هدف و فلسفه ازدواج و تشکیل زندگی مشترک – مرکز مشاوره خانواده و روانشناسی آویژه

با تأمین این نیاز جسمانی، فرد از نظر روانی، ذهنی و اخلاقی به آرامش میرسد و مسیر بسیاری از انحرافات جنسی و اخلاقی و اجتماعی بسته میشود. یکی از مهمترین نتایجی که در اثر ازدواج حاصل میشود بیرون رفتن فرد از مدار فردیت خود و شکسته شدن نسبی اما قابل توجه حصار نفسانیت انسان است، ازدواج توأم با توجه به یک فرد دیگر که تا به حال غریبه بوده و یا حکم نامحرم داشته است میباشد و این امری است مهم، چرا که تا به حال جوان ما به جز وجود خود و آمال و آرزوهای خود فکری دیگر نداشته است، اما به واسطه ازدواج، یک نفر دیگر نیز در مدار برنامهریزی و توجه او قرار میگیرد و حاضر است از وجود خود و داشتههای خود به دیگری نیز عطا کند و به واسطه محبت و دوستی که ایجاد میشود (( من )) وجودی فرد گسترش یافته و از مدار صرف خودبینی خارج میگردد و تلاش برای آسودگی، رفاه و آسایش یک نفر دیگر حکایت از بزرگ شدن روح فرد میکند چرا که وی، یک نفر دیگر را تحت لطف قرار میدهد و به واسطه وی یک نفر دیگر زندگی راحتتری را تجربه میکند.

در چنین حالی که سخت محتاج عشق و مهربانی و وفاداری همسر خویش است، ناگهان زن جوانتری از راه میرسد و در کوچه و بازار، اداره و مدرسه، با پوشش نامناسب خود، به همسر او فرصت مقایسهای میدهد؛ و این مقدمهای میشود برای ویرانی اساس خانواده و بر باد رفتن امید زَنی که جوانی خود را نیز بر باد داده است؛ و همهی خواهران جوان لابد میدانند که هیچ جوانی نیست که به میانسالی و پیری نرسد و لابد میدانند که اگر امروز آنان جوان و با طراوتاند در فردای بیطراوتی آنان، باز هم جوانانی هستند که بتوانند برای خانوادهی فردای آنها، همان خطری را ایجاد کنند که خود آنان امروز برای خانوادهها ایجاد میکنند.

از این رو، بعد از منع کشیشان از ازدواج میگویند، صیغهگیری کشیشان، شورشی بهجا و بر حق، علیه این قانون سخت و خشن است. و علت اين كه مسلمين آن وقت زير بار اين تحريم خليفه رفتند اين بود كه فرمان خليفه را بعنوان يك مصلحت سياسی و موقتی تلقی كردند نه بعنوان يك قانون دائم . اين آيه به اتفاق مفسران شيعه و به قول گروهى از مفسران اهل سنت درباره ازدواج موقت نازل شده است.درباره اين قانون عالى نيز احاديثى از پيشوايان اسلام آمده است.بـراى نـمـونه: عبداللّه بن مسعود مى گويد: در يکى از جنگ ها هـمـراه پيغمبر (ص ) بوديم و چون زنان همراه ما نبودند و از جهت غريزه جنسى در فشار بوديم از آن گـرامى پرسيديم آيا براى ما جايز است کارى کنيم که غريزه جنسى در وجود ما به کلى از بين برود؟

اجازه دهید در این فصل و فصل بعدی توجه خود را به اندرزهای رواقیان درباره زندگی روزمره و نیز شکلدهی و حفظ روابط با ارزیابی و سنجش زندگی درمییابیم که دیگران منبع برخی از بزرگترین شادمانیها هستند – از جمله عشق و دوستی. متأسفانه بعضاً مظاهر مدپرستی در چادرهای مشکی نیز مشاهده میگردد، به گونهای که برخی از بانوان به جای استفاده از چادرهای مشکی متین و باوقار، به چادرهای مشکی، توری، نازک و دارای طرحهای جِلف و سبک که با هدف و فلسفه حجاب و پوشش تناسبی ندارند روی میآورند. این نیاز، در برخی مواقع، آنقدر شدید میشود که تمرکز و آرام و قرار را از دل انسان سلب مینماید.

ستایشی که کریچلی در این کتاب از بکت میکند، بینظیر است و شاید بتوان گفت با این کتاب است که فلسفه دین خود را به بکت ادا میکند و انگار که کریچلی از میان جامعه و طبقه فیلسوفان برگزیده شد تا ستایش آنها از بکت را در دل تاریخ ماندگار کند. این تجربه یک مواجهه تراژیک با مرگ است، اما امید به زندگی را در دل خود نهفته دارد. در این بخش او از ابهامی سخن میگوید که در نوشتن فلسفی از مرگ وجود دارد. یعنی مردم را مشغول مطالب پیچ در پیچ فلاسفه نمایند تا به علوم آل محمد روی نیاورند و سرگرم افکار پریشان فلاسفه گردند(.

بنابراین فلسفه های کهن در راستای کاربردی شدن، اجمالاً یک منظومه فکری داشته و به نوعی مدل سازی کرده و تا حدودی در منطق علوم نیز دخالت می کرده اند اما آن فلسفه، منطق و روشی که بتواند اولاً ظرفیت وحدت و هماهنگ سازی علوم را داشته باشد، ثانیاً ظرفیت کارآمدی علوم را در اداره عینی جامعه توسعه دهد و ثالثاً فلسفه را در توسعه کارآمدی حضور دهد وجود ندارد. این فلسفه علاوه بر اینکه منتهی به منطقی می شود که شناخت کل را برای ما میسور می کند، باید بتواند شناخت را به سمت عبودیت و حاکمیت فرهنگی ایمان جهت دهد که در نهایت چنین فلسفه ای است که میتواند امتداد ایمان را تا حوزة کاربرد و عمل اجتماعی، منسجم و هماهنگ کند.

بنابراین تجلی ایمان در یک رفتار ساده تا یک نظام سیاسی و اجتماعی در جامعه و یا الگوی بزرگ کلان در مقیاس بین المللی، حتماً با عبور از بستر عقلانیت ممکن است. اما امکان شناسایی نسبت بین امور و بخصوص ریاضی سازی این نسبت ها، از طریق کلی شناسی واقع نمیشود، هر چند که منطق کلی شناسی ضروری است و همة منطق های دیگر نیز حتماً مستغنی از آن نیستند.

سؤال: آیا آموختن فلسفه برای طلبه علوم دینی که با ادیان و عقاید دیگر بحث و تبادل آراء دارد لازم است؟ آری اگر کسی ازدواج کند در واقع نصف دینش را حفظ کرده، پس باید راجع به نصف دیگرش تقوا پیشه کند؛ چون نصف دیگر گناهان هم منشا دیگری دارد مثل ربا خواری ، رشوه ، ظلم و تعدی ، حب ریاست که منشا آنها حب و علاقه به دنیا است. قطعا ارزش دارد و ارزش آن مادی نیست، بلکه معنوی است. بهعبارتدیگر، موضوع بحث در این نوع از مطالعات اخلاقی، دین یا قوم خاصی نیست، بلكه موضوع آن، افعال اختیاری انسان است.

اخلاق هنجاری(3) به مطالعات و بررسیهای هنجاری درباره تعیین اصول، معیارها و روشهایی برای تبیین «حسن و قبح»،«درست و نادرست»، «باید و نباید» و امثال آن گفته میشود.(4) این بخش از پژوهشهای اخلاقی كه گاهی اخلاق دستوری نیز نامیده میشود، به بررسی افعال اختیاری انسان از حیث خوبی یا بدی، و بایستگی یا نبایستگی و امثال آن میپردازد؛ صرفنظر از اینكه فرد، قوم یا دین خاصی چه نوع دیدگاهی درباره آنها دارد. بههرحال این كاستی و كمبود بهویژه درباره مباحث مربوط به حوزة فلسفة اخلاق، كاملاً نمایان و چشمگیر است؛ بهگونهایکه این مباحث حتی از دید و نظر عالمانی كه در باب اخلاق و مسائل اخلاقی كتاب نوشته و تأمل و تفكر كردهاند نیز مغفول و پنهان مانده است.

؛ و آن طور پای به زمین نزنند که خلخال و زیور پنهان پاهایشان معلوم شود. بر این اساس مسئولیت پرورش نسل را به آن میسپارد. با انجام این مهم، اهداف بعدی همانند: شکوفاسازی استعدادها، ایجاد روحیهی تعاون، همکاری، همدلی و همراهی، تأمین سعادت فردی، پرورش حس مسئولیتپذیری، رشد و تکامل شخصیت انسانی، هدایت به حق و حقیقتطلبی که خود از اهمیت خاصی در دیدگاه اسلام بر خوردار است، نیز فراهم میشود. استفاده از حجاب و پوشش، به ویژه در شکل چادر مشکی، به دلیل سادگی و ایجاد یکدستی در پوشش بانوان در بیرون منزل، میتواند از بُعد اقتصادی نیز تأثیر مثبت در کاهش تقاضاهای مدپرستی بانوان داشته باشد؛ البته به شرط اینکه خود چادر مشکی دستخوشِ این تقاضاها نگردد.

مثلاً به ما قدرت کنترل و بهینه­سازی اوضاع اقتصادی جامعه یا حتی تحلیل بهینه­سازی وضعیت روانی و اخلاقی یک انسان را بدهد. عقلانیت فلسفی، به عنوان یک عقلانیت پایه، جاری در عقلانیت تخصصی جامعه به نحو عام شود و همه حوزه­های تخصصی را بپوشاند و حتی هماهنگ کننده حوزه اندیشه­های تخصصی درجامعه نیز باشد تا کارکرد جامعه برمبنای مفاهیم تخصصی به یک وحدت، هماهنگی و رویکرد واحد برسد. این شناسایی است که به ما قدرت کنترل میدهد تا با تغییر عوامل درونی و یا بیرونی یک شیء، آن را به «نقطه تعادل» برسانیم.

تعلیم و تربیت به شیوه کسب فضایل و دفع رذایل میپردازد و سیر و سلوک عرفانی را میتوان در آن جای داد. هرچند می توان احتمال خطا و اشتباه را داد و در حجیت آن خدشه کرد و نیز می توان با تتبع مؤمنانه در کلام الهی به قواعد سخن و کلام پی برد و منطقی کاملتر ارائه داد. براین اساس می توان مدلی برای شناخت نظام کمّیات و اوصاف کیفی موضوعات ارائه داد که بیان کند موضوع دارای چه اوصافی است و چه نسبتی – صرف نظر از کمیت- بین این اوصاف وجود دارد.

او اعتقاد دارد که کاربرد فلسفه باید برای افرادی باشد که آگاهی کمی از اصل آن دارند و با استفاده از این دانش بتوانند در زندگی خود تغییرات بنیادینی ایجاد کنند. همه انسانها بر اساس فطرت توحیدی خلق شده اند که تعریف و حدود و ثغور آن در روایات آمده است از جمله شناخت توحید، نبوت و امامت از جمله معارف فطری شمرده شده است که در وجود همه انسانها حضور دارد. خداوند متعال دین را به انسانها عرضه می کند (فارغ از آن دسته که مستضعف هستند و ندای دعوت دین به آنان نمی رسد) انسانها در زمانی که به بلوغ فکری و ادراکی می رسند، بواسطه قدرت فهم و ادراک، سخن دین و احیاناً همراه آن برهان و استدلال دین را درک می کنند و در اینجا انسان سعید، تسلیم امر الهی و دعوت حق شده و معرفت فطری خود را شکوفا ساخته و هدایت میابد و انسان شقی، استکبار ورزیده و راه طغیان و عصیان می پیماید.

دیدگاهتان را بنویسید