقاله ی اخیر با عرضه ی شواهد متعدد، نقش برجسته ی برخی از زنان شاهنامه بررسی و نظر نولدكه نقد شده است. ٦- خالقی مطلق در شرح این مصرع مینویسد: «خواست از مهر زنان بیش تر دلبستگی های جنسی و همخوابگی است كه بر طبق شاهنامه باید در آن امساك ورزید و هدف از آن نه شهوترانی، بلكه، چنان كه در بیت ۵۵۸ آمده است، باید تولید نسل باشد». و در ادامه مکالمه آن و به بیان تصویر و پیچیدگی مهم تری می شود که شاید نتیجه گری از همان سطور آخر باشد و این که انسان از این مرحله نیز باید عبور کند و از راهی برود که به باغ فواص ختم شود.

به مین اعتبار، تلقی ِ آسمانی و مُثلی از شعر به عنوان ِ متنی که در پی بیان خاطرات ِ ازلیست، جای خود را به تلقی جدیدی داد که شعر را کاملا زمینی، خاکی و از جنس ملموسترین تجربیات ِ زیستی ِ انسان ِ عصر مدرن با تمام خطاها و نقصانهایش میدانست. سهراب سال بعد منظومه بلند دیگری منتشر کرد با عنوان مسافر، که این منظومه که به لحاظ بافت ظاهری کلام پیچیده تر از صدای پای آب است و نسبت به آن بسیار بیشتر از تلمیحات مذهبی بخصوص مذاهب شرقی استفاده کرده است.

در سال 1344 سهراب منظومه بلند صدای پای آب را منتشر کرد. شاید بتوان گفت این منظومه از آغاز انتشار تا کنون بیشترین تأثیر را بر روی شاعران جوان، نهاده است و هر شاعری در آغاز راه، مدّتی را به کلنجار رفتن در دقایق باطنی و ظاهری این مجموعه می گذراند. آینه نماد بیرنگی است اما در پس این بیرنگی ظاهری رنگ و ریا نهفته است . نه در این شعر به این بیانگری تن میدهد و نه در هیچ شعر دیگر یا اصولا چنین نیازی را حس نمیکند.

تو را به من هدیه دادند و من امروز، تمامی خود را به تو هدیه خواهم کرد؛ اگر بپذیری. با وجود این که تمامی اخوانیه ها در وصف برادر سروده نشده اند اما نشان از مهر و برادری دارند. در این مجموعه سهراب از فضای سورئالیستی و وهم انگیز مجموعۀ قبلی فاصله گرفته و کمابیش نگاه به طبیعت و وصف زیباییها در این مجموعه به چشم می خورد. هنر میان ما و تمام چیزهایی که به آنها خو گرفته ایم، فاصله می اندازد؛ اشیاء را چنانکه «برای خود وجود دارند» به ما می نمایاند و همه چیز را از حاکمیت سویه ی خودکار که زاده ی ادراک حسی ماست می رهاند.(احمدی،1391: 47). به عقیده ی شکلوفسکی، بخش عظیمی از زندگی ما بر پایه ی عادت است؛ یعنی عادت به موجودات اشیا و محیط اطرافمان ما را وادار می کند که آن ها را نبینیم، چون به آن ها خو گرفته ایم و این باعث مختل شدن درک حسّی ما از زندگی می شود.(شیری،1380: 9). آشنایی زدایی، یعنی بیان متفاوتی از آنچه تا به حال بوده است؛ خیلی چیزها به سبب عادت، در نظر ما معمولی شده اند و شاعر به سبب توانایی در بر هم زدن عادتها، آن را به شکلی جلوه می دهد که برای مخاطب تازگی دارد.

به کار بردن اسطوره در شعرهایشان، نشان از خبرگی و مهارت و ژرف اندیشی آنها دارد. حال در کنار این عنصر معماری، یعنی “رباط” یا همان کاروانسرا، که جایی است برای توقفهای کوتاه و معمولاً یک شَبِه، از عناصر معماری “طاق” و “رواق” استفاده کرده که در بناهای فاخر وجود دارد و پیداست که با صرف وقت و هزینۀ بسیار ساخته میشوند و برای اقامتهای بلندمدت توجیه دارد. از اینرو بخشی از پدیده بودن فروغ به زنانگی او عطف میشود و این امر گویا نقش امتیازی مضاعف را برای او و شعرش بازی میکند.

دیدگاهتان را بنویسید