پایاننامه نویسی در حوزه؛ از اشکالات رایج تا توصیههای اساتید – خبرگزاری حوزه

دکارت در سالهای پایانی زندگی خود اظهار داشت که زمانی امیدوار بود که بتواند طول عمر را به یک قرن یا بیشتر افزایش دهد، اما بعداً دید که برای رسیدن به این هدف، کار نسلهای زیادی لازم است. ما در قرن چهارم ابن سینا را داریم که دوره پرشکوهی را برای فلسفه اسلامی و عرصه عقلانیت رقم زده است و سپس در انتهای این دوره تاریخی و در غرب جهان اسلام، ابن رشد اندلسی را داریم که تکمیل کننده این مجموعه بوده است.

بارون دو مونتسکیو (از متفکران سیاسی فرانسه در کتاب روح القوانین می نویسد): قوانین طبیعت حکم می کند زن خوددار باشد زیرا مرد، با تهور آفریده شده و زن نیروی خودداری بیشتری دارد بنابراین، تضاد بین آنها را می توان با حجاب از بین برد و براساس همین اصل، تمام ملل جهان معتقدند که زنان باید حیا و حجاب داشته باشند. آیا خوبی در جهان وجود دارد و یا خوبی مفهومی عینی است یا ذهنی؟

فیلسوفان اسلامی با مقدمات و کنکاشهای هستی شناسانه و نه صرفًا الهیاتی بود که توانستند از طریق بحث در اصل وجود، به اثبات واجب الوجود دست یابند. ، نوشته کریستوفر همیلتن کتابی بود که در این جلسه با حضور دکتر میثم محمد امینی(مترجم کتاب) و دکتر محمد حسن اشرف (روان شناس و روان درمانگر) و همچنین دکتر علی کاظمیان به عنوان دبیر نشست، مورد بررسی قرار گرفت. ابن رشد در فصل المقال میگوید: عمل فلسفه بیش از این نیست که آدمی در موجودات از آن حیث که دلالت بر وجود صانع و آفریدگار خود دارد بنگرد، دین نیز مردم را به این نظر امر کرده و آن را واجب دانسته است و این نگریستن با نظر عبرت در موجودات از ظاهر آیات عدیده دانسته شود؛ همچون «أوَلم یتَفكَّروا» (أعراف/ ۱۸۴)؛ «فاعَتِبروا یا أولی اْلَأبصا ر»(حشر/ ۲) و نیز این حدیث رسول خدا(ص) که میفرماید: «لاحسد إلا فی اثنین: رجل آتاه الله مالا فسلط علی هلکته فی الحق و رجل، آتاه الله الحکمة فهو یقضی بها و یعلمها» و خدای متعال می فرماید: «إدع إلی سبیل ربک بالحکمة» نظر و اعتبار جز با قیاس عقلی میسر نشود، زیرا «اعتبار چیزی جز همان استنباط مجهول از معلوم و استخراج آن نیست و این امر یا خود قیاسی است و یا به قیاس میسر شود.» پس نظر کردن در موجودات بوسیله قیاس عقلی واجب است و از این رو نظر فلسفی واجب است.

اگر موضوع حجاب را از این منظر مورد بررسی قرار دهیم علی الاصول نباید بین آنچه متون دینی درباره اصل حجاب و حدود آن میگویند با آنچه عقل در این باره به صورت مستقل بیان میکند تعارضی باشد. آنان در دوره اول، نه یونان و اسکندریه را میشناختند و نه با آثار آنان آشنایی داشتند و در این دوران، جنس مواجهه ها سراسر دینی بود. خوش بینی او در مورد توانایی عقل و اراده بشر برای یافتن حقیقت و رسیدن به رستگاری با بدبینی متفکر و ریاضیدان یانسنیست بلز پاسکال (1662-1623) متضاد بود.

مسلمانان در پرتو این تحول، به گونه ای متفاوت اندیشیدند. تفکر عقلی در حوزه اسلامی، قوامبخش فلسفه اسلامی است البته کسی منکر اخذ(و نه اقتباس) فیلسوفان اسلامی از فلسفه خسروانی و یونانی نیست، اما این امری سهل نیست که بتوان درباره آن همچون مستشرقان فریفته گونه داوری کرد. در این مقاله با نشان دادن نوآوریهای تنی چند از فلاسفه اسلامی و تلاش آنها برای بهره گیری از معارف اسلامی و همسو کردن نظام فلسفی خود با اندیشههای اسلامی، نشان داده شده است که فلسفه اسلامی نه تنها ممکن بلکه امری تحقق یافته است. علامه با آگاهی از خاستگاه دینی و قرآنی تفکر عقلی در حوزه فلسفه اسلامی، بیان میدارد که تفکر فلسفی راهی است که اعتبار آن را قرآن کریم تصدیق مینماید.(۵۲) به باور وی همه معارف حقیقیه از توحید سرچشمه میگیرد قرآن بنحوی عقلی و برهانی آن را مورد توجه قرار داده است.

و نوع خاصی از عقل که عقل دینی است، ویژگی فلسفه اسلامی است. پرسش این است که آیا باید این سنخ تفكر عقلی را نوعی فلسفه دانست؟ فلسفه اسلامی یعنی این نوع از عقلورزی. ابن رشد در سه کتاب مهم خود یعنی فصل المقال فی ما بین الحکمة و الشریعة من الاتصال، الکشف عن مناهج الادلة فی عقاید الملة، و تهافت التهافت به مسائل بین شرع و حکمت میپردازد. در هیچ امرى، قدمى برخلاف میل باطنى من برنداشت و هرگاه که به رخسارش نظاره مى کردم، تمام غصه هایم برطرف مى شد و دردهایم را فراموش مى کردم» و در جایى دیگر مى فرماید: «به خدا قسم!

این تصمیم مصادف با روزی شد که استخوانهای وی به طور رسمی در سنت ژنیو دو دو مون در پاریس قرار گرفت. چون خداوند سبحان بزرگترین موجود در صحنه هستی شناخته میشود، نادانی به او و قول به شرک نیز ظلم عظیم شناخته شده و قرآن کریم نیز به این سخن تصریح نموده است؛ آنجا که خداوند سبحان میفرماید؛ «إن الشرک لظلم عظیم»؛ به حسب مقتضای این آیه، بزرگی و عظیم بودن ظلم شرک، به واسطه این است که هستی خداوند دارای بزرگی و عظمت است.

وی در مواجهه با قرآن کریم روشی که برگزیده است، استدلال به قرآن است که نظر عقلی را واجب دانسته و این به فراگرفتن فلسفه منجر میشود. فلسفه اسلامی با توجه به عناصر و خصلتهایی که بیان گردید، متفاوت از فلسفه یونانی است. یعنی آنکه هر جسمی مرکب از هیولی و صورت و در این صورت امری بالفعل است. با حجج و براهین و استدلال عقلی نمیتوان به توحید راه برد، مگر آنکه خداوند او را به نور الهی تأیید کند. وی در تهافت التهافت تلاش میکند توازنی بین فلسفه مشائی و وحی قرآنی برقرار سازد؛ به گونه ای كه هیچ چیز از یکی فدای دیگری نشود و در همین حال هر دو را خرسند نماید.(۴۰) در آنجا میگوید علمی که از منبع وحی حاصل میشود، متمم علوم عقلی است؛ یعنی هر چه را که عقل از درک آن عجز داشته باشد، خداوند آن را از طریق وحی افادت کند.

به عبارت دیگر، هرگاه وجودی به نحو ضرورت متصف به موجودیت گردد، بدون قیدی به آن صفت متصف است و در چنین اتصافی، واسطه در عروض در کار نیست؛ یعنی به حقیقت به وجود متصف خواهد بود. در شرع هیچ اسراری نیست؛ یعنی در شرع مسائل و اموری نیست که عقل آن را درک نکند، زیرا عقل قادر است که همه موجودات را درک کند. مسئله اراده و اختیار انسان و نیز مسئله بقا و جاودانگی نفس بدون حل موضوع صفات الهی میسر نیست؛ همان طوری که مسئله صدور و آفرینش و امکان یا امتناع صدور کثرت از واحد به بحث صفات مرتبط می شد.

مفاهیم بیگانه تا منطبق با خواستها، نیازها، اقتضائات و پرسشهای جدید نشوند نه در تفکر جدید راه خواهند یافت و نه به کار گرفته خواهند شد. اين يك قانون كلى و عمومى است كه اگر به غرائز طبيعى انسان به صورت صحيحى پاسخ گفته نشود براى اشباع آنها متوجه طرق انحرافى خواهد شد، زيرا اين حقيقت قابل انكار نيست كه غرائز طبيعى را نمىتوان از بين برد، و فرضا هم بتوانيم از بين ببريم، چنين اقدامى عاقلانه نيست زيرا اين كار يك نوع مبارزه با قانون آفرينش است.بنا بر اين راه صحيح آن است كه آنها را از طريق معقولى اشباع و از آنها در مسير سازندگى بهرهبردارى كنيم.اين موضوع را نيز نمىتوان انكار كرد كه غريزه جنسى يكى از نيرومندترين غرائز انسانى است، تا آنجا كه پارهاى از روانكاوان آن را تنها غريزه اصيل انسان مىدانند و تمام غرائز ديگر را به آن بازمىگردانند.اكنون اين سؤال پيش مىآيد كه در بسيارى از شرائط و محيطها، افراد فراوانى در سنين خاصى قادر به ازدواج دائم نيستند، يا افراد متاهل در مسافرتهاى طولانى و يا ماموريتها با مشكل عدم ارضاى غريزه جنسى روبرو مىشوند.

هر چه مردم داراي تمدن بهتر و قوي تر و پيشرفته تر بودند ، پوشش انسان ها و روابط زنان و مردان تحت قاعده و قانون بهتري قرار داشت . بنابراین، نهتنها اسلام واضع قانون حجاب نبوده است، بلکه در جهت جلوگیری از افراط و تفریط هایی که در طول تاریخ در مورد حجاب به وجود آمده بود، به قانونمند کردن و تنظیم آن همت گماشته است و آن را به صورتی متعادل، صحیح و متناسب با فطرت انسانی زن و غیرتمندی مرد، ارائه نموده است. میدانیم که ممکن است وجودی بدون حیثیت تقییدیه به صفتی متصف شود اما در عین حال دارای حیثیت تعلیلیه باشد؛ یعنی در عین اتصافش به موجودیت بنحو بالضروره و بالذات، اما لذاته نبوده و معلول غیر باشد اما خداوند، واجب الوجود بالذات است؛ یعنی دارای حیثیت تقییدیه نیست و در عین حال واجب لذات نیز میباشد؛ یعنی حیثیت تعلیلیه و واسطه در ثبوت نیز ندارد.

در اسلام، هم امر تربیت، یک امر بسیار مهم است و هم زمینه ها و بسترهاى تربیتى کاملاً هموار گشته است؛ اما از آنجایی که امر تربیت، یک امر بسیار ظریف است و همسان گل لطیف، انسانهای معمولى در این زمینه چندان موفق نبوده اند؛ زیرا اولاً: شناخت و آگاهى کافى در این امر وجود ندارد و ثانیاً: شیوه درستى در امر تربیت وجود ندارد. این مشخصه بارز فلسفه اسلامی است و همین مشخصه است که سبب تمایز آن از فلسفه یونان میشود. وحی به باور او متمم ناتوانیهای عقل از جنبه عملی است.(۳۶) ابن رشد با طرح مسئله اتصال میان شریعت و حکمت، شریعت را نشانه اخلاق و نمونه اعلای عقل عملی دانسته و حکمت را نیز نماینده فلسفه و عقل نظری میان حکمت و اتصال به شمار میآورد.

نمونه ای از چنین بحثی را میتوان در رساله یی در اثبات واجب الوجود دید. واجب الوجود به باور فیلسوفان اسلامی هم بالذات موجود است و هم رأس وجود است. مسئله با کاوش در اصل وجود آغاز شده و به وجود واجب ختم میگردد. مفاهیم در هر ساحت و سرزمینی متناسب با فکر و فرهنگ آنجا ظهور پیدا كرده و رشد و نمو مییابد. شاید اصلا بتوان این گونه گفت که آدمی با توجه به مسائل واقعی و روزمره زندگیاش «به عنوان منبع الهام»، به لحاظ فکر و اندیشه قادر است از وضعیت روزمره خویش فراتر رود، و خود را به موقعیت کلیتری برساند.

آیا زیبای امری عینی و واقعی است؛ یعنی واقعا چیزی به نام زیبایی در اشیا وموجودات وجود دارد یا اینکه امری ذهنی است و به هر شخص مربوط می گردد و ممکن است کسی چیزی را زیبا بداند و کسی دیگر زیبا نداند؟ علمی که از ناحیه وحی اخذ شده باشد متمم علوم عقلی است؛ یعنی آنچه را که عقل از آن عاجز باشد، خدای تعالی به وسیله وحی به آدمی ارزانی میدارد. در نظر ابن رشد، هرچه را شرع از طریق وحی آورده است، با عقل همساز است و علمی که از ناحیه وحی اخذ شده باشد، متمم علوم عقلی است.

ابن رشد برای اثبات وجود خدا از قرآن کریم استفاده می کند که یکی دلیل عنایت و دیگری دلیل اختراع است. علامه طباطبایی در کتاب شیعه در اسلام مینویسد که قرآن کریم در آیات بسیاری به سوی حجت عقلی رهبری میکند و مردم را به تفکر و تعقل و تدبر در آیات آفاق و انفس دعوت میفرماید و خود نیز به استدلال عقلی آزاد میپردازد. علامه طباطبایی در رساله التوحید، مسئله توحید را با اصل هستی آغاز کرده و میان این دو پیوندی هستی شناسانه ایجاد میکند.

دیدگاهتان را بنویسید